آسمان سیاه است دسترسی سریع به کلیه نوشته ها نسخه موبایل تماس مستقیم با مدیر RSS 2.0
پروفایل کلوب .کام
معرفی سایت

درد های من مسری است...مراقب باشید!
مرد و بهشتش
مرا ببخش ای افسانه شب
اشک و عشق ۲
دفاع قلب
لحظه ها و گذشته ها
آیا دین چیزی جز محبت است ؟
نفرین مقدس
اشک و عشق 1
عکس تو
به این مرد آفرین بگویید
اشک
محبوب ابدی
مادر
برای بانوی زخم خورده ام
میخواهم تو را بنویسم
من رفت او آمد
ضرورت تفقّه یا تقلید در دین
فیض غم
طبیب طیّب
دولت نور
این متن ادبی نیست
چشم زخم بندگی
زخم نوشان
نقطه سر خط به وقت ۹:۳۰
آهای فلانی
آخرین شاگرد آیت الله قاضی
نقد جریانی بنام شریعتی ۱
آخر چه نویسم ؟
ناخدای اندیشه
آسمان سیاه است
موعود مهربان
مهراب یار
تنها تو تسنیمی
افسوس که ...
درد بی عشقی
نسیم تسنیم
تقاص غمت
سلام بر اهل بصیرت
أین عمّار ؟
ایمان نام دیگری دارد و آن ولایت است
جامعه شناسی غدیر و ابتکارات نبوی
مجسمه درد
دل شب
فراغت از تحصیل
شام غریبان
بر من ببخشای
اولین باخت خرسندانه زندگیم
نمیدانم چه بنگارم
آن روز که به خال لبم گرفتار شدی
فروردین 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1389
تیر 1389
مرداد 1389
شهریور 1389
برای تو (28)
نقد و نظر هایم (8)
روزمرگی هایم (8)
مقالات منتشره (1)
مباحث اسلامی (4)
هبوط
موعود
ترنم باران
آخرین زمان
محمد بنائی
صبح پیروزی
میم نون الف
آفتاب سوزان
شطحی جات
بسیج مظلوم
ادبیات یخ زده
صراط مستقیم
خدیجه ثنائی فر
قصه بچه بسیجی
امام زمان عجل الله
دل من بارانی است
.:: بانوی اردیبهشت ::.
دلم یه عالمه ، خدا می خواد
منتظران منتقم فاطمه س
من و شیدا
ماندانا آرمان
تنهایی
خدا برایم کافیست
یاران ولایت
حقیقت ، بصیرت
لوگو
پیوند های روزانه
* ارتداد *
آرشیو لینکهای روزانه
امکانات جانبی
آمار بازدید: 39593


مجموعه ی شعبده بازی مجموعه ی شعبده بازی
بیش از ۲۰ ساعت شعبده بازی جنجالی که بسیار از افراد دنیا را حیرت زده کرده
طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
مخصوص علاقمندان به کارآفرینی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
به این مرد آفرین بگویید

از دیرباز عادت کرده ایم که همیشه شیپور را از سر گشادش بزنیم ، حالا مهم نیست که چقدر انجام این کار سخت باشد و یا صدای شیپور ناخوشایند ! مسأله هسته ای در ایران نیز تقریبا چنین خصوصیتی دارد ، صنعتی که باعث شد دست خود را پیروزمندانه بالا ببریم و به جهانیان فخر بفروشیم ، اما نکته ای که در این میان کمتر بدان پرداخته شده این است که : آیا با بدست آوردن این تکنولوژی به عنوان اصلی ترین و پرهزینه ترین هدف سالهای اخیر ، متمدن شده ایم ؟
اگر جواب مثبت است که این عین شرّ است و به فاجعه ختم میشود و می بایست برای این طرز تفکر تأسّف خورد و اگر جواب منفی است باید از خود پرسید چرا ؟ به بیان دیگر این سؤال مطرح است که توسعه و غنا سازی فرهنگی کشور چه نقش و جایگاهی را در مقایسه با طرح های ملی و اقتصادی دولت دارد ؟ جواب این سوال را با اندکی تفحّص در آمار مهاجرت مغزها که امروزه به فرارمغزها تبدیل شده یا آمار خرید سرانه کتاب در سبد خانواده و یا هزینه تولید و مصرف دخانیات و ... پیدا کرد . به راستی در کشوری که اینهمه بر سر یک تکنولوژی- به حق هسته ای-  تبلیغ میشود ، بگونه ای که طرح های بزرگ ملی برای آن تعریف میشود و سالانه رقم قابل توجهی از بودجه مملکت را به خود اختصاص میدهد ، جایگاه فرهنگ کجاست ؟
به نظر راقم این سطور ، پیشرفت و تمدن واقعی در به دست آوردن تکنولوژی های مدرن خلاصه نمیشود که به قول عزیزی امسال به ساعت های کاسیو اطمینان کردیم و نماز صبحمان قضا شد چرا که اساسا نیاز بشر امروزی به تدیّن است که ما در اینجا از آن به فرهنگ یاد میکنیم ، آن هم فرهنگی که بر پایه تفکر صحیح اسلامی شکل گرفته باشد نه بر اساس آرمان های محدود  مرزبندی شده ای مثل ملیت ، قومیت و نژاد و زبان و ...که آیا اگر بوسیله تبلیغات مثبت ، فرهنگ سازی صحیح اسلامی صورت میگرفت و مسلمانان جهان قدرت هسته ای ایران را قدرت هسته ای جهان اسلام میدانستند ، آیا بحث هسته ای ایران با این پشتوانه عظیم به بن بست میرسید ؟! آیا حکومت موعود مهدوی عدل و داد جهانی میطلبد و یا نعوذبالله زائیده افکار ایرانیان ملی گراست که باز هزاران تاسّف که این همه را میدانیم و باز آقایان مکتب ایرانی را به جای مکتب اسلامی معرفی میکنند و از کرده خود نه تنها نادم و پشیمان نمیگردند که در قبال مصباح خوبان موضع میگیرند و جهل خود را به رخ میکشند ؛ مگر غیر از این است که اگر ملت فلسطین ، در آغاز جنبش به جای شعار فلسطین عربی است ، شعار فلسطین اسلامی را مطرح میکرد ، آیا یک میلیارد مسلمان از پس هشت میلیون یهودی بر نمی آمدند ؟ 
دیگر آنکه به زودی شاهد استخدام بیش ازچهل هزار فرهنگی از سوی آموزش و پرورش هستیم ، چهل هزار نفری که به نوعی نسل دوم یا سوم انقلاب به شمار میروند و انقلاب را تجربه نکردند و جنگ را ندیدند و بالاخره چهل هزار نفری که متولی تربیت بچه های نسل چهارم ما هستند .
به راستی مدیران و سیاست گذاران فرهنگی کشور در سطح کلان چه راهکاری را برای واکسینه کردن فرزندان ما اندیشیده اند تا مسائل فرهنگی  ما در سالهای آینده تبدیل به مصائب فرهنگی نشود که بر کسی مخفی نیست در فتنه اخیر ، اغلب معترضین از فرزندان نوجوان و جوان این مرز و بوم بوده اند و حاصل تربیت دینی نظام آموزش و پرورش ! 
 
به امید آنکه به بهانه سازندگی کشور ، ارزش های فرهنگی را فراموش نکنیم و این مهم میسر نمیشود مگر با تغییر طرز تفکر همه دست اندرکاران مقوله فرهنگ . نکته آخری که عنوان بحث را نیز به خود اختصاص داده ، اظهارات شجاعانه آقای علیرضا افتخاری در همایش ایرانیان خارج از کشور بود که در آغوش رئیس جمهور محترم خطاب کرد :  آقای رئیس جمهور دوستت دارم ، آقای احمد نژاد زمانی که رییس جمهور شدید خیلی جوان بودید و اکنون کمی پیرشدید اما مرحبا برشما که رییس جمهور شجاعی هستید ، بدانید که امروز چشم 6 میلیارد انسان به شما است. آری ، این صدای نازنین مردی افتخار آفرین بود ، صدای محبتی بود که چون زمزمی از عشق دل را از غبار غم ایّام  پاک میکرد که آفرین بر آن خوب خوب آفرین باد که افتخاری را افتخار این زمانه ناخوب نمود ، باشد که این قدم آغازی شود که از غنی سازی اورانیوم به غنا سازی فرهنگی ترفیع یابیم .  

لینک های مرتبط : واکنش شدیداللحن آیت‌الله مصباح یزدی از اظهارات مشایی
                      علیرضا افتخاری: آقای رئیس‌جمهور دوستت دارم + عکس 
         
                       از جمهوری ایرانی تا مکتب ایرانی


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (6)
ضرورت تفقّه یا تقلید در دین

اساسا بسیارند دانش پژوهانی که مدت ها یک درس را می خوانند ولی هیچ گاه به گوهر و کنه آن راه نمی یابند و هر گز در ذهن خویش نمی کاوند که آن علم برطرف کننده کدام نیاز و پاسخگوی کدام مجهول و گره گشای کدام معضل است ؟! وعجیبتر آن که برخی از این روشنفکران ما در رشته های مختلف پزشکی ، مهندسی و ... تخصص لازم را کسب می نمایند ولی برای علوم دینی چنان تخصصی را لازم نمی شمرند و هنگامی که بعضا استاد مربوطه در دانشگاه مقدسات دینی و گفتار پیامبران را زیر سوال می برد ، این دانشجویان هستند که او را تصدیق میکنند و او را در این استهزاء و سخره گویی همکاری میکنند زیرا می بینند که آن استاد برای اثبات قانون فیزیک معادلات دقیقی به کار می برد ، از این روی به وی اعتماد کرده و گفتار او را در هر مورد گرچه خارج از رشته تخصصی او باشد ، سند می پندارند ، با این که در حقیقت استاد بیچاره نه تنها حقیقتی را بیان نکرده بلکه به پستی گراییده و فرسنگ ها از حقیقت دور افتاده  چرا که تنها توانایی او و به اصطلاح بینش علمی استاد ، دانستن همان محدود فرضیاتی است که دانش حقیقی نبوده و همواره دستخوش تغییر و جرح و تعدیل میشود و تا هنگامی به قوت خود باقی است که از عهده تفسیر پدیده های مورد نظر خود برآید . اینها را گفتم تا بدانیم و باور کنیم در جایی که شعائر فردی یک مسلمان احتیاج به کسب قوه اجتهاد دارد ( در غیر این صورت نیاز به تقلید است) به طریق اولی نظریه پردازی در حوزه دین کالایی نیست که بتوان آن را در دکان هر سروش تباهی یافت ....


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (1)
فیض غم

اگر چه خداوند دنیا را زندان مؤمنان خواسته است ولی این محبس و تنگنا را نه برای تعذیب آنان ، که برای تربیتشان ساخته تا در رهگذر طوفان ها و کوران ها چون درختی ستبر، قامت راست کنند و آن گاه که بهار می رسد ، بار و بر دهند و رهگذران را از سایه خویش آرامش دهند ...              از این نظر ، گاه همین سختی ها و رنج ها هدیه خداوندند ، آن هم هدیه ای که برای روشنی چشم و دل به دوستی میبخشند ، هدیه ای که هم خود گرانبهاست و هم از صمیمیت دو دوست راستین حکایت می کند و البته که هر چه این دوستی ، صمیمی تر باشد ، هدیه دهنده هم ، تحفه ای ارزنده تر آورد ؛ و این یعنی شیدایی و شکیابیی ...

یک نکته : لذا در لسان و سیره اهل بیت (ع ) این بلایای غمرنگ نه تنها به سکوت نمی گذرد بلکه آن را جز زیبایی نمی بینند و نوای ما رایت الا جمیلا سر میدهند و نیز این فراز عجیب از دعای صباح را که علی (ع ) از خدا می خواهد : و اجر اللهم لهیبتک من اماقی فی زمرات الدموع ( خدایا به هیبتت قسمت میدهم که از گوشه های دیده ام اشک های سوزان را جاری کن ) به راستی این چه سری است که اهل دل ، درد را از خدا طلب میکنند ؟!


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (3)
این متن ادبی نیست

نمایش دیدگاه عاطفی افراد به گونه ای که نمودار دقایق پیچیده درون انسان های دو جهانی باشد ، از دیر باز ، آدمیان آرمان خواه و زیباخوی را به آفرینشی خارج از منطق ریاضی و کندوکاوهای منطق روزمره واداشته است ، آنچه که امروز نام شعر و ادب بر خود گرفت در واقع حاصل نگرش انسانهایی هست که از رویه به ژرفا نگریستند و از روزمرگی دریچه های تکرار گذشتند و پیام آور باید ها و نباید های خویش شده اند . آنان برای تمامی جهان نامی تازه یافتند و هر چیزی را به لقب و کنیه ای نوین شناختند و تلاش کردند تا دیده ها و یافته های خویش را به جامه ای در خور به ودیعت گذارند . در این میان برخی کلمات هستند که شاید با همه بی تعویضی ، لاجرم بر ذهن و مناسبات ما تاثیرگذار باشند  ، واژگانی مثل خورشید و آسمان و دریا و ابلیس گرچه بر وصله های بسیاری حمل میشوند اما همواره شکلی از دگردیدن و دگریافتن و دگرنامیدن بوده اند که هیچ گاه نباید با علم جدید و بیان روزمره آنها را ترجمه کرد چرا که به قول بزرگی یکی از خواص علم  ، جهل به واقعیتهاست ، از منظری دیگر همین علم است که ما را از بواسیر کهن نجات داده تا به ایدز جدید عادت کنیم ،  از نظرعلم جدید است که زلیخا مترقی تر از یوسف قلمداد میشود و مجنون یک سرخورده جنسی ، علم و تمدن امروز کاری کرد که هیچ شیعه ای در میدان ولی عصر عج باقی نماند ، علم میخواهد ما زخم محبت خود را بخیه کنیم  و نام بی قراری خود را تنگی نفس بگذاریم و هر وقت نبض ما مثل کبوتر زد فورا  ایندرال مصرف نماییم . غریبه که نیستی در یک کلام پس میگویم :هر چند به مریخ رفتن و طب خواندن و آپولو هوا کردن از ضروریات ترقی است ولی به شرط آن که نسبت خیر به شر وعشق به نفرت محرک آن باشد و الا حرف همان است که عارف محبوب خودمان ، خواجه عبدالله انصاری قرن ها پیش از این گفته که گر به هوا پری مگسی باشی


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (2)
سلام بر اهل بصیرت

افسوس که در عرصه شکایه مجبوریم قلم را بر کاغذی بچرخانیم که در انتظار نقدی بی نقاب بر اندیشه دیندارانی است که نام اسلام را بر سازمان خویش نهاده اند ، چرا که هرگز باور نمیکردیم که جمعی از خواص حوزه با گردش زمان به سمت اندیشه ای بچرخند که آن تفکر در زیر چتر تساهل و تسامح حقیقت دین و آرمان های ملت ایران و ارزش های الهی را زیر سوال ببرد و بر مدافعان بسیجی امام بخندد و خط خود را از خط امام و لایت جدا کند.البته عده ای این چرخش را بر سیاست و جناح بازی وما آن را بر کژاندیشی بار میکنیم ، به هر حال این بازی تا آنجا پیش رفته که مطلع شدیم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ، هتک به اصطلاح حرمت حریم امام راحل را محکوم نمودند . البته تاریخ معاصر روحانیت شیعه هر از چند گاهی شاهد این گاف های سیاسی بوده است که نمونه بارز آن در ماجرای تایید حکم اعدام شیخ فضل الله نوری و یا عدم حمایت از فدائیان اسلام و ... بوده است ولی  حق مطلب این است که اگر ما آن روز شعارمرگ بر منافق سردادیم ، چراآقایان احساس مسولیت نمودند ؟ اعلام حوزه های علمیه که منتسب به مکتب فقه جعفری هستند حتما این کلام امام صادق ع را شنیده اند که فرمود : کان شمر فقیها ( شمر شخصی فقیه بود و از روی بصیرت مرتکب قتل شد ) اکنون سوال میشود که بیانیه مذکور در حمایت از اشخاصی که منتسب به جنبشی هستند که از گوگوش تا سروش در آن جای دارد پاسداشت فقاهت جعفری است ؟ علماء در زمانی که در خیابان های مملکت شعار جمهوری ایرانی سر میدادند چرا قلم ها را غلاف نمودند که حالا در حمایت از شخصی که فقط و فقط نوه امام است زبان به گلایه باز نمودند ؟  خدای احد میداند که امت حزب الله با احدی عهد اخوت نبسته است چرا که پیرو مکتبی است که در آن خمینی هم باید در خط امام باشد و بماند وما سربازان واقعی ولایت هستیم ، کسانی که امام خطاب به آنها فرمود اگر همه مردم خمینی را تنها بگذارند ، خمینی در کنار بسیجیانش خواهد ایستاد . 

لینک های مرتبط : 

دلجویی آیت الله الله مظاهری از سید حسن خمینی

اعتراض کیهان به برخی از مراجع


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (3)
أین عمّار ؟

گرچه خداپرستی فطرت فترت ناپذیر من است لیک گاهی در راهی واهی ندایی از خرد کوتاهم بلند می شود که اگر مادر به من خدا پرستی یاد نمی داد همانا ولی پرست می شدم ، چه کنم که عشق معشوق ، عاشق را کر و کور می کند چراکه دل من بلبل اسیری است در قفس کلام آسمانی او که نه تنها گوشم را که گوش تا گوش وجودم را نوای آن غم غربتش تسخیر میکند . همو که صدایش یادگار جاودانه آن عظمت بی صداست و سیمایش سیمای آن ابرشکوه بی سیما است . من فدای تو ای فدایی من که قلب هزار عمار فدایت که  در سرنوشت مقلدان تو جز عشق مقدر نیست چونانکه در سرنوشت عشق جزخون حاصل نیست ، که رکعتان فی العشق لایصح وضوئهما الا بالدم .
اما آه و هزار آه که گله دارم از گله هایم ، از اوکه داعیه بصیرت دارد و هر روز کلام حق را تفسیر میکند که چرا نتوانست حق عمار را به جای آورد و کهولت سن را بهانه ای برای سکوت نمازهای جمعه اعلام نمود مگر او از حبیب بن مظاهر نود ساله چه کم دارد که حسین را در کربلا تنها نگذاشت .آری اگرهدف وسیله را توجیه میکند ، چرا آنها از روحانیت شیعه استفاده نکنند ولی سخن این است که خواص حوزه چگونه و با کدام منطق در این مقطع حساس برائت از تکلیف را بر خویش جاری میکنند ، فعلی که صدور آن از شخصی فاضل روانیست چه رسد از کسی که در تحقیق و تدقیق انگشت نماست .
آه ، باز هم توهم نموده ام ، مگر میشود به این سادگی شخصیت عالی ربانی و فقیهی وارسته و فلسفی معتقد به حق را زیر سوال برد ؟! 
 

لینک های مرتبط : 

تظاهرات علیه آیت‌الله جوادی‌آملی درقم 

کناره‌گیری آیت‌الله جوادی آملی از امامت جمعه قم


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (3)
ایمان نام دیگری دارد و آن ولایت است

در متن این روزگار ناروزوار سنگدلی ها و تنگدلی ها ، این پلیدک مردمان ، گویی که نانشان به جانشان بسته است که جان ها بسیار زودتر ازتن ها میمیرند از بی غذایی عشق که دل ندارد آن که به هزار دل به تو عشق نورزد و مرا آرزویی جز این نیست که همه چیزها ، روزی  دگر شوند تا فرزندانمان هیچ گاه در کتب تاریخ خویش نخوانند « خامنه ا ی تنها ماند »


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (4)
مجسمه درد

غزه، ای مجسمه درد ، نهیب مهیب معصومیت و مظلومیت تو در جای جای وجود من ؛ و لهیب مرگبار آن سلاح وحشتناک ، وجدان ، نام است که هر دم به سوی لحظه های دلم نشانه می رود و چه آسان از درد های تو میگذریم و به درد نمیگذریم که در جبران سختی های تو سخت سستیم و چه سخت است آن روز که خداوند به سستی ما سخت گیرد.


می نویسم از: نقد و نظر هایم
دیدگاه شما (1)
Danyal.ir آرشیو مطالب نسخه موبایل بلاگ اسکای کلوب
تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.