سریال پلیسی شرلوک هلمز سریال پلیسی شرلوک هلمز
بیش از ۴۰ قسمت | دوبله فارسی
برای اولین بار |16DVD فقط 16500 تومان
شبهای برره !
سریال شبهای برره
۹۰ قسمت کامل با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
خطبه شقشقیه

با آنکه بیان فصیح و شیوا و گفتار صریح و بی‌شائبه از خصیصه‌های کلام امیرالمؤمنین(ع) بوده و در تمامی سخنانشان وجود دارد اما از آنجا که این خطبه شامل مباحث مهمی است که در رأس آن مسئله خلافت و جانشینی پیامبر(ص) می‌باشد لذا بر آن شدیم ضمن معرفی و شرح اجمالی این خطبه فایل صوتی آن را نیز جهت حفظ و نشر آن در اختیار علاقه مندان قرار دهیم ...


نهج‌البلاغه، چشمه جوشانی است که تشنگان راستین علم و معرفت از آب زلال و گوارای آن سیراب می‌گردند، کتابی است که جویبار خطبه‌ها و نامه‌هایش به جان‌ها طراوت می‌بخشد و کلمات همچون گوهر آن زینت هر محفل و مجلسی می‌باشد.
این کتاب شریف با وجود آنکه در میان جوامع انسانی و حتی اکثر شیعیان، غریب واقع شده و مهجور گردیده است اما به برکت نَفَس رحمانی سخنور آن، درخشش چشمگیری داشته است به گونه‌ای که حتی مخالفین را هم تحت تأثیر قرار داده و آنان را به تحسین و تعریف وا داشته است. حتی کسانی که عمری را صرف تحقیق و مطالعه کتاب‌های بسیار نموده‌اند هنگامی که با نهج‌البلاغه مواجه می‌شوند و با نگاه تیزبین و نکته‌سنج خود مطالب آن را بررسی می‌‌کنند، عقل و انصافشان اجازه نمی‌دهد که عکس‌العملی نشان دهند جز آنکه آنرا بوسیده و بر روی دیدگان خود گذارند، چنانکه دانشمند معتزلی ابن‌ابی‌الحدید می‌گوید: «یک سطر از نهج‌البلاغه برابر است با هزار سطر از کلام ابن‌نباته که به اتفاق دانشمندان، یگانه سخنور عصر خویش بوده است.»1 و نیز شیخ محمد عبده، مفتی مصر و شارح نهج‌البلاغه گفته است: «مردم هر چند در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین(ع) اختلاف داشته باشند اما همگی بر این مطلب متفقند که همانا او امام الفصحاء و سیدالبلغاء بوده و کلامش بعد از کلام خدا و رسول، شریف‌ترین و بلیغ‌ترین کلام‌هاست.»2 اما در میان تمام آنچه که سید رضی در نهج‌البلاغه جمع‌آوری نموده است خطبه شقشقیه جایگاه خاصی داشته و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد چنانچه علامه مجلسی این خطبه را در کتاب شریف بحارالانوار ذکر می‌کند و شرح مفصلی را بر آن می‌نویسد و در انتها می‌گوید: «همانا علت آنکه من کلام را در شرح این خطبه جلیل طولانی نمودم منفعت زیاد و قوت احتجاج در آن به خاطر شهرتش میان مسلمین می‌باشد.»3

اهمیت و جایگاه خطبه شقشقیه
خطبه شقشقیه منشأ اشکالات وارده بر نهج‌البلاغه4
اولین و مهمترین دلیل بر اهمیت خطبه شقشقیه آن است که به گواهی شواهد موجود، این خطبه علت و سبب اصلی شبهاتی است که بر نهج‌البلاغه وارد شده است، بدین معنا که برخی از متعصبان هنگامی که خطبه شقشقیه را به جهت پاره‌ای از عبارات آن که صریح در طعن خلفای سه‌گانه می‌باشد جعلی شمردند گام را فراتر نهاده و اصل انتساب نهج‌البلاغه را نیز منکر شدند که بر این قول شواهدی وجود دارد که به ذکر آنها می‌پردازیم:
در کتاب مصادر نهج‌البلاغه آمده است: «همانا این خطبه - خطبه شقشقیه - سبب اصلی و علت اولیه‌ای است که موجب برانگیخته شدن شبهات بر نهج‌البلاغه و اتهامات باطل نسبت به جمع‌آورنده آن - سید رضی - شده است.5
مؤلف کتاب در جای دیگری نیز می‌گوید: «‌به یقین می‌توان گفت که این خطبه از بزرگترین عواملی است که موجب برانگیخته شدن این شکوک در نهج‌البلاغه شده است و به سبب اشتمال نهج‌البلاغه بر این خطبه می‌باشد که شعله‌های اتهامات بالا گرفته است.»6 بسیاری از علما و محققین شیعی به مطلب پرداخته‌اند و حتی بزرگان اهل سنت هم جهت اصلی طعن بر نهج‌البلاغه را محتوای خطبه شقشقیه می‌دانند. بنابراین دانسته شد که شبهه تشکیک در انتساب خطبه شقشقیه مقدم بر انکار انتساب نهج‌البلاغه بوده است. در این خصوص نظر دیگری نیز بیان شده است مبنی بر اینکه منکران، ابتدا انتساب نهج‌البلاغه را زیر سؤال بردند اما پس از آنکه نتوانستند در این امر کاری از پیش برند دست بر روی خطبه شقشقیه گذاشته و آن را جعلی شمردند.7

توجه خاص بزرگان علم و ادب به خطبه شقشقیه
دلیل دیگری که بر اهمیت خطبه شقشقیه صحه گذاشته و جایگاه بلند آن را تأیید می‌کند توجه خاص بزرگان علم و ادب به این خطبه می‌باشد. پس از آنکه نهج‌البلاغه مورد توجه و استقبال کم‌نظیر علماء و بزرگان عالم اسلام قرار گرفت بسیاری از آنان شرح‌های متعددی بر آن نوشتند تا آنجا که علامه نستوه شیخ آقا بزرگ تهرانی در فهرست شروح نهج‌البلاغه 140 شرح از علمای شیعه و 16 شرح از علمای اهل سنت که قدیمی‌ترین آنها شرح فخر رازی می‌باشد را نام می‌برد.8 لکن به جهت اهمیتی که خطبه شقشقیه دارا بوده است برخی از علما اهتمام خاصی به این خطبه داشته و علاوه بر آنچه که در ضمن شروح نهج‌البلاغه نوشته شده است شرح‌های مستقلی را بر خطبه شقشقیه نوشتند که طبق آخرین بررسی صورت گرفته تا 19 شرح نام برده شده است. 
 

امتیازات خطبه شقشقیه 

با توجه به آنچه که در مورد اهمیت خطبه شقشقیه و جایگاه آن در نهج‌البلاغه بیان گردید، شایسته است که شناخت خود را نسبت به این کلام حضرت بیفزاییم و با امتیازاتی که موجب برتری این خطبه گردیده است آشنا شویم، بدین منظور برخی از امتیازات و ویژگی‌های این خطبه را برمی‌شماریم.

خطبه شقشقیه سندی گویا از تاریخ چهار دهه اول هجری 

از آنجا که یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ، دوران پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) می‌باشد - دورانی که تشکیل و تفکیک دو مذهب شیعه و سنی در آن رقم خورده است - لذا دست‌یافتن به تاریخی که صادق بوده و به بیان حقایق و واقعیت‌های آن دوره پرداخته است حائز اهمیت بسیار می‌باشد که در این میان خطبه شقشقیه توانسته است نقش بسزایی را ایفا کند به خصوص آنکه تاریخ صدور این خطبه در نزدیکترین زمان ممکن نسبت به اصل وقایع بوده است که این خود تأییدی است بر اینکه خطبه شقشقیه یکی از اصلی‌ترین اسناد تاریخی آن دوران می‌باشد. 

صراحت لهجه و عدم کتمان حقایق 

با آنکه بیان فصیح و شیوا و گفتار صریح و بی‌شائبه از خصیصه‌های کلام امیرالمؤمنین(ع) بوده و در تمامی سخنانشان وجود دارد اما از آنجا که این خطبه شامل مباحث مهمی است که در رأس آن مسئله خلافت و جانشینی پیامبر(ص) می‌باشد لذا بیان روشن و واضح وقایع، آن هم از سوی شخصیتی که همگان از دوست و دشمن به صداقت و عدالت او اعتراف دارند امتیاز مهمی به‌شمار می‌رود به خصوص در مورد خلفای سه‌گانه که هر کجا تاریخ سخنی از آنان به میان آورده به نحوی از بیان واقعیت‌ها خودداری کرده و آن را در پرده ابهام باقی گذراده است. لکن هنگامی که آن حقایق از زبان مولای متقیان علی(ع) آشکار می‌شود و حق همچون آفتاب نیم‌روز نمایان می‌گردد دیگر حجت بر همگان تمام شده و درب اعتذار بسته می‌شود.
هنگامی که امام علی(ع) سخن از خلیفه اول به میان می‌آورد به صراحت می‌گوید که او به ناحق لباس خلافت را به تن کرد و حال آنکه می‌دانست من به این مقام شایسته‌ترم چرا که جایگاه من نسبت به خلافت همچون میله آهنین است به سنگ آسیاب «اما والله لقد تقمصها ابن ابی‌قحافه و انّه لیعلم انّ محلی منها محل القطب من الرحی».
و یا زمانی که ابوبکر خلافت پس از خود را به خلیفه دوم واگذار می‌کند امام(ع) فریاد تعجب برمی‌آورد که «‌فیاعجباً بیّنا هو یستقیلها فی حیاته إذ عقدها لآخر بعد وفاته» شگفتا که او – ابوبکر - در حالی که در دوران زندگی‌اش از مردم می‌خواست تا وی را از خلافت معاف دارند. ناگهان آن را پس از خود برای دیگری منعقد ساخت.
و یا هنگامی که سخن از خلیفه دوم به میان می‌آید امام(ع) تمام واقعیت‌های دوران را فاش کرده و می‌گوید:
«فصیّرها فی حوزه خشناء یغلظ کلمها و غشن مسّها و یکثر العثار فیها و الاعتذار منها» ‌و سپس او – ابوبکر - خلافت را در اختیار کسی قرار داد که جوّی از خشونت و سخت‌گیری بود، سخن و کلامش تند بود و تماس و ملاقات با او رنج‌آور، اشتباه و لغزش‌های زیادی از او سر می‌زد و بسیار عذرخواهی می‌نمود.
آنگاه که نوبت به خلیفه سوم می‌رسد امام(ع) بی‌بندوباری‌های او را نسبت به بیت‌المال بیان می‌کند و می‌گوید که اقوام و خویشان او همچون شترانی که علف‌های بهاری را می‌چرند بیت‌المال را میان خود تقسیم کرده و خوردند. «و قام معه بنو أبیه یخضمون مال الله خضمه الإبل نبته الربیع.»  

خطبه شقشقیه تجلی مظلومیت علی(ع) 

ویژگی دیگرخطبه شقشقیه آن است که مظلومیت و مصیبت‌های حضرت در این خطبه تجلی پیدا کرده است؛ مظلومیتی که پس از رحلت پیامبر(ص) به اوج خود رسید، چنانکه در یکی از خطبه‌ها فرمودند: «فوالله مازلت مدفوعاً عن حقی مستأثراً علیَّ منذ قبض الله نبیه حتیّ یوم النّاس هذا»9 به خدا سوگند از زمان وفات پیامبر تا امروز همواره از حقم بازداشته شده‌ام و دیگران را بر من مقدم داشته‌اند.
مظلومیتی که علامه امینی(ره) درباره آن گفته است: «اگر خداوند متعال هزار و چهارصد سال هم به من عمر دهد همه آن را در مظلومیت علی(ع) گریه خواهم کرد.» و خطبه شقشقیه حکایت‌گر این مظلومیت‌ها و مصیبت‌های جانسوز است تا آنجا که به جهت همین ویژگی از دیگر خطب و نامه‌های نهج‌البلاغه امتیاز یافته است. اما آغاز مصیبت و اوج مظلومیت زمانی بود که آن حقی را که پیامبر(ص) بارها و بارها از آغاز رسالت خود تا آخرین لحظات عمر شریفشان برای علی(ع) اثبات نموده بودند به زور، غصب کرده و از آن خود نمودند. چه جانسوز است این نوای علی(ع) «أری تراثی نهباً» آنجا که می‌بیند در پیش رویش میراث او را به تاراج می‌برند لکن راهی جز صبر ندارد، صبری بیست و پنج ساله، بر ظلمتکده تاریک روزگار10 و در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو بود «‌فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی» و چه سخت است آن زمانی که علی(ع) در جمع دنیاپرستان، هم ردیف کسانی قرار می‌گیرد که حب ریاست چشمانشان را کور کرده، تا امر خلافت را که حق مسلم او بود به شور گذارند و خلیفه مسلمین را تعیین کنند. آنجاست که فریاد استغاثه امام بلند می‌شود: «فیالله و للشّوری متی اعترض الرّیب فیّ مع الأوّل منهم حتی صرت أقرن الی هذه النظائر» بارخدایا به تو پناه می‌برم، از این شورا، کدام زمان در مقایسه من با نخستین آنها شک و تردید عارض شده بود، تا آنکه با این افراد مثل هم قرین گردم.
اما آیا مظلومیت علی(ع) در همان بیست و پنج سال خانه‌نشینی خلاصه می‌شود و یا در غصب خلافت تمام می‌گردد؟ به راستی چه چیز سبب گردید که شخصیتی این چنین تا بدین اندازه مظلوم واقع شود و تا به امروز نیز مظلوم بماند. آری راز مظلومیت علی(ع) ناشناخته ماندن اوست.

دفاع از خطبه‌ شقشقیه
با آنکه خطبه شقشقیه یکی از معروفترین خطبه‌های نهج‌البلاغه بوده و حتی در میان علمای اهل سنت نیز شهرت داشته است اما برخی از متعصبین بی‌آنکه هیچ دلیل و برهانی اقامه کنند استناد این خطبه را زیر سؤال برده و آن را جعلی شمردند، آنان مدعی شده‌اند که خطبه شقشقیه کلام امام علی(ع) نمی‌باشد بلکه ساخته سید رضی است که به امام علی(ع) نسبت داده است.
هنگامی که به کلمات قائلین این اشکال مراجعه می‌کنیم متوجه می‌شویم که آنان در اثبات مدعای خود بیش از هر چیز بر این توجیه تکیه نموده‌اند که در نهج‌البلاغه، خاصه خطبه شقشقیه عباراتی وجود دارد که صریح در طعن و سرزنش خلفای سه‌گانه و بعضی دیگر از صحابه پیامبر(ص) می‌باشد که صدور آن از جانب امام علی(ع) به دور می‌باشد. چنانکه محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استاد دانشگاه الازهر مصر در مقدمه ‌تحقیق خود بر شرح نهج‌البلاغه عبده می‌گوید: «مهمترین دلیلی که علمای ادب عربی آن را سند و پشتوانه این قول - جعلی بودن نهج‌البلاغه - قرار داده‌اند این است که در نهج‌البلاغه - به‌ویژه در خطبه شقشقیه - نسبت به صحابه پیامبر(ص) تعریض‌هایی وجود دارد که صدور آن از شخصیتی مانند امام علی(ع) صحیح نمی‌باشد.»11 همچنین احمد بن عثمان ذهبی در میزان‌الاعتدال و ابن‌حجر عسقلانی در لسان‌المیزان با صراحت و جسارت، نهج‌البلاغه را جعلی شمرده‌اند و علت آن را وجود سبّ صریح بر ابوبکر و عمر دانسته‌اند.12
اما در پاسخ باید گفت که بیان طعن و تعریض‌هایی که از سوی امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، خاصه خطبه شقشقیه صورت گرفته است اشکال و ایرادی محسوب نمی‌شود که به خاطر آن خطبه شقشقیه را جعلی شمارند چراکه امام‌علی(ع) اولین کسی نبوده است که نسبت به صحابه پیامبر(ص) اشکال نموده بلکه قبل از ایشان و در مرتبه اول خداوند متعال در قرآن کریم عملکرد برخی از صحابه را مورد نقد قرار داده و آنان را سرزنش نموده است.

انتقاد از صحابه در قرآن
خداوند متعال فرموده است: «‌یا ایّها الّذین آمنوا إذا جاءکم فاسق بنبأ‌ فتبیّنوا أن تصیبوا قوماً بجهاله‌»13 ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر شخص فاسقی خبری را برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید تا آنکه مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید.
به گفته مفسرین، شأن نزول این آیه در مورد ولید بن عقبه می‌باشد. وی با خبر دروغ مبنی بر دشمنی قبیله بنی المصطلق سعی در ایجاد جنگ داشت که این آیه بر پیامبر نازل شد و بعد از آن بین صحابه به ولید فاسق شهرت یافت.14
در سوره انعام نیز آمده است: «و من أظلم ممّن افتری علی الله کذباً أو قال أوحی إلیّ و لم‌یوح إلیه شیئ»15 چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا بندد یا بگوید به من وحی فرستاده شده در حالی که به او وحی نشده است.
به تصریح بسیاری از مورخین و مفسرین این آیه در مورد عبدالله بن ابی‌السرح نازل شده است. ابن ابی‌السرح برادر رضاعی عثمان بود و در زمان او ولایت مصر را بر عهده داشت در صورتی‌که پیامبر(ص) خونش را مباح نموده‌بود هرچند که به پرده کعبه چنگ زده باشد.16 در این آیه خداوند متعال بیان می‌دارد که ابن ابی‌السرح ظالمترین انسان‌هاست چراکه او به خدا تهمت دروغ زده و ادعای دریافت وحی را نموده است.

انتقاد از صحابه در سیره پیامبر(ص)
بدون شک کسانی که مدتی از عمر خود را در محضر رسول خدا(ص) سپری کرده و به عنوان صحابه ایشان شناخته شده‌اند دارای مقام و منزلتی ارزشمند می‌باشند اما این بدان معنا نیست که حتی اگر مرتکب اعمالی شدند که بر خلاف رضای خدا و رسولش بود باز هم شایسته تحسین و تمجید باشند و نکوهش آنها مذموم شمرده شود از این‌رو است که وقتی سیره پیامبر(ص) را بررسی می‌کنیم به این نکته دست می‌یابیم که آن حضرت نیز بارها و بارها برخی از صحابه ‌خود را به خاطر اعمال ناپسندشان ملامت می‌کردند و حتی بعضی از آنها را مورد لعن و نفرین قرار داده‌اند!
یکی از کسانی که زمان پیامبر(ص) را درک نموده و به عنوان صحابه ایشان شناخته شده است ابوسفیان می‌باشد. علمای اهل سنت او و فرزندش معاویه را عادل دانسته و از هرگونه عیب و نقصانی که عدالتشان را خدشه‌دار کند بری می‌دانند این در حالی است که به شهادت تاریخ، پیامبر(ص) هردوی آنها را لعن نموده است!17
یکی دیگر از صحابه پیامبر(ص) ابوعمرو ذوالثدیه می‌باشد که تعبدش در میان اصحاب زبانزد بوده و حتی تلاش و جهدش در عبادت خدا دیگران را متعجب نموده بود اما زمانی که پیامبر(ص) با او مواجه گردید در حق وی فرمود: «همانا او مردی است که در چهره‌اش اثری از شیطان می‌باشد.»18 سپس دستور قتل او را داده و خطاب به اصحاب فرمودند کیست که این مرد را به قتل برساند؟
از جمله افراد دیگری که جزو صحابه پیامبر(ص) شمرده شده است حکم بن ابی‌العاص بن امیه می‌باشد. او پدر مروان حکم و عموی عثمان بود و از کسانی بوده که در روز فتح مکه اسلام آورده است لکن پیامبر او و آنکه در صلب او بود را لعن نمود. چنانکه عایشه به این مطلب تصریح نموده و خطاب به مروان گفته‌است: اما تو ای مروان شهادت می‌دهم که رسول خدا(ص) پدرت را لعن نمود در حالی که تو در صلبش بودی.19
اکنون زمانی‌که خداوند متعال در قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) این چنین برخی از صحابه خود را نکوهش می‌کنند چگونه می‌‌توان حقایقی را که امیرالمؤمنین(ع) در قالب انتقاد از بعضی صحابه بیان نموده‌اند صحیح ندانسته و غیر قابل قبول شمرد.

صدور خطبه شقشقیه از سید رضی محال است
در میان ادله‌ای که بر انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) دلالت می‌کند شواهدی وجود دارد که بر طبق آنها صدور خطبه شقشقیه از سوی سید رضی غیر ممکن می‌باشد.
یکی از آن شواهد این است که خطبه شقشقیه از حیث وجودی مقدم بر حیات سید رضی می‌باشد بدین معنا که تاریخ ولادت سید رضی سال‌ها بعد از تاریخ تألیف کتاب‌هایی بوده که خطبه شقشقیه در آنها وجود داشته‌است. این گروه از علما که خطبه را سال‌ها قبل از تولد سید رضی - 395 هـ . ق - در کتب خود ذکر نموده‌اند عبارتند از:
1. الحافظ یحیی بن عبدالحمید الحمانی، متوفی 238 هـ‌. ق.20
2. ابوجعفر دعبل خزائی، متوفی 246 هـ. ق.21
3. ابوجعفر احمد بن احمد خالد البرقی، متوفی 274 هـ. ق، ایشان که از علمای بزرگ شیعه بوده خطبه را در کتاب‌ المحاسن ذکر نموده‌اند.22
4. دانشمند معتزلی محمد بن عبدالوهاب ابوعلی‌الجبائی، متوفی 303 هـ. ق.23
5. الوزیر ابی‌الحسن علی بن الفرات متوفی 312 هـ. ق.24
6. ابوجعفر محمد بن عبدالرحمن معروف به (ابن قبه رازی) از علمای قرن سوم، در کتاب الانصاف فی الامامه، ابن قبه ابتدا معتزلی بوده و از شاگردان ابوالقاسم بلخی شیخ معتزله به شمار می‌رفت اما سرانجام به مذهب حقه امامیه پیوست و در رد خصمان اهل بیت کتاب‌هایی را نوشت.25
7. ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن محمود بلخی متوفی 317 هـ. ق، رئیس طایفه‌ای از معتزله معروف به کعبیه.26
8. ابن عبدالله مالکی، متوفی 328 هـ. ق، در کتاب عقدالفرید.
علامه مجلسی در بحارالانوار و قطیفی در الفرقه الناجیه تصریح نموده‌اند که خطبه شقشقیه در جزء چهارم عقدالفرید بوده است اما در نسخه‌های موجود محذوف می‌باشد.27
9. ابواحمد عبدالعزیز یحیی جلودی بصری، متوفی 332 هـ. ق.28

بیان شگفت‌انگیز امام(ع) در خطبه شقشقیه
شاهد دیگری که بر امتناع صدور خطبه شقشقیه از سوی سید رضی دلالت می‌کند، جلوه‌های اعجاب‌انگیز فصاحت و بلاغت در کلام امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد، کلامی که به اعتراف بزرگان فراتر از کلام مخلوق و فروتر از کلام خالق می‌باشد، به راستی چگونه ممکن است که خطبه شقشقیه از سید رضی باشد و حال آنکه هر انسان مطلع و سخن‌شناسی با اندک مطالعه این خطبه پی به سخنور اصلی آن یعنی امام علی(ع) می‌برد.
چنانکه ابن ابی‌الحدید معتزلی نیز با نقل قضیه‌ای که در پایان شرح خود بر خطبه شقشقیه می‌آورد بر بی‌اعتبار بودن این اتهام صحه می‌گذارد او می‌گوید: «استادم ‌ابوالخیر مصرق بن شبیب نقل نمود که من خطبه شقشقیه را نزد استاد شیخ ابومحمد عبدالله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم تا آنکه از او پرسیدم آیا به نظر شما این خطبه جعلی است؟ او در جواب گفت:
نه به خدا قسم، من یقین می‌دانم که این خطبه از گفتار علی(ع) می‌باشد همانطور که تو مصدق هستی (و تو را می‌شناسم).29
گفتم: بسیاری از مردم می‌گویند که این خطبه از سخنان سید رضی است گفت: نه، این نَفَس و اسلوب کجا و سید رضی و دیگران کجا، ما نوشته‌های سید رضی را دیده‌ایم و به گفتار و شیوه او آشنا هستیم و می‌دانیم که با این سخنان هیچ‌گونه سازشی ندارد.»
سپس ابن‌ ابی‌الحدید می‌گوید: «من نیز قسمت‌های زیادی از خطبه ‌شقشقیه را در تصنیفات استاد، شیخ ابوالقاسم بلخی دیده‌ام، او پیشوای معتزلی‌های بغداد بوده و در زمان خلیفه مقتدر بالله عباسی و مدت‌ها قبل از تولد سیدرضی می‌زیسته است.»30
دکتر محمد تیجانی نیز در کتاب ثم اهتدیت حکایتی را نقل می‌کند که خود شاهد دیگری بر انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) می‌باشد.31

تصریح صاحبان کتب لغت و معاجم عربی
دلیل دیگری که انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) را اثبات می‌کند، تصریح صاحبان معاجم عربی در این رابطه می‌باشد چراکه بسیاری از آنان هنگامی که به توضیح برخی از لغات خطبه شقشقیه می‌پرداختند تصریح نموده‌اند که این خطبه از خطب امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد. مجدالدین فیروزآبادی در قاموس‌المحیط و سعید الخوری الشرتوتی اللبنانی در اقرب‌الموارد از این گروه می‌باشند که به عنوان مثال به چند نمونه اشاره می‌کنیم.
الف- در مجمع‌الامثال میدانی در ذیل مثل عرب که می‌گوید: «شقشقه هدرت ثمّ قرّت» آمده است:
«‌شقشقه چیزی است شبیه شش که شتر هنگامی که به هیجان می‌آید آن را از دهانش خارج می‌سازد. و برای امیرالمؤمنین علی(ع) خطبه‌ای است که به شقشقیه معروف است.»
ب- همچنین ابن‌اثیر در النهایه به دنبال معنای ماده شقشق چنین می‌آورد که «و منه حدیث علیّ فی خطبه له تلک شقشقه هدرت ثمّ قرّت» و از آن جمله است کلام علی(ع) در خطبه‌ای که برای اوست: آن [سخنان همچون] شقشقه‌ای بود که به صدا درآمد و فرو نشست.
ج- در اقرب الموارد در ذیل لغت شقشقه آمده است: «الشقشقه لهاه ‌البعیر و الخطبه الشقشقیه خطبه الامام علی(ع) و هی خطبه بدیعه مشتمله علی حکم و انواع البلاغه» شقشقه تکه گوشتی را گویند که مشرف بر حلق شتر و در انتهای سقف دهانش آویخته است32 و خطبه شقشقیه خطبه بدیعی است از امام علی(ع) که مشتمل بر حکمت‌ها و اقسام بلاغت می‌باشد.33
از دیگر شواهد بطلان آن ادعای واهی این است که قاضی عبدالجبار معتزلی که از متعصبین علمای اهل سنت بوده خطبه شقشقیه را در کتاب المغنی ذکر کرده است. او در این کتاب به تأویل برخی از کلمات خطبه پرداخته و آن عباراتی که بر طعن خلفای سه‌گانه دلالت می‌کرد را توجیه نموده است اما با این همه استناد خطبه شقشقیه به امام علی(ع) را انکار نکرده است.34 

مهدی مردانی

پی‏نوشت‏


1. مصادر نهج البلاغه و اسانیده، سید عبدالزهرا حسینی خطیب، دار الاضواء‌بیروت، ج 1، ص 87.
2. همان، ج 1، ص 42.
3. بحار الانوار، علامه مجلسی، کتاب الفتن و المحن، ج 29، ص 548.
4. البته بر نهج‌البلاغه اشکالات بسیاری وارد شده است که همگی آنها مرتبط با خطبه شقشقیه نمی‌باشد لکن شبهه جعلی بودن نهج‌البلاغه که از همه شبهات مهمتر بوده و در رأس آنها قرار دارد بیشتر مورد بحث واقع شده است و خطبه شقشقیه مسبب ایراد این شبهه می‌باشد.
5. مصادر نهج‌البلاغه، سید عبدالزهرا خطیب، ج 1، ص 309.
6. همان، ج 1، ص 318. جهت اطلاع بیشتر در خصوص این موضوع می‌توان به منابع ذیل مراجعه کرد:
الف- مجله نگاه حوزه، شماره 68 – 65، ص 136.
ب- در پیرامون نهج‌البلاغه – ترجمه ماهوالنهج‌البلاغه – مترجم: میرزاده اهری، ص 57.
ج- مقدمه تحقیق بر شرح نهج‌البلاغه عبده،محمد محی‌الدین عبدالحمید.
7. علی دوانی، سید رضی مؤلف نهج‌البلاغه، دفتر انتشارات اسلامی، ص 206.
8. شیخ آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، منشورات المکتبه الاسلامیه، ج 14، ص 111 - 140.
9. نهج‌البلاغه، خطبه 6.
10. أو أصبر علی طخیه عمیأ: خطبه شقشقیه.
11. شرح نهج‌البلاغه، عبده، مطبعه استقامه مصر.
12. و من طالع نهج‌البلاغه جزم بأنّه مکذوب علی امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه ففیه السّب الصراح و الحط علی سیدین ابی‌بکر و عمر رضی الله عنی - لسان المیزان، ج 4، ص 256، دارالفکر بیروت - میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد البجاوی، ج 3، ص 124، دارالفکر بیروت.
13. حجرات/ 6.
14. شرح ابن‌ابی‌الحدید، ج 4، ص 80.
15. انعام/ 93.
16. درالمنثور، ج 3، ص 30؛ المستدرک علی الصحیحین، محمد عبدالله نیشابوری معروف به حاکم، ج 3، ص 265؛ ‌کشاف، ج 2، ص 45.
17. وقعه الصفین، مکتبه آیت‌الله‌مرعشی، تحقیق عبدالسلام محمد هارونی، ص 220.
18. إنّکم لتحبرونی عن رجل انّ فی وجهه لمنعه من الشیطان، الاصابه فی معرفه الصحابه، احمد بن علی بن حجر عسقلانی، بیروت دار‌الصادر.
19. أما أنت یا مروان فأشهد أنّ رسول الله(ص) لعن أباک و أنت فی صلبه، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، عزالدین علی بن محمد معروف به ابن‌اثیر، ج 2، ص 34.
20. الغدیر، ج 7، ص 110.
21. همان.
22. همان.
23. همان.
24. همان.
25. همان و مصادر نهج‌البلاغه، ج 1، ص 309.
26. همان و مصادر نهج‌البلاغه ، ج 1، ص 310.
27. مصادر نهج‌البلاغه، ج 1، ص 311.
28. الغدیر، ج 7، ص 110.
29. بعضی از مترجمین در ترجمه این قسمت دچار اشتباه شده و کلمه مصدق را تحت‌اللفظی ترجمه نموده‌اند یعنی اینگونه ترجمه کرده‌اند: «می‌دانم که تو تصدیق کننده هستی» در حالی که چنین نیست زیرا گوینده در مقام بیان یقین ابن‌خشاب در قالب تشبیه است.
30. شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج 1، ص 205.
31. آنگاه هدایت شدم، ص 57.
32. که در اصطلاح به آن زبان کوچک گویند.
33. اقرب‌الموارد، (3 جلدی)، ج 1، ص 604.
34. شرح نهج‌البلاغه، علامه مجلسی، ج 1، ص 61.   

  

با فرمت amr دانلود نمایید