معرفی سایت

درد های من مسری است...مراقب باشید!




لوگو
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
آمار بازدید: 39554
گرچه به ظاهر روزست ، اما به واقع غریب ترین شام غریبان حیات غریبانه من است که در چشم من اینک تمامی چشم اندازها ، انگار نگاره های نگارین آن نگار از دست رفته است .
می نویسم از: برای تو
معبودا ؛ بر من ببخشای ، گاهی یک خیال پست زمینی هوایی ام می کند که اگر با تو نبوده ام ، با خود نیز نبوده ام که با خودی بودن ، به که با خود بودن که بزرگترین آزادگی ها در بند بندگی خدا بودن است .
می نویسم از: برای تو
تمام این ده سال تنها یک چیز بود که سایه شومی بر قلبم انداخته بود و انداخته هنوز .
هرگز هایی که غالبا اتفاق می افتند ، باز هم اتفاق افتادند و سال ها بعد هنگامی که پیرمردی کهنسال جای این طفل بیست و چند ساله را بگیرد ، من دوباره این نوشته ها را خواهم خواند . آن زمان که دیگر هردو سروسامانی گرفته ایم و هنوز هم به هم نرسیده ایم و دنیایی که بسیار کوچکتر از این حرف هاست .
می نویسم از: برای تو