+ عکس تو
 
ای قبله شوق ، این زائر غریب کعبه لطف خویشتن را با نگاهی بنواز که از فراقت ‌إی جان رفته به جان آمده ام ! 
که در تماشاگه جان من ، این جان عمری است از پشت پرده اشک ، برهوت بی کران بی وفایی ها را سرتا پای نظر شده ، کز روزی که رفتی تنها این عکس توست که بر عکس تو که همیشه شادی آفرین بودی، چهره مرا در آیینه وجدان چهره غم کرده است چنان که گویی در عرصه حیات هر که هست و هر چه هست مرا به استنطاق میکشد ...
و من می خواهم آن آیینه غمبار را بشکنم امّا دریغ و صد افسوس که مدت هاست او مرا شکسته است ...
و اینک باز این منم ، تنها ، با نظاره های زار خویشتن بر روی عکس تو که هزاران حیات سخت بی تو را مکث کرده ام

چهارشنبه 17 فروردین 1390

عناوین آخرین یادداشتها