|
+ این متن ادبی نیست
نمایش دیدگاه عاطفی افراد به گونه ای که نمودار دقایق پیچیده درون انسان های دو جهانی باشد ، از دیر باز ، آدمیان آرمان خواه و زیباخوی را به آفرینشی خارج از منطق ریاضی و کندوکاوهای منطق روزمره واداشته است ، آنچه که امروز نام شعر و ادب بر خود گرفت در واقع حاصل نگرش انسانهایی هست که از رویه به ژرفا نگریستند و از روزمرگی دریچه های تکرار گذشتند و پیام آور باید ها و نباید های خویش شده اند . آنان برای تمامی جهان نامی تازه یافتند و هر چیزی را به لقب و کنیه ای نوین شناختند و تلاش کردند تا دیده ها و یافته های خویش را به جامه ای در خور به ودیعت گذارند . در این میان برخی کلمات هستند که شاید با همه بی تعویضی ، لاجرم بر ذهن و مناسبات ما تاثیرگذار باشند ، واژگانی مثل خورشید و آسمان و دریا و ابلیس گرچه بر وصله های بسیاری حمل میشوند اما همواره شکلی از دگردیدن و دگریافتن و دگرنامیدن بوده اند که هیچ گاه نباید با علم جدید و بیان روزمره آنها را ترجمه کرد چرا که به قول بزرگی یکی از خواص علم ، جهل به واقعیتهاست ، از منظری دیگر همین علم است که ما را از بواسیر کهن نجات داده تا به ایدز جدید عادت کنیم ، از نظرعلم جدید است که زلیخا مترقی تر از یوسف قلمداد میشود و مجنون یک سرخورده جنسی ، علم و تمدن امروز کاری کرد که هیچ شیعه ای در میدان ولی عصر عج باقی نماند ، علم میخواهد ما زخم محبت خود را بخیه کنیم و نام بی قراری خود را تنگی نفس بگذاریم و هر وقت نبض ما مثل کبوتر زد فورا ایندرال مصرف نماییم . غریبه که نیستی در یک کلام پس میگویم :هر چند به مریخ رفتن و طب خواندن و آپولو هوا کردن از ضروریات ترقی است ولی به شرط آن که نسبت خیر به شر وعشق به نفرت محرک آن باشد و الا حرف همان است که عارف محبوب خودمان ، خواجه عبدالله انصاری قرن ها پیش از این گفته که گر به هوا پری مگسی باشی شنبه 2 مرداد 1389 عناوین آخرین یادداشتها |