شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
آیا دین چیزی جز محبت است ؟
درد ما از این مساله برخاسته از پیام آن دختر بچه تازه قلم بدست گرفته ای است که میگوید : کاش در آئین اسلام هم از عشق بازی با معشوق این گونه یاد می شد و از آن زرتشتی صلح طلب است که تلاش دارد پاره ای از بدیهیات عقلی و فطری بشری را که محبت و مهربانی نام دارد و در نزد حتی کمونیست نیستی طلب نیز اصلی پذیرفته شده است را بنام آیین دروغ خویش مصادره کند ...
که اگر مبنا لفاظی باشد ما نیز میگویم اگر عشق همان لحظه عظیمی است که زنی برای معالجه قلب شوهرش طلاهایش را میفروشد پس همه زرتشتی ها نیز مسلمانند حتی اگر خود ندانند ! و باز عشق اگر همان لحظات شکوهمندیست که کودکان بر تلفظ بابا پیروز میشوند هر گبر و یهودی نیز مسلمان محسوب میشود حتی اگر خود به این سخن قائل نباشند ... ولی بطلان این زخرف بر هر طفل مکتب نرفته ای بارز و ظاهر است که این مقولات در چارچوب عقل بشری است و دین تنها مؤکد آن است نه مؤسس این امور و چه اعترافی به بطلان بالاتر از کلام آن بانوی زرتشتی که میگوید : تنها فلسفه ی موجود دین من ، مهربانیست ... که میگویمش مهربانی را فلسفه نیاز نیست که چارپایان شهر ما نیز با یکدیگر مهربانند و لابد فیلسوف ...و ما با توجه به همین اصل قصد داریم با باز کردن جبهه جدیدی در این باب جلوه های عشق و مهربانی محمدی را در آیین اسلام به نمایش بگذاریم تا جهانیان بدانند که لیلی بازان حقیقی را نه در اساطیر ایران زمین که تنها در جزایر هور و مجنون باید دید !
و این همه را گفتم و خواهم گفت چرا که اگرسرجای خود بنشینیم وبگوییم اسلام کامل ترین دین است شاید برای ما مسلمانان تخطئه آور باشد ولی آیا برای روشنفکران و متفکرین غرب و شرق نیز اینگونه هست ؟ که در ماشینی که راه نیفتاده هرچه فرمانش را بچرخانی خطری نمیبینی و همینطور ماشینی که آرام می رود پس شجاعت است که میخواهیم وارد عرصه ای شویم که کمتر کسی جرات قدم زدن و قلم زدن در حوالی آن مبانی را دارد که بفهمیم و بفهمانیم چرا دین جز محبت نیست ؟
که دعا چگونه جریان می یابد و چگونه از پیچ و خمهای روح تو میگذرد و روح تو را میبرد ، روحی که که در برخوردها و حرکت هایش در جامعه 2010 شکل میگیرد و حتی اشک هایش نیز او را خالی نمیکند ، پس مرا به عشق بخوان که وجود آلوده و کثافت زده همه این منحرفان شریعت زرتشت و یهود و مسیح را بر فرض آنکه بهترین عطرها را با بهترین واژگان بر شریعتی خود بپاشند تنها مشتی خون بر آستانه عشق پاشیده اند که زین پس بر آنیم هر از گاهی بیان کنیم جلوه های این تولی و تبری را در سیره اهل بیت ع که بدانی جملاتی که در دعاهای ما هست پیش از آنکه یک جمله باشد ، یک احساس هست ؛ آیا میتوان کلمه ای را بر زبان آورد پیش از آنکه احساسش در دل و شناختش در سر و توجه و مطالعه و بررسی هایش در تمام حواس ما رخنه نکرده باشد ؟
و آیا اصولا این چنین کلمه ای ، احساسش و پیامش می رسد و در دل می نشیند ؟!
در خاتمه این خدایم است که به مدد می طلبم که معبودا این تویی که ما را خوانده ای ، این تویی که در ما دمیده ای ، این نوای آشنای توست در نی وجود ما که نه با این زبان که با دلم این آرزوی سرگشته در جستجوی تو هستم و امروز در دام این همه غوغا ، باز تنها تویی که می خوانمت : الهی ، گاهی ، نگاهی ...



