+ به این مرد آفرین بگویید
از دیرباز عادت کرده ایم که همیشه شیپور را از سر گشادش بزنیم ، حالا مهم نیست که چقدر انجام این کار سخت باشد و یا صدای شیپور ناخوشایند ! مسأله هسته ای در ایران نیز تقریبا چنین خصوصیتی دارد ، صنعتی که باعث شد دست خود را پیروزمندانه بالا ببریم و به جهانیان فخر بفروشیم ، اما نکته ای که در این میان کمتر بدان پرداخته شده این است که : آیا با بدست آوردن این تکنولوژی به عنوان اصلی ترین و پرهزینه ترین هدف سالهای اخیر ، متمدن شده ایم ؟
اگر جواب مثبت است که این عین شرّ است و به فاجعه ختم میشود و می بایست برای این طرز تفکر تأسّف خورد و اگر جواب منفی است باید از خود پرسید چرا ؟ به بیان دیگر این سؤال مطرح است که توسعه و غنا سازی فرهنگی کشور چه نقش و جایگاهی را در مقایسه با طرح های ملی و اقتصادی دولت دارد ؟ جواب این سوال را با اندکی تفحّص در آمار مهاجرت مغزها که امروزه به فرارمغزها تبدیل شده یا آمار خرید سرانه کتاب در سبد خانواده و یا هزینه تولید و مصرف دخانیات و ... پیدا کرد . به راستی در کشوری که اینهمه بر سر یک تکنولوژی- به حق هسته ای-  تبلیغ میشود ، بگونه ای که طرح های بزرگ ملی برای آن تعریف میشود و سالانه رقم قابل توجهی از بودجه مملکت را به خود اختصاص میدهد ، جایگاه فرهنگ کجاست ؟ به نظر راقم این سطور ، پیشرفت و تمدن واقعی در به دست آوردن تکنولوژی های مدرن خلاصه نمیشود که به قول عزیزی امسال به ساعت های کاسیو اطمینان کردیم و نماز صبحمان قضا شد چرا که اساسا نیاز بشر امروزی به تدیّن است که ما در اینجا از آن به فرهنگ یاد میکنیم ، آن هم فرهنگی که بر پایه تفکر صحیح اسلامی شکل گرفته باشد نه بر اساس آرمان های محدود  مرزبندی شده ای مثل ملیت ، قومیت و نژاد و زبان و ...که آیا اگر بوسیله تبلیغات مثبت ، فرهنگ سازی صحیح اسلامی صورت میگرفت و مسلمانان جهان قدرت هسته ای ایران را قدرت هسته ای جهان اسلام میدانستند ، آیا بحث هسته ای ایران با این پشتوانه عظیم به بن بست میرسید ؟! آیا حکومت موعود مهدوی عدل و داد جهانی میطلبد و یا نعوذبالله زائیده افکار ایرانیان ملی گراست که باز هزاران تاسّف که این همه را میدانیم و باز آقایان مکتب ایرانی را به جای مکتب اسلامی معرفی میکنند و از کرده خود نه تنها نادم و پشیمان نمیگردند که در قبال مصباح خوبان موضع میگیرند و جهل خود را به رخ میکشند ؛ مگر غیر از این است که اگر ملت فلسطین ، در آغاز جنبش به جای شعار فلسطین عربی است ، شعار فلسطین اسلامی را مطرح میکرد ، آیا یک میلیارد مسلمان از پس هشت میلیون یهودی بر نمی آمدند ؟ 
دیگر آنکه به زودی شاهد استخدام بیش ازچهل هزار فرهنگی از سوی آموزش و پرورش هستیم ، چهل هزار نفری که به نوعی نسل دوم یا سوم انقلاب به شمار میروند و انقلاب را تجربه نکردند و جنگ را ندیدند و بالاخره چهل هزار نفری که متولی تربیت بچه های نسل چهارم ما هستند .
به راستی مدیران و سیاست گذاران فرهنگی کشور در سطح کلان چه راهکاری را برای واکسینه کردن فرزندان ما اندیشیده اند تا مسائل فرهنگی  ما در سالهای آینده تبدیل به مصائب فرهنگی نشود که بر کسی مخفی نیست در فتنه اخیر ، اغلب معترضین از فرزندان نوجوان و جوان این مرز و بوم بوده اند و حاصل تربیت دینی نظام آموزش و پرورش ! 
 به امید آنکه به بهانه سازندگی کشور ، ارزش های فرهنگی را فراموش نکنیم و این مهم میسر نمیشود مگر با تغییر طرز تفکر همه دست اندرکاران مقوله فرهنگ . نکته آخری که عنوان بحث را نیز به خود اختصاص داده ، اظهارات شجاعانه آقای علیرضا افتخاری در همایش ایرانیان خارج از کشور بود که در آغوش رئیس جمهور محترم خطاب کرد :  آقای رئیس جمهور دوستت دارم ، آقای احمد نژاد زمانی که رییس جمهور شدید خیلی جوان بودید و اکنون کمی پیرشدید اما مرحبا برشما که رییس جمهور شجاعی هستید ، بدانید که امروز چشم 6 میلیارد انسان به شما است. آری ، این صدای نازنین مردی افتخار آفرین بود ، صدای محبتی بود که چون زمزمی از عشق دل را از غبار غم ایّام  پاک میکرد که آفرین بر آن خوب خوب آفرین باد که افتخاری را افتخار این زمانه ناخوب نمود ، باشد که این قدم آغازی شود که از غنی سازی اورانیوم به غنا سازی فرهنگی ترفیع یابیم .  
لینک های مرتبط : واکنش شدیداللحن آیت‌الله مصباح یزدی از اظهارات مشایی
                      علیرضا افتخاری: آقای رئیس‌جمهور دوستت دارم + عکس          
                       از جمهوری ایرانی تا مکتب ایرانی

سه شنبه 19 مرداد 1389

عناوین آخرین یادداشتها