| چشم زخم بندگی |
خداوندا ، چشمان عالمی ، چشم به بندگیم دوخته و من هراسان از چشم زخم به بندگیم هستم که چشم به بنده نوازیت دوختم هرچند قامت بندگیم چندان هم رعنا و خوش قامت نبوده که شایان چشم زخمی باشد اما همان میزان بندگی را نیز به زحمت به چشمت آورده ام که به رنجی بسیار انسان شده ام ، ذکر میخوانم و إن یکاد به بندگیم الصاق میکنم تا در امان باشم و باشد ، من و بندگی ، از گزند ابلیس و ابلیساسات و احساسات و بگذار مرا مجنون بخوانند که به راستی مجنون توام ... مجنون تو ! و چه عاقلانه جنونی است ، مجنون معشوقی چون تو بودن که این ذکر و جنون ، از چشم غیر دور و به چشم تو نزدیکم میکند و در آن ذکر برای من و عالم من ، جز شرافت و عشق چیست ؟ |