<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>آسمان سیاه است</title>
		<link>http://www.danyal.ir</link>
		<description>گروه نرم افزاری اورژینال</description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title>خطبه شقشقیه</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/10/23/post-89/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با آنکه بیان فصیح و شیوا و گفتار صریح و بی‌شائبه از خصیصه‌های کلام امیرالمؤمنین(ع) بوده و در تمامی سخنانشان وجود دارد اما از آنجا که این خطبه شامل مباحث مهمی است که در رأس آن مسئله خلافت و جانشینی پیامبر(ص) می‌باشد لذا بر آن شدیم ضمن معرفی و شرح اجمالی این خطبه فایل صوتی آن را نیز جهت حفظ و نشر آن در اختیار علاقه مندان قرار دهیم ...&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;hr /&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;نهج‌البلاغه، چشمه جوشانی است که تشنگان راستین علم و معرفت از آب زلال و گوارای آن سیراب می‌گردند، کتابی است که جویبار خطبه‌ها و نامه‌هایش به جان‌ها طراوت می‌بخشد و کلمات همچون گوهر آن زینت هر محفل و مجلسی می‌باشد.&lt;br /&gt;این کتاب شریف با وجود آنکه در میان جوامع انسانی و حتی اکثر شیعیان، غریب واقع شده و مهجور گردیده است اما به برکت نَفَس رحمانی سخنور آن، درخشش چشمگیری داشته است به گونه‌ای که حتی مخالفین را هم تحت تأثیر قرار داده و آنان را به تحسین و تعریف وا داشته است. حتی کسانی که عمری را صرف تحقیق و مطالعه کتاب‌های بسیار نموده‌اند هنگامی که با نهج‌البلاغه مواجه می‌شوند و با نگاه تیزبین و نکته‌سنج خود مطالب آن را بررسی می‌‌کنند، عقل و انصافشان اجازه نمی‌دهد که عکس‌العملی نشان دهند جز آنکه آنرا بوسیده و بر روی دیدگان خود گذارند، چنانکه دانشمند معتزلی ابن‌ابی‌الحدید می‌گوید: «یک سطر از نهج‌البلاغه برابر است با هزار سطر از کلام ابن‌نباته که به اتفاق دانشمندان، یگانه سخنور عصر خویش بوده است.»&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; و نیز شیخ محمد عبده، مفتی مصر و شارح نهج‌البلاغه گفته است: «مردم هر چند در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین(ع) اختلاف داشته باشند اما همگی بر این مطلب متفقند که همانا او امام الفصحاء و سیدالبلغاء بوده و کلامش بعد از کلام خدا و رسول، شریف‌ترین و بلیغ‌ترین کلام‌هاست.»&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; اما در میان تمام آنچه که سید رضی در نهج‌البلاغه جمع‌آوری نموده است خطبه شقشقیه جایگاه خاصی داشته و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد چنانچه علامه مجلسی این خطبه را در کتاب شریف بحارالانوار ذکر می‌کند و شرح مفصلی را بر آن می‌نویسد و در انتها می‌گوید: «همانا علت آنکه من کلام را در شرح این خطبه جلیل طولانی نمودم منفعت زیاد و قوت احتجاج در آن به خاطر شهرتش میان مسلمین می‌باشد.»&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اهمیت و جایگاه خطبه شقشقیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خطبه شقشقیه منشأ اشکالات وارده بر نهج‌البلاغه&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;اولین و مهمترین دلیل بر اهمیت خطبه شقشقیه آن است که به گواهی شواهد موجود، این خطبه علت و سبب اصلی شبهاتی است که بر نهج‌البلاغه وارد شده است، بدین معنا که برخی از متعصبان هنگامی که خطبه شقشقیه را به جهت پاره‌ای از عبارات آن که صریح در طعن خلفای سه‌گانه می‌باشد جعلی شمردند گام را فراتر نهاده و اصل انتساب نهج‌البلاغه را نیز منکر شدند که بر این قول شواهدی وجود دارد که به ذکر آنها می‌پردازیم:&lt;br /&gt;در کتاب مصادر نهج‌البلاغه آمده است: «همانا این خطبه - خطبه شقشقیه - سبب اصلی و علت اولیه‌ای است که موجب برانگیخته شدن شبهات بر نهج‌البلاغه و اتهامات باطل نسبت به جمع‌آورنده آن - سید رضی - شده است.&lt;sup&gt;5&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;مؤلف کتاب در جای دیگری نیز می‌گوید: «‌به یقین می‌توان گفت که این خطبه از بزرگترین عواملی است که موجب برانگیخته شدن این شکوک در نهج‌البلاغه شده است و به سبب اشتمال نهج‌البلاغه بر این خطبه می‌باشد که شعله‌های اتهامات بالا گرفته است.»&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; بسیاری از علما و محققین شیعی به مطلب پرداخته‌اند و حتی بزرگان اهل سنت هم جهت اصلی طعن بر نهج‌البلاغه را محتوای خطبه شقشقیه می‌دانند. بنابراین دانسته شد که شبهه تشکیک در انتساب خطبه شقشقیه مقدم بر انکار انتساب نهج‌البلاغه بوده است. در این خصوص نظر دیگری نیز بیان شده است مبنی بر اینکه منکران، ابتدا انتساب نهج‌البلاغه را زیر سؤال بردند اما پس از آنکه نتوانستند در این امر کاری از پیش برند دست بر روی خطبه شقشقیه گذاشته و آن را جعلی شمردند.&lt;sup&gt;7&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توجه خاص بزرگان علم و ادب به خطبه شقشقیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دلیل دیگری که بر اهمیت خطبه شقشقیه صحه گذاشته و جایگاه بلند آن را تأیید می‌کند توجه خاص بزرگان علم و ادب به این خطبه می‌باشد. پس از آنکه نهج‌البلاغه مورد توجه و استقبال کم‌نظیر علماء و بزرگان عالم اسلام قرار گرفت بسیاری از آنان شرح‌های متعددی بر آن نوشتند تا آنجا که علامه نستوه شیخ آقا بزرگ تهرانی در فهرست شروح نهج‌البلاغه 140 شرح از علمای شیعه و 16 شرح از علمای اهل سنت که قدیمی‌ترین آنها شرح فخر رازی می‌باشد را نام می‌برد.&lt;sup&gt;8&lt;/sup&gt; لکن به جهت اهمیتی که خطبه شقشقیه دارا بوده است برخی از علما اهتمام خاصی به این خطبه داشته و علاوه بر آنچه که در ضمن شروح نهج‌البلاغه نوشته شده است شرح‌های مستقلی را بر خطبه شقشقیه نوشتند که طبق آخرین بررسی صورت گرفته تا 19 شرح نام برده شده است.&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;امتیازات خطبه شقشقیه&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;با توجه به آنچه که در مورد اهمیت خطبه شقشقیه و جایگاه آن در نهج‌البلاغه بیان گردید، شایسته است که شناخت خود را نسبت به این کلام حضرت بیفزاییم و با امتیازاتی که موجب برتری این خطبه گردیده است آشنا شویم، بدین منظور برخی از امتیازات و ویژگی‌های این خطبه را برمی‌شماریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خطبه شقشقیه سندی گویا از تاریخ چهار دهه اول هجری&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;از آنجا که یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ، دوران پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) می‌باشد - دورانی که تشکیل و تفکیک دو مذهب شیعه و سنی در آن رقم خورده است - لذا دست‌یافتن به تاریخی که صادق بوده و به بیان حقایق و واقعیت‌های آن دوره پرداخته است حائز اهمیت بسیار می‌باشد که در این میان خطبه شقشقیه توانسته است نقش بسزایی را ایفا کند به خصوص آنکه تاریخ صدور این خطبه در نزدیکترین زمان ممکن نسبت به اصل وقایع بوده است که این خود تأییدی است بر اینکه خطبه شقشقیه یکی از اصلی‌ترین اسناد تاریخی آن دوران می‌باشد.&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;صراحت لهجه و عدم کتمان حقایق&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;با آنکه بیان فصیح و شیوا و گفتار صریح و بی‌شائبه از خصیصه‌های کلام امیرالمؤمنین(ع) بوده و در تمامی سخنانشان وجود دارد اما از آنجا که این خطبه شامل مباحث مهمی است که در رأس آن مسئله خلافت و جانشینی پیامبر(ص) می‌باشد لذا بیان روشن و واضح وقایع، آن هم از سوی شخصیتی که همگان از دوست و دشمن به صداقت و عدالت او اعتراف دارند امتیاز مهمی به‌شمار می‌رود به خصوص در مورد خلفای سه‌گانه که هر کجا تاریخ سخنی از آنان به میان آورده به نحوی از بیان واقعیت‌ها خودداری کرده و آن را در پرده ابهام باقی گذراده است. لکن هنگامی که آن حقایق از زبان مولای متقیان علی(ع) آشکار می‌شود و حق همچون آفتاب نیم‌روز نمایان می‌گردد دیگر حجت بر همگان تمام شده و درب اعتذار بسته می‌شود.&lt;br /&gt;هنگامی که امام علی(ع) سخن از خلیفه اول به میان می‌آورد به صراحت می‌گوید که او به ناحق لباس خلافت را به تن کرد و حال آنکه می‌دانست من به این مقام شایسته‌ترم چرا که جایگاه من نسبت به خلافت همچون میله آهنین است به سنگ آسیاب «اما والله لقد تقمصها ابن ابی‌قحافه و انّه لیعلم انّ محلی منها محل القطب من الرحی».&lt;br /&gt;و یا زمانی که ابوبکر خلافت پس از خود را به خلیفه دوم واگذار می‌کند امام(ع) فریاد تعجب برمی‌آورد که «‌فیاعجباً بیّنا هو یستقیلها فی حیاته إذ عقدها لآخر بعد وفاته» شگفتا که او – ابوبکر - در حالی که در دوران زندگی‌اش از مردم می‌خواست تا وی را از خلافت معاف دارند. ناگهان آن را پس از خود برای دیگری منعقد ساخت.&lt;br /&gt;و یا هنگامی که سخن از خلیفه دوم به میان می‌آید امام(ع) تمام واقعیت‌های دوران را فاش کرده و می‌گوید:&lt;br /&gt;«فصیّرها فی حوزه خشناء یغلظ کلمها و غشن مسّها و یکثر العثار فیها و الاعتذار منها» ‌و سپس او – ابوبکر - خلافت را در اختیار کسی قرار داد که جوّی از خشونت و سخت‌گیری بود، سخن و کلامش تند بود و تماس و ملاقات با او رنج‌آور، اشتباه و لغزش‌های زیادی از او سر می‌زد و بسیار عذرخواهی می‌نمود.&lt;br /&gt;آنگاه که نوبت به خلیفه سوم می‌رسد امام(ع) بی‌بندوباری‌های او را نسبت به بیت‌المال بیان می‌کند و می‌گوید که اقوام و خویشان او همچون شترانی که علف‌های بهاری را می‌چرند بیت‌المال را میان خود تقسیم کرده و خوردند. «و قام معه بنو أبیه یخضمون مال الله خضمه الإبل نبته الربیع.»&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;خطبه شقشقیه تجلی مظلومیت علی(ع)&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;ویژگی دیگرخطبه شقشقیه آن است که مظلومیت و مصیبت‌های حضرت در این خطبه تجلی پیدا کرده است؛ مظلومیتی که پس از رحلت پیامبر(ص) به اوج خود رسید، چنانکه در یکی از خطبه‌ها فرمودند: «فوالله مازلت مدفوعاً عن حقی مستأثراً علیَّ منذ قبض الله نبیه حتیّ یوم النّاس هذا»&lt;sup&gt;9&lt;/sup&gt; به خدا سوگند از زمان وفات پیامبر تا امروز همواره از حقم بازداشته شده‌ام و دیگران را بر من مقدم داشته‌اند.&lt;br /&gt;مظلومیتی که علامه امینی(ره) درباره آن گفته است: «اگر خداوند متعال هزار و چهارصد سال هم به من عمر دهد همه آن را در مظلومیت علی(ع) گریه خواهم کرد.» و خطبه شقشقیه حکایت‌گر این مظلومیت‌ها و مصیبت‌های جانسوز است تا آنجا که به جهت همین ویژگی از دیگر خطب و نامه‌های نهج‌البلاغه امتیاز یافته است. اما آغاز مصیبت و اوج مظلومیت زمانی بود که آن حقی را که پیامبر(ص) بارها و بارها از آغاز رسالت خود تا آخرین لحظات عمر شریفشان برای علی(ع) اثبات نموده بودند به زور، غصب کرده و از آن خود نمودند. چه جانسوز است این نوای علی(ع) «أری تراثی نهباً» آنجا که می‌بیند در پیش رویش میراث او را به تاراج می‌برند لکن راهی جز صبر ندارد، صبری بیست و پنج ساله، بر ظلمتکده تاریک روزگار&lt;sup&gt;10&lt;/sup&gt; و در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو بود «‌فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی» و چه سخت است آن زمانی که علی(ع) در جمع دنیاپرستان، هم ردیف کسانی قرار می‌گیرد که حب ریاست چشمانشان را کور کرده، تا امر خلافت را که حق مسلم او بود به شور گذارند و خلیفه مسلمین را تعیین کنند. آنجاست که فریاد استغاثه امام بلند می‌شود: «فیالله و للشّوری متی اعترض الرّیب فیّ مع الأوّل منهم حتی صرت أقرن الی هذه النظائر» بارخدایا به تو پناه می‌برم، از این شورا، کدام زمان در مقایسه من با نخستین آنها شک و تردید عارض شده بود، تا آنکه با این افراد مثل هم قرین گردم.&lt;br /&gt;اما آیا مظلومیت علی(ع) در همان بیست و پنج سال خانه‌نشینی خلاصه می‌شود و یا در غصب خلافت تمام می‌گردد؟ به راستی چه چیز سبب گردید که شخصیتی این چنین تا بدین اندازه مظلوم واقع شود و تا به امروز نیز مظلوم بماند. آری راز مظلومیت علی(ع) ناشناخته ماندن اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دفاع از خطبه‌ شقشقیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با آنکه خطبه شقشقیه یکی از معروفترین خطبه‌های نهج‌البلاغه بوده و حتی در میان علمای اهل سنت نیز شهرت داشته است اما برخی از متعصبین بی‌آنکه هیچ دلیل و برهانی اقامه کنند استناد این خطبه را زیر سؤال برده و آن را جعلی شمردند، آنان مدعی شده‌اند که خطبه شقشقیه کلام امام علی(ع) نمی‌باشد بلکه ساخته سید رضی است که به امام علی(ع) نسبت داده است.&lt;br /&gt;هنگامی که به کلمات قائلین این اشکال مراجعه می‌کنیم متوجه می‌شویم که آنان در اثبات مدعای خود بیش از هر چیز بر این توجیه تکیه نموده‌اند که در نهج‌البلاغه، خاصه خطبه شقشقیه عباراتی وجود دارد که صریح در طعن و سرزنش خلفای سه‌گانه و بعضی دیگر از صحابه پیامبر(ص) می‌باشد که صدور آن از جانب امام علی(ع) به دور می‌باشد. چنانکه محمد محیی‌الدین عبدالحمید، استاد دانشگاه الازهر مصر در مقدمه ‌تحقیق خود بر شرح نهج‌البلاغه عبده می‌گوید: «مهمترین دلیلی که علمای ادب عربی آن را سند و پشتوانه این قول - جعلی بودن نهج‌البلاغه - قرار داده‌اند این است که در نهج‌البلاغه - به‌ویژه در خطبه شقشقیه - نسبت به صحابه پیامبر(ص) تعریض‌هایی وجود دارد که صدور آن از شخصیتی مانند امام علی(ع) صحیح نمی‌باشد.»&lt;sup&gt;11&lt;/sup&gt; همچنین احمد بن عثمان ذهبی در میزان‌الاعتدال و ابن‌حجر عسقلانی در لسان‌المیزان با صراحت و جسارت، نهج‌البلاغه را جعلی شمرده‌اند و علت آن را وجود سبّ صریح بر ابوبکر و عمر دانسته‌اند.&lt;sup&gt;12&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;اما در پاسخ باید گفت که بیان طعن و تعریض‌هایی که از سوی امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، خاصه خطبه شقشقیه صورت گرفته است اشکال و ایرادی محسوب نمی‌شود که به خاطر آن خطبه شقشقیه را جعلی شمارند چراکه امام‌علی(ع) اولین کسی نبوده است که نسبت به صحابه پیامبر(ص) اشکال نموده بلکه قبل از ایشان و در مرتبه اول خداوند متعال در قرآن کریم عملکرد برخی از صحابه را مورد نقد قرار داده و آنان را سرزنش نموده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انتقاد از صحابه در قرآن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خداوند متعال فرموده است: «‌یا ایّها الّذین آمنوا إذا جاءکم فاسق بنبأ‌ فتبیّنوا أن تصیبوا قوماً بجهاله‌»&lt;sup&gt;13&lt;/sup&gt; ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر شخص فاسقی خبری را برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید تا آنکه مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید.&lt;br /&gt;به گفته مفسرین، شأن نزول این آیه در مورد ولید بن عقبه می‌باشد. وی با خبر دروغ مبنی بر دشمنی قبیله بنی المصطلق سعی در ایجاد جنگ داشت که این آیه بر پیامبر نازل شد و بعد از آن بین صحابه به ولید فاسق شهرت یافت.&lt;sup&gt;14&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;در سوره انعام نیز آمده است: «و من أظلم ممّن افتری علی الله کذباً أو قال أوحی إلیّ و لم‌یوح إلیه شیئ»&lt;sup&gt;15&lt;/sup&gt; چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا بندد یا بگوید به من وحی فرستاده شده در حالی که به او وحی نشده است.&lt;br /&gt;به تصریح بسیاری از مورخین و مفسرین این آیه در مورد عبدالله بن ابی‌السرح نازل شده است. ابن ابی‌السرح برادر رضاعی عثمان بود و در زمان او ولایت مصر را بر عهده داشت در صورتی‌که پیامبر(ص) خونش را مباح نموده‌بود هرچند که به پرده کعبه چنگ زده باشد.&lt;sup&gt;16&lt;/sup&gt; در این آیه خداوند متعال بیان می‌دارد که ابن ابی‌السرح ظالمترین انسان‌هاست چراکه او به خدا تهمت دروغ زده و ادعای دریافت وحی را نموده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انتقاد از صحابه در سیره پیامبر(ص)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بدون شک کسانی که مدتی از عمر خود را در محضر رسول خدا(ص) سپری کرده و به عنوان صحابه ایشان شناخته شده‌اند دارای مقام و منزلتی ارزشمند می‌باشند اما این بدان معنا نیست که حتی اگر مرتکب اعمالی شدند که بر خلاف رضای خدا و رسولش بود باز هم شایسته تحسین و تمجید باشند و نکوهش آنها مذموم شمرده شود از این‌رو است که وقتی سیره پیامبر(ص) را بررسی می‌کنیم به این نکته دست می‌یابیم که آن حضرت نیز بارها و بارها برخی از صحابه ‌خود را به خاطر اعمال ناپسندشان ملامت می‌کردند و حتی بعضی از آنها را مورد لعن و نفرین قرار داده‌اند!&lt;br /&gt;یکی از کسانی که زمان پیامبر(ص) را درک نموده و به عنوان صحابه ایشان شناخته شده است ابوسفیان می‌باشد. علمای اهل سنت او و فرزندش معاویه را عادل دانسته و از هرگونه عیب و نقصانی که عدالتشان را خدشه‌دار کند بری می‌دانند این در حالی است که به شهادت تاریخ، پیامبر(ص) هردوی آنها را لعن نموده است!&lt;sup&gt;17&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از صحابه پیامبر(ص) ابوعمرو ذوالثدیه می‌باشد که تعبدش در میان اصحاب زبانزد بوده و حتی تلاش و جهدش در عبادت خدا دیگران را متعجب نموده بود اما زمانی که پیامبر(ص) با او مواجه گردید در حق وی فرمود: «همانا او مردی است که در چهره‌اش اثری از شیطان می‌باشد.»&lt;sup&gt;18&lt;/sup&gt; سپس دستور قتل او را داده و خطاب به اصحاب فرمودند کیست که این مرد را به قتل برساند؟&lt;br /&gt;از جمله افراد دیگری که جزو صحابه پیامبر(ص) شمرده شده است حکم بن ابی‌العاص بن امیه می‌باشد. او پدر مروان حکم و عموی عثمان بود و از کسانی بوده که در روز فتح مکه اسلام آورده است لکن پیامبر او و آنکه در صلب او بود را لعن نمود. چنانکه عایشه به این مطلب تصریح نموده و خطاب به مروان گفته‌است: اما تو ای مروان شهادت می‌دهم که رسول خدا(ص) پدرت را لعن نمود در حالی که تو در صلبش بودی.&lt;sup&gt;19&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;اکنون زمانی‌که خداوند متعال در قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) این چنین برخی از صحابه خود را نکوهش می‌کنند چگونه می‌‌توان حقایقی را که امیرالمؤمنین(ع) در قالب انتقاد از بعضی صحابه بیان نموده‌اند صحیح ندانسته و غیر قابل قبول شمرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;صدور خطبه شقشقیه از سید رضی محال است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در میان ادله‌ای که بر انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) دلالت می‌کند شواهدی وجود دارد که بر طبق آنها صدور خطبه شقشقیه از سوی سید رضی غیر ممکن می‌باشد.&lt;br /&gt;یکی از آن شواهد این است که خطبه شقشقیه از حیث وجودی مقدم بر حیات سید رضی می‌باشد بدین معنا که تاریخ ولادت سید رضی سال‌ها بعد از تاریخ تألیف کتاب‌هایی بوده که خطبه شقشقیه در آنها وجود داشته‌است. این گروه از علما که خطبه را سال‌ها قبل از تولد سید رضی - 395 هـ . ق - در کتب خود ذکر نموده‌اند عبارتند از:&lt;br /&gt;1. الحافظ یحیی بن عبدالحمید الحمانی، متوفی 238 هـ‌. ق.&lt;sup&gt;20&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;2. ابوجعفر دعبل خزائی، متوفی 246 هـ. ق.&lt;sup&gt;21&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;3. ابوجعفر احمد بن احمد خالد البرقی، متوفی 274 هـ. ق، ایشان که از علمای بزرگ شیعه بوده خطبه را در کتاب‌ المحاسن ذکر نموده‌اند.&lt;sup&gt;22&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;4. دانشمند معتزلی محمد بن عبدالوهاب ابوعلی‌الجبائی، متوفی 303 هـ. ق.&lt;sup&gt;23&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;5. الوزیر ابی‌الحسن علی بن الفرات متوفی 312 هـ. ق.&lt;sup&gt;24&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;6. ابوجعفر محمد بن عبدالرحمن معروف به (ابن قبه رازی) از علمای قرن سوم، در کتاب الانصاف فی الامامه، ابن قبه ابتدا معتزلی بوده و از شاگردان ابوالقاسم بلخی شیخ معتزله به شمار می‌رفت اما سرانجام به مذهب حقه امامیه پیوست و در رد خصمان اهل بیت کتاب‌هایی را نوشت.&lt;sup&gt;25&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;7. ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن محمود بلخی متوفی 317 هـ. ق، رئیس طایفه‌ای از معتزله معروف به کعبیه.&lt;sup&gt;26&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;8. ابن عبدالله مالکی، متوفی 328 هـ. ق، در کتاب عقدالفرید.&lt;br /&gt;علامه مجلسی در بحارالانوار و قطیفی در الفرقه الناجیه تصریح نموده‌اند که خطبه شقشقیه در جزء چهارم عقدالفرید بوده است اما در نسخه‌های موجود محذوف می‌باشد.&lt;sup&gt;27&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;9. ابواحمد عبدالعزیز یحیی جلودی بصری، متوفی 332 هـ. ق.&lt;sup&gt;28&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بیان شگفت‌انگیز امام(ع) در خطبه شقشقیه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شاهد دیگری که بر امتناع صدور خطبه شقشقیه از سوی سید رضی دلالت می‌کند، جلوه‌های اعجاب‌انگیز فصاحت و بلاغت در کلام امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد، کلامی که به اعتراف بزرگان فراتر از کلام مخلوق و فروتر از کلام خالق می‌باشد، به راستی چگونه ممکن است که خطبه شقشقیه از سید رضی باشد و حال آنکه هر انسان مطلع و سخن‌شناسی با اندک مطالعه این خطبه پی به سخنور اصلی آن یعنی امام علی(ع) می‌برد.&lt;br /&gt;چنانکه ابن ابی‌الحدید معتزلی نیز با نقل قضیه‌ای که در پایان شرح خود بر خطبه شقشقیه می‌آورد بر بی‌اعتبار بودن این اتهام صحه می‌گذارد او می‌گوید: «استادم ‌ابوالخیر مصرق بن شبیب نقل نمود که من خطبه شقشقیه را نزد استاد شیخ ابومحمد عبدالله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم تا آنکه از او پرسیدم آیا به نظر شما این خطبه جعلی است؟ او در جواب گفت:&lt;br /&gt;نه به خدا قسم، من یقین می‌دانم که این خطبه از گفتار علی(ع) می‌باشد همانطور که تو مصدق هستی (و تو را می‌شناسم).&lt;sup&gt;29&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;گفتم: بسیاری از مردم می‌گویند که این خطبه از سخنان سید رضی است گفت: نه، این نَفَس و اسلوب کجا و سید رضی و دیگران کجا، ما نوشته‌های سید رضی را دیده‌ایم و به گفتار و شیوه او آشنا هستیم و می‌دانیم که با این سخنان هیچ‌گونه سازشی ندارد.»&lt;br /&gt;سپس ابن‌ ابی‌الحدید می‌گوید: «من نیز قسمت‌های زیادی از خطبه ‌شقشقیه را در تصنیفات استاد، شیخ ابوالقاسم بلخی دیده‌ام، او پیشوای معتزلی‌های بغداد بوده و در زمان خلیفه مقتدر بالله عباسی و مدت‌ها قبل از تولد سیدرضی می‌زیسته است.»&lt;sup&gt;30&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;دکتر محمد تیجانی نیز در کتاب ثم اهتدیت حکایتی را نقل می‌کند که خود شاهد دیگری بر انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) می‌باشد.&lt;sup&gt;31&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تصریح صاحبان کتب لغت و معاجم عربی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دلیل دیگری که انتساب خطبه شقشقیه به امام علی(ع) را اثبات می‌کند، تصریح صاحبان معاجم عربی در این رابطه می‌باشد چراکه بسیاری از آنان هنگامی که به توضیح برخی از لغات خطبه شقشقیه می‌پرداختند تصریح نموده‌اند که این خطبه از خطب امیرالمؤمنین(ع) می‌باشد. مجدالدین فیروزآبادی در قاموس‌المحیط و سعید الخوری الشرتوتی اللبنانی در اقرب‌الموارد از این گروه می‌باشند که به عنوان مثال به چند نمونه اشاره می‌کنیم.&lt;br /&gt;الف- در مجمع‌الامثال میدانی در ذیل مثل عرب که می‌گوید: «شقشقه هدرت ثمّ قرّت» آمده است:&lt;br /&gt;«‌شقشقه چیزی است شبیه شش که شتر هنگامی که به هیجان می‌آید آن را از دهانش خارج می‌سازد. و برای امیرالمؤمنین علی(ع) خطبه‌ای است که به شقشقیه معروف است.»&lt;br /&gt;ب- همچنین ابن‌اثیر در النهایه به دنبال معنای ماده شقشق چنین می‌آورد که «و منه حدیث علیّ فی خطبه له تلک شقشقه هدرت ثمّ قرّت» و از آن جمله است کلام علی(ع) در خطبه‌ای که برای اوست: آن [سخنان همچون] شقشقه‌ای بود که به صدا درآمد و فرو نشست.&lt;br /&gt;ج- در اقرب الموارد در ذیل لغت شقشقه آمده است: «الشقشقه لهاه ‌البعیر و الخطبه الشقشقیه خطبه الامام علی(ع) و هی خطبه بدیعه مشتمله علی حکم و انواع البلاغه» شقشقه تکه گوشتی را گویند که مشرف بر حلق شتر و در انتهای سقف دهانش آویخته است&lt;sup&gt;32&lt;/sup&gt; و خطبه شقشقیه خطبه بدیعی است از امام علی(ع) که مشتمل بر حکمت‌ها و اقسام بلاغت می‌باشد.&lt;sup&gt;33&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;از دیگر شواهد بطلان آن ادعای واهی این است که قاضی عبدالجبار معتزلی که از متعصبین علمای اهل سنت بوده خطبه شقشقیه را در کتاب المغنی ذکر کرده است. او در این کتاب به تأویل برخی از کلمات خطبه پرداخته و آن عباراتی که بر طعن خلفای سه‌گانه دلالت می‌کرد را توجیه نموده است اما با این همه استناد خطبه شقشقیه به امام علی(ع) را انکار نکرده است.&lt;sup&gt;34&amp;nbsp;&lt;/sup&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;sup&gt;مهدی مردانی&lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پی‏نوشت‏&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;hr style=&quot;WIDTH: 150px; HEIGHT: 1px&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;1. مصادر نهج البلاغه و اسانیده، سید عبدالزهرا حسینی خطیب، دار الاضواء‌بیروت، ج 1، ص 87.&lt;br /&gt;2. همان، ج 1، ص 42.&lt;br /&gt;3. بحار الانوار، علامه مجلسی، کتاب الفتن و المحن، ج 29، ص 548.&lt;br /&gt;4. البته بر نهج‌البلاغه اشکالات بسیاری وارد شده است که همگی آنها مرتبط با خطبه شقشقیه نمی‌باشد لکن شبهه جعلی بودن نهج‌البلاغه که از همه شبهات مهمتر بوده و در رأس آنها قرار دارد بیشتر مورد بحث واقع شده است و خطبه شقشقیه مسبب ایراد این شبهه می‌باشد.&lt;br /&gt;5. مصادر نهج‌البلاغه، سید عبدالزهرا خطیب، ج 1، ص 309.&lt;br /&gt;6. همان، ج 1، ص 318. جهت اطلاع بیشتر در خصوص این موضوع می‌توان به منابع ذیل مراجعه کرد:&lt;br /&gt;الف- مجله نگاه حوزه، شماره 68 – 65، ص 136.&lt;br /&gt;ب- در پیرامون نهج‌البلاغه – ترجمه ماهوالنهج‌البلاغه – مترجم: میرزاده اهری، ص 57.&lt;br /&gt;ج- مقدمه تحقیق بر شرح نهج‌البلاغه عبده،محمد محی‌الدین عبدالحمید.&lt;br /&gt;7. علی دوانی، سید رضی مؤلف نهج‌البلاغه، دفتر انتشارات اسلامی، ص 206.&lt;br /&gt;8. شیخ آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، منشورات المکتبه الاسلامیه، ج 14، ص 111 - 140.&lt;br /&gt;9. نهج‌البلاغه، خطبه 6.&lt;br /&gt;10. أو أصبر علی طخیه عمیأ: خطبه شقشقیه.&lt;br /&gt;11. شرح نهج‌البلاغه، عبده، مطبعه استقامه مصر.&lt;br /&gt;12. و من طالع نهج‌البلاغه جزم بأنّه مکذوب علی امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه ففیه السّب الصراح و الحط علی سیدین ابی‌بکر و عمر رضی الله عنی - لسان المیزان، ج 4، ص 256، دارالفکر بیروت - میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد البجاوی، ج 3، ص 124، دارالفکر بیروت.&lt;br /&gt;13. حجرات/ 6.&lt;br /&gt;14. شرح ابن‌ابی‌الحدید، ج 4، ص 80.&lt;br /&gt;15. انعام/ 93.&lt;br /&gt;16. درالمنثور، ج 3، ص 30؛ المستدرک علی الصحیحین، محمد عبدالله نیشابوری معروف به حاکم، ج 3، ص 265؛ ‌کشاف، ج 2، ص 45.&lt;br /&gt;17. وقعه الصفین، مکتبه آیت‌الله‌مرعشی، تحقیق عبدالسلام محمد هارونی، ص 220.&lt;br /&gt;18. إنّکم لتحبرونی عن رجل انّ فی وجهه لمنعه من الشیطان، الاصابه فی معرفه الصحابه، احمد بن علی بن حجر عسقلانی، بیروت دار‌الصادر.&lt;br /&gt;19. أما أنت یا مروان فأشهد أنّ رسول الله(ص) لعن أباک و أنت فی صلبه، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، عزالدین علی بن محمد معروف به ابن‌اثیر، ج 2، ص 34.&lt;br /&gt;20. الغدیر، ج 7، ص 110.&lt;br /&gt;21. همان.&lt;br /&gt;22. همان.&lt;br /&gt;23. همان.&lt;br /&gt;24. همان.&lt;br /&gt;25. همان و مصادر نهج‌البلاغه، ج 1، ص 309.&lt;br /&gt;26. همان و مصادر نهج‌البلاغه ، ج 1، ص 310.&lt;br /&gt;27. مصادر نهج‌البلاغه، ج 1، ص 311.&lt;br /&gt;28. الغدیر، ج 7، ص 110.&lt;br /&gt;29. بعضی از مترجمین در ترجمه این قسمت دچار اشتباه شده و کلمه مصدق را تحت‌اللفظی ترجمه نموده‌اند یعنی اینگونه ترجمه کرده‌اند: «می‌دانم که تو تصدیق کننده هستی» در حالی که چنین نیست زیرا گوینده در مقام بیان یقین ابن‌خشاب در قالب تشبیه است.&lt;br /&gt;30. شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج 1، ص 205.&lt;br /&gt;31. آنگاه هدایت شدم، ص 57.&lt;br /&gt;32. که در اصطلاح به آن زبان کوچک گویند.&lt;br /&gt;33. اقرب‌الموارد، (3 جلدی)، ج 1، ص 604.&lt;br /&gt;34. شرح نهج‌البلاغه، علامه مجلسی، ج 1، ص 61.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;با فرمت amr دانلود نمایید&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://danyalir.persiangig.com/ahang%20azar/shagshasie&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://www.piic.ir/beta/upload/download119537.gif&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; complete=&quot;true&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Wed, 13 Jan 2010 19:04:07 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=89</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/10/23/post-89/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>حل مشکل لوگین یاهو با نرم افزار YahELite</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/10/07/post-88/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;یکی از نرم افزارهای محبوب در بین کاربران برنامه&amp;nbsp;یاهو مسنجر&amp;nbsp;است که از معروف ترین برنامه های&amp;nbsp;گفتگوی در اینترنت است که متاسفانه در روزهای اخیر به دلایلی &amp;nbsp;بارها شاهد اختلال و عدم لاگین شدن آن هستیم . برای حل این مشکل پیشنهاد ما استفاده از برنامه کم حجم YahELite است ...&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;نرم افزاری که تمامی کارهای نرم افزار یاهو مسنجر را به همراه قابلیت های بیشتر و با کمی تفاوت انجام می دهد. یکی از تفاوت های اصلی این برنامه با نرم افزار یاهو مسنجر حجم بسیار پایین آن که حدود 700 کیلوبایت است می باشد. محیط کاریری این ابزار به طور کلی با یاهو مسنجر متفاوت است و اصلا هیچ شباهتی به مسنجر معروف یاهو ندارد. نام این برنامه YahElite Build 330.3 است که نوع دیگری از یاهو مسنجر بوده و پلی ارتباطی میان دوستداران یاهو است. این نرم افزار برای ارتباط با یاهو از تمامی سرورهای استفاده می کند و در زمانی که یاهو مسنجر به دلایلی از دسترس خارج است می توانید به راحتی وارد محیط مسنجر خود شوید. همچنین با وارد شدن به محیط مسنجر توسط این برنامه، بصورت خودکار وارد روم خواهید شد. جالب است بدانید که در سایت سازنده این برنامه بیش از 100 قابلیت برای این نرم افزار ذکر شده است. پیشنهاد ما به شما این است که برای یک بار هم شده از این برنامه مفید استفاده کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قابلیت های کلیدی نرم افزار YahElite Build 330.3:&lt;br /&gt;- سرعت بسیار بالا در لاگین شدن&lt;br /&gt;- قابلیت لاگین شدن همزمان چندین آیدی&lt;br /&gt;- قابلیت ورود اتوماتیک به چت روم ها&lt;br /&gt;- پشتیبانی از تمامی امکاناتی که در یاهو مسنجر سراغ داشتیم&lt;br /&gt;- نمایش بسیاری از شکلک های مخفی یاهو مسنجر&lt;br /&gt;- حجم بسیار اندک در حد 700 کیلوبایت&lt;br /&gt;- رایگان بودن استفاده از برنامه&lt;br /&gt;- قابلیت تغییر تمامی پوسته ها و قسمت های مختلف نرم افزار و خصوصی سازی آن ها&lt;br /&gt;- استفاده فوق العاده آسان از نرم افزار&lt;br /&gt;- چت بدون اسپم, تبلیغات و هیچ چیز مخرب&lt;br /&gt;- سازگاری با تمامی نسخه های ویندوز از جمله ایکس پی، ویستا و ویندوز محبوب 7&lt;br /&gt;- و ...&amp;nbsp;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://dl.mihandownload.com/user2/blackpic/YahElite-Build-330.3-[mihandownload.com].zip&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#1c260d&quot;&gt;&lt;img align=&quot;absMiddle&quot; src=&quot;http://www.piic.ir/beta/upload/download119537.gif&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot;download&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot; class=&quot;custom-fieldes&quot;&gt;&lt;ul&gt;&lt;li class=&quot;size&quot;&gt;حجم: 697 کیلوبایت&lt;/li&gt;&lt;li class=&quot;source&quot;&gt;رمز: www.mihandownload.com&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;</description>
					<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 20:25:40 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=88</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/10/07/post-88/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>علل افول علمى در ایران و جهان اسلام</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/09/17/post-85/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تمدن و جامعه اسلامى در خود، سازوکار بزرگ‏ترین نظام علمى را پرورانده و درنوردیده و شخصیت‏ هاى فاخرى را در حوزه‏ هاى مختلف علمى چه در علوم محض و چه در علوم عقلى و چه در علوم نقلى و شرعى داشته است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این که در سده‏ هاى اخیر و به‏ ویژه در دو سده‏ ى اخیر گرفتار فقر علمى به شکل عام و فقر تئورى و نظریه ‏پردازى به طور خاص هستیم، بسیار آزار دهنده است و براى کسانى که به هویت اسلامى و ملى و تاریخ خود دلبستگى دارند، مسأله ‏اى اساسى و جدى است.پس این حدیث مکرر، هم چنان نامکرر است. از این جهت که تا به پاسخ‏هاى اساسى نرسیده‏ ایم هنوز سؤال باقى است. گمان نبریم که چون این سؤال قدیمى است پس می شود آن را بایگانى کرد. این سؤال ‏ها از آن جهت که درباره‏ى مبرم‏ترین نیازها است، هنوز سؤال است. هم‏چنان که ده ‏ها مسأله ی دیگر اجرایى و فکرى در حوزه‏ هاى مختلف، هنوز مساله است. گرچه از عمر این سؤال ‏ها دیرى است که می گذرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;گاه تصور می کنیم چون زمانى بر سؤالى گذشته است و گفتارهاى درونى درباره‏ى آن با هم داشته‏ایم یا کسانى دیگر داشته‏اند، مى ‏شود این سؤال را مختومه تلقى کرد. اما حقیقت این است که این قبیل سؤالات را نمی توان به راحتى کنار گذاشت.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دیدگاه‏ هایى در علل افول علمى&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;درباره‏ ى افول علمى از منظر سبب جویانه و علت گرایانه، نظریات متعددى ابراز شده است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;طرح این نظریات می تواند مدخلى باشد براى آنچه قصد داریم به آن نزدیک شویم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;چرا ابوریحان‏ ها، زکریاى رازى‏ ها، بوعلى سیناها، فارابى ‏ها، ملاصدراها و... و در حوزه علوم شرعى محض شیخ طوسى ‏ها و دیگران کمیاب شده ‏اند؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;چرا در جامعه‏ى ایران که با توجه به تنوع اقلیمى و تنوع استعدادى زمینه ‏هاى مختلف براى پرورش استعدادهاى ناب داشته ست‏به این نقطه رسیده‏ ایم که از خلق‏هاى مشابه هم عاجز شده‏ ایم؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به این سؤال پاسخ‏هاى گوناگون داده شده است. برخى رویکرد تاریخى آن را به قرن‏هاى دوم و سوم هجرى برگردانده‏ اند. من منظرهاى مختلف را ذکر مى ‏کنم تا وقتى به آن نتیجه نزدیک‏تر شدیم، بتوانیم قضاوتى قریب به واقع داشته باشیم.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;محدودیت عقلگرایى&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;برخى از کسانى که به این سؤال پاسخ دده‏ اند، به این نکته اشاره کرده ‏اند که ریشه ‏ى انحطاط علمى در جهان اسلام به عقب‏گرد دولت عباسى از گرایش عقلى معتزلى به گرایش ظاهر گرایانه و اهل حدیث، برمى‏ گردد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;آنانى که با مباحث اولیه تاریخ تمدن اسلامى آشنا هستند، مى ‏دانند که تا دوره‏ى متوکل شاهد رواج اندیشه‏ ى اعتزالى در تمدن اسلامى هستیم، که از ناحیه‏ى زمامداران عباسى وقت‏حمایت مى ‏شود. در همین دوره است که دارالحکمه راه‏اندازى می شود. ترجمه ‏ها اتفاق مى ‏افتد. گرایش به علوم فلسفى، عقلى و علوم محض سرعت پیدا مى ‏کند. از دوران منصور و مأمون و تا حدى معتصم دوره‏ى رونق تفکر عقل اعتزالى است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با آمدن متوکل وقایع متعددى در حوزه زمامدارى جهان اسلام اتفاق مى‏افتد، از جمله توفق اهل حدیث و کنار گذاشتن معتزله و برکنارى و محکوم کردن علوم عقلى. کتاب فروشان فلسفى محکوم و مجبور می شوند که کتاب فلسفى نفروشند، سران تفکر عقلى اعتزالى در شرایط انسداد قرار می گیرند و جریان‏هاى ظاهرگرا و اهل حدیث میدان مى‏یابند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;برخى مورخان دوره‏ى معاصر که تاریخ تمدن اسلام را تحلیل کرده‏ اند - به ویژه کسانى که داراى گرایش‏هاى اعتزالى در جهان غرب بودند2 تلاش می کنند تاریخ تمدن اسلامى را به گونه‏اى قرائت و روایت کنند که انحطاط تمدن اسلامى و افول علم در جهان اسلام از دوره‏ى متوکل به بعد آغاز شده است;یعنى از وقتى که سلطه‏ ى سیاسى تصمیم گرفت جریان عقلى را محدود کند و جریان ظاهرگراى اهل حدیث را تقویت کند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این نگاه صائب نیست. مسلما حرکت متوکل به روند رشد جهان اسلام ضربه زد، اما متوقف کننده‏ى آن نبود. شاهد بر این ادعا این است که روند شتاب تمدن اسلامى عمدتا در نیمه‏ى دوم قرن سوم به بعد و قرن پنجم است و بسیارى از عالمان بنام - چه در علوم محض و چه علوم عقلى و فلسفى - به قرون بعدى متعلق هستند. بنابراین، رویکرد متوکل نتوانست جریان علم در جهان اسلام را متوقف کند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جریان علم در جهان اسلام آن‏قدر چشمه‏ هاى متکثر داشت که سلطه سیاسى نمی توانست همه‏ى این چشمه‏ ها را ببندد. ویژگى قدرت فکرى و فرهنگى جهان اسلام این بود که تحت تفکر دینى به گونه‏اى تکثر پیدا کرده بود که سلطه‏ ى سیاسى نمی توانست، همه‏ى منافذ دانش را کنترل کند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;از این‏رو، مى ‏بینیم برغم تحرک متوکل و برخى خلفاى بعد از او، علوم عقلى و علوم محض در جهان اسلام نه تنها افول نکرد، بلکه شاهد شتاب آن‏ها هستیم; زیرا بخش گسترده‏ اى از مکتوبات و تالیفات غیر ترجم ه‏اى و تحلیلى علوم عقلى و علوم محض به قرون بعد مربوط می شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;رابطه‏ ى قدرت و دانش در نظامیه‏ ها&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نگاه و تحلیل دوم در ارتباط با تاریخ تمدن و علوم و تحلیل انحطاط آن، از برخى مصنفان و تحلیل‏گران است که تلاش کرده‏ اند، حرکت‏خواجه نظام الملک طوسى در ساخت نظامیه ‏ها رامقدم ه‏اى براى تحدید علم در جهان اسلام و رکود آن معرفى کنند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;مى ‏دانید که یکى از شبکه‏ هاى زنجیره‏اى مدارس در جهان اسلام نظامیه‏ ها بودند که به اعتبار بنیان‏گذار آن - خواجه نظام الملک طوسى وزیر مقتدر سلجوقى - به نظامیه‏ ها شهرت یافتند. نظامیه‏ى بغداد، نیشابور، مرو و... شبکه‏اى از مدارس علمى بودند که توسط خواجه نظام الملک تاسیس شد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;رابطه‏ ى دانش و قدرت که برخى از آن سخن گفته‏اند در این مدارس تا حدود زیادى خودش را نشان داد. وزیر مقتدر سلجوقى در این منطقه‏ى وسیع که در اختیار دولت‏سلاجقه بود - از آسیاى میانه تا ایران فعلى و قسطنطنیه و مناطق دیگر که گرفتار تشتت فکرى و عقیدتى و مذهبى بود و اداره‏ى آن را مشکل می کرد - به تاسیس نظامیه‏ ها اقدام کرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در نظامیه‏ ها مواد درسى و اساتید همه پیرو مذهب شافعى بودند و تنها مذهبى که تدریس می شد، فقه شافعى بود. علوم عقلى و دیگر علوم تدریس نمی شدند و در حاشیه قرار داشتند. این مدارس تنها در علوم شرعى و علومى که به علوم شرعى ارتباط پیدا می کرد، در قالب فقه شافعى فعال بودند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این نظریه می گوید: انحطاط علم در ایران وقتى آغاز شد که نظامیه‏ ها در ایران رشد کردند. نظامیه‏ ها به دلیل حمایت از سلطه‏ ى سیاسى دولت، پشتیبانى مادى و اقتصادى می شدند و در نتیجه به مرور زمان شاهد محدود شدن دایره‏ى علوم در جهان اسلام - به ویژه در ایران - هستیم;زیرا مهد این نظامیه‏ ها عمدتا ایران بود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این نظریه مستنداتى هم دارد که با نقد مختصرى از آن عبور می کنم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ساخت و ساز نظامیه‏ ها مبدا تاریخى انحطاط علم در ایران نیست;زیرا ویژگى دانش در ایران و جهان اسلام، تکثر سرچشمه‏ ها است. اگرچه خواجه نظام الملک مسیر خاصى را ایجاد کرد ولى نتوانست مسیر دانش را مسدود کند. این‏گونه نبود که نظامیه‏ ها تنها مدرسه‏ هاى دانش‏ساز در جهان اسلام باشند. براى نمونه ابن جبیر اندلسى که سال 180 یا 190 هجرى به بغداد آمده است، می گوید: «در بغداد سى مدرسه فعال وجود داشت که یکى از آن‏ها نظامیه بود».&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نظامیه‏ى بغداد و نیشابور پررونق‏ترین نظامیه‏ ها بود;زیرا در نظامیه بغداد غزالى حضور داشته و در نظامیه‏ى نیشابور امام جنیدى و دیگران.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;حتى مى ‏بینیم در دوره‏ى خلفاى عباسى مثل المستنصر بالله که مدرسه مستنصریه را ساخت، تنها فقه شافعى تدریس نمی شود، بلکه فقه مذاهب چهارگانه در مدرسه‏ى او تدریس می شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;هجوم مغول و انزواى دانش&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دیدگاه سوم درباره‏ى علل انحطاط علمى ایران، مسأله ی هجوم مغول را مطرح می کند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى مغول‏ها به شرق اسلامى حمله کردند، شرق اسلامى زمین خورد. حقیقتا هجوم مغول به ایران به لحاظ وسعت تخریب و درهم ریختن ساز و کارها و ساختارهاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى یک پدیده‏ى تاریخى بود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;از مهم‏ترین ضربه‏ هاى هجوم مغول به ایران و شرق اسلامى، انهدام سیستم آبیارى است که سیستمى تاریخى در شرق اسلامى بود. در مناطق شرقى آب مسأله ی جدى به شمار مى‏آمد;از این رو، همواره واژه‏ى آب و آبادى با هم آورده می شد. دسترسى به آب در شرق، فرایندى تاریخى دارد و یک روزه حاصل نشده است. سال ‏ها و قرن‏ها گذشته تا یک شبکه‏ى آبیارى فعال شده است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;یکى از تاثیرات هجوم مغول تخریب این شبکه‏ هاى آبیارى بود. اقتصاد شهرنشینى و کشاورزى به هم ریخت. کتابخانه‏ ها به شدت نابود شد، یا در معرض نابودى قرار گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;طرفداران نظریه‏ى سوم، هجوم مغول به ایران را عامل انحطاط مى ‏دانند و معتقدند که بعد از هجوم مغول پرونده‏ى علم در شرق اسلامى بسته شد. گاهى به نظر مى‏آید این دیدگاه، از جهات مختلف نظریه‏ى قابل توجه‏اى باشد. در تاریخ ایران که همیشه در معرض خطرات تاریخى بوده است، از اسکندر تا حمله‏ى مغول، هیچ حادثه‏اى نتوانست‏شبکه‏ هاى آبیارى را در هم بریزد. اما حمله‏ى مغول این تاثیر را داشت.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ولى آیا واقعا می شود این نظریه و دیدگاه را تایید مطلق کرد؟ آیا شروع افول علم در ایران از زمان هجوم مغول بوده است؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بعد از گذشت‏یک دوره از هجوم مغول، با توجه به ویژگى‏هاى جامعه‏ى ایرانى و شرایط درونى علم، به سرعت‏به بازسازى رسیدیم. هجوم مغول، جامعه‏ى ایرانى را از تکاپو نیانداخت. طولى نکشید که در حوزه‏ هاى مختلف، جامعه‏ى ایرانى مجددا وارد دوره‏ى دانش‏سازى شد و می توان گفت کمبودهاى قبلى را جبران کرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در دوران هلاکو، خواجه نصیر رصد خانه‏ى مراغه را افتتاح می کند. دوازده سال طول می کشد تا این رصد خانه ساخته شود. رصدخانه یک آکادمى علمى جامع است که خواجه نصیر آن را در مراغه تاسیس کرد. شخصیت‏هایى را هم از اطراف جهان اسلام جمع و به آنجا دعوت کرد. ذوق علمى و ابتکار فردى خواجه نصیر توانست میراث اسلامى را در این دوره حفظ کند که بسیار قابل تقدیر است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;خواجه چهار صد هزار کتاب در رصدخانه جمع کرده بود. این رقم در آن شرایط که کتب دستى نوشته می شد، خیلى تعجب‏آور است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اگر سهم تولید ناخالص ملى را در پژوهش و توسعه در نظر بگیریم، می توانیم به خوبى وضع عمومى جامعه را دریابیم. در آن زمان یک دهم موقوفات که رقم عمده‏ اى می شود، سهم رصدخانه مراغه بوده است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بازسازى بعد از هجوم مغول، تنها به خواجه اختصاص ندارد. توانایى‏هاى درونى جامعه ایران براى بازسازى علمى آن‏قدر قوى بود که چند دهه‏ى بعد، رصدخانه‏ى مراغه تاسیس شد. امراى قابل و فهیم ایرانى مثل خاندان جوینى کنار ایلخانان مغول قرار گرفتند و به آبادانى جهان اسلام پرداختند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بغدادى که مغول‏ها خاکش را با توبره برده بودند در زمان وزارت جوینى از گذشته‏اش بهتر شده بود. در یک دوره‏ى کوتاه، بغداد دوباره رونق قبلى خودش را پیدا کرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;یکى دیگر از وزیران دانشمند و فهیم، خواجه رشیدالدین فضل الله وزیر ایلخانان است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;محله‏اى که در دوره‏ى وزارت او به عنوان شهرک علمى تاسیس شد، یک پدیده است. این که این مقدار آدم با انگیزه‏ هاى دانشجویى یک جا جمع شوند، نشانگر رشد علمى و بازسازى عظیم فکرى و فرهنگى است. حمله‏ى مغول یک چیزى است و این که این آدم‏ها از این ضربه‏ى روانى خلاص می شوند و به سراغ دانش مى‏آیند، چیز دیگرى است. خواجه رشیدالدین فضل الله در نامه‏اش سوانح الافکار که به همت‏یکى از فضلا چاپ شده، آورده است:&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;«شش هزار طالب علم را که از دیگر ممالک اسلامى به امید تربیت آمده بودند، در دارالسلطنه تبریز ساکن گردانده‏ ایم‏». در همین نامه آورده شده که: «هزینه ارزاق و شهریه آنان از محل خراج و درآمد جاهایى مانند هند و قسطنطنیه پرداخت‏شود، تا با خاطر آسوده به افادت و استفادت مشغول گردند. هم‏چنین تعیین می شود که طالبین علم با توجه به ذهن و استعداد، پیش کدام استاد تحصیل کنند».&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در این شهرک علمى، هم علوم عقلى و هم علوم نقلى و فروع و اصول تدریس می شده است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پس برغم آنکه هجوم مغول ارکان تمدن شرق اسلامى را به هم ریخت، اما این که بخواهیم عامل افول علمى جهان اسلام و از جمله ایران را این هجوم بدانیم، شاید نظریه‏ى جامعى نباشد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تقسیم و درجه ‏بندى علوم&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نظریه‏ى چهارم، استناد انحطاط به نگرش اسکولاستیک و مدرسى است. برخى از صاحبان این دیدگاه تاریخ غرب را کپى‏بردارى می کنند و بر تمدن‏ها و جوامع دیگر تطبیق مى ‏دهند. آنان سیر تاریخى غرب را بر ایران و جهان اسلام تطبیق کرده و می گویند انحطاط علم از وقتى آغاز شد که علم به اعلى و ادنى و متوسط تقسیم شد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در آیین‏هاى مدرسى و اسکولاستیکى قرون وسطا، علم اعلى الهیات بود و بقیه علم مکمل بودند. کسانى که از نظریه‏ى فوق طرفدارى می کنند، معتقدند وقتى علم طبقه‏بندى شد، همه چیز در خدمت علم اعلى قرار گرفت;هم امکانات، هم تفکرات و هم منزلت‏هاى اجتماعى.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ویژگى قرون وسطا این بود که یک علم اعلى وجود داشت (علم الهیات) و در اختیار کشیشان و اسقف‏ها بود و دیگر علوم، علوم مکمل یا علوم مقدمى و علوم آلى بودند. البته اگر علمیت آن‏ها مقبول مى‏افتاد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اینان گفته‏اند در جهان اسلام و از جمله ایران از وقتى که الهیات علم ارفع شد، شاهد انحطاط علم بوده‏ ایم. کم و بیش در برخى مکتوبات و سخنرانى‏ها دیده می شود که می گویند تا وقتى ابوریحان‏ها، بوعلى سیناها و شیخ مفیدها در عرض هم منزلت داشتند، دوره‏ى اوج تمدن بود. وقتى که منزلت‏ها پایین آمد و علم ارفع علم الهیات و علوم مرتبط با آن شد، پرونده اعتلاى علمى در جهان اسلام بسته شد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این نظریه به گونه‏اى اقتباسى از روند تاریخ تمدن غربى و علم غربى است، اما واقعیت در جهان اسلام آن است که هم در حوزه‏ى فکرى و هم در حوزه‏ى اجتماعى;یعنى هم در فضاى اندیشه و هم در فضاى واقعیت‏حتى در اوج دوران تمدن اسلامى علوم ارفع، علوم الهى بوده‏ اند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ابن سینا به عنوان متخصصى که در حوزه‏ هاى مختلف علمى حرکت کرده، وقتى طبقه‏بندى علمى می کند علم ارفع را علم عقاید مى ‏داند. ویژگى تمدن اسلامى حل این پارادوکس است که در عین طبقه‏بندى علوم، مجال کافى به علوم نازل داده شده است. البته این خود بحث دیگرى است که چطور می شود به طبقه‏بندى علوم پایبند بود و به علم اشرف اعتقاد داشت، اما در عین حال مجال براى علوم متوسط و نازل نیز وجود داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ابن سینا در کتاب‏هاى متعدد از جمله اشارات در نمط هشتم وقتى که به جایگاه و طبقه‏بندى علوم مى‏ پردازد، اظهار می کند که کمال نهایى جوهر عاقل این است که جلوه‏ى حق تعالى در او متجلى شود. در فضاى تمدن اسلامى حتى در اوج اعتلایش بر مبناى طبقه‏بندى علوم حرکت‏شده است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کارى که تمدن اسلامى کرد و ما باید امروز از آن الگو بپذیریم - البته نه به این معنا که عینا کپى‏بردارى کنیم - این که چگونه می توان طبقه‏بندى علوم را از لحاظ منزلت پذیرا باشیم و در عین حال مجال کافى براى دانش‏هاى متعدد فراهم باشد و این طبقه‏بندى مانع تکامل دانش در حوزه‏ هاى خاص نشود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در واقعیات خارجى و منزلت اجتماعى در تاریخ تمدن اسلامى، دو گروه در جامعه‏ى مسلمین منزلت ارفع داشتند. در بین اهل شریعت فقها و در بین اهل معنا عرفا. این‏ها منزلت‏هاى اول اجتماعى را داشتند. پزشک ولو این که پزشک خلیفه است و به او احتیاج است، اما در این سلسله مراتب قاضى ابویوسف منزلت اصلى را دارد، نه طبیب.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اما در عین حال آنچه در حوزه‏ى تمدن اسلامى بسیار قابل توجه و شگفت است آنکه برغم طبقه‏بندى علوم در حوزه تفکر و طبقه‏بندى منزلت در حوزه اجتماعى، مانع از این نشده که خوارزمى‏ها، ابن هیثم‏ها، ابوریحان‏ها و... شکل بگیرند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این چهار نظریه، بیش‏تر نگاه تاریخى به علل افول علم در ایران است، ولى رویکرد دیگرى به ویژه در دهه‏ هاى اخیر در کشور بوجود آمده که روبه رشد است و مکتوبات نیز به گونه‏اى این رویکرد را تعقیب می کنند. بر پایه‏ى این نظریه علل افول علم در ایران به هنجارهاى فرهنگى - ارزشى جامعه ایران بر می گردد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;هنجارهاى اخلاقى و افول علم&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اینان ریشه ‏ى افول علم در ایران را هنجارهاى اخلاقى - ارزشى مى ‏دانند و آن را خلقیات ایرانیان مى‏نامند. در این دیدگاه مشکل نه متوکل بوده و نه مغول. بلکه هنجارهایى است که در ما ایرانیان وجود دارد و مانع شتاب علم می باشد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;از این نوع مکتوبات و مقالات کم و بیش در این دو دهه‏ى اخیر عرضه شده است. اشاره به نکته‏ هایى از این قبیل که: علاقه‏ى ما ایرانیان، همه چیز دانى است نه تخصص‏گرایى، بى ‏برنامگى، بى ‏ضابطگى، مسئولیت ناپذیرى، شعارزدگى، حسادت و عدم صداقت است که همه‏ى این‏ها در کار علمى مشکل‏سازى می کنند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در کار علمى وقتى افراد در کنار هم به عنوان همکاران قرار می گیرند، صداقت، عدم حسادت و... خلقیاتى است که به روند تولید علم کمک می کند، ولى این‏ها در ما شکل نگرفته‏اند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این روحیه را که ما ایرانى‏ها خود را کارشناس همه چیز مى ‏دانیم و نظر می دهیم، به عنوان عوامل اصلى انحطاط علم در ایران مطرح می کنند و می گویند علت افول علمى در جامعه‏ى ایران هنجارهاى فکرى، اخلاقى و ارزشى است.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بی تردید ما گرفتار ضعف‏هاى جدى این چنینى هستیم. واقعیت‏هاى اجتماعى این است که در بسیارى از این موارد ضعف‏هاى اصلى داریم. پس وقتى در مقام نقد این نظریه بر می آییم به معناى این نیست که این عوامل منتفى است. بلکه یکى از عمده‏ترین مشکلات اجتماعى یک سرى از این ویژگى‏هایى هست که حتى زندگى اجتماعى و مدنیت را مشکل می کند، چه برسد به تمدن‏سازى.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اما کسانى که این سخنان و نظریه را مطرح می کنند، به عوامل این هنجارها نمى‏ پردازند. آیا این هنجارها ذاتى ایرانى‏ها بوده است؟ فطرى بوده است؟ یا مربوط به یکى از دوره‏ هاى تاریخى است؟ اگر مربوط به دوره‏ هاى تاریخى است، عوامل شکل‏گیرى آن چیست؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نمی شود گفت جامعه و مردمى از اول با این شیوه‏ى اخلاقى به دنیا آمدند. راجع به هیچ قومى نمی شود، این‏گونه قضاوت کرد. جامعه‏ى ایرانى در قرن‏هاى متوالى شکوفایى علمى داشته است. اگر بین این خلقیات و رونق علمى ارتباطى هست که هست، معلوم می شود در این دوره‏ ها این ناهنجارى‏هاى اخلاقى را نداشته‏ایم. اگر در رصدخانه مراغه صدها دانشمند کنار هم جمع می شوند و کار می کنند، اگر در شهرک علمى رشیدالدین شش هزار نفر طالب علم کنار هم قرار می گیرند و حرکت علمى آغاز می کنند، نشان‏دهنده‏ى برنامه، ضابطه، همکارى علمى و ارتباطات علمى فعال است. در غیر این صورت این‏ها شکل نمی گرفت.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;علل اصلى افول علم &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در این‏جا وارد بحث دیگرى می شوم. البته در حد طرح بحث است. تا دوره‏ى صفویه و حتى اگر شرایط مساعد می شد، اوایل قاجاریه را نمی توان دوره‏ى انحطاط علمى محسوب کرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;برخى می کوشند تاریخ انحطاط را به عقب ببرند تا روان تاریخى جامعه را دچار تزلزل معنوى کنند. گویا خیلى عقب مانده ‏ایم. طورى است که دیگر نمی شود کارى کرد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;واقعیت این است که تا دوران صفویه مشابه دوران قبلى به زمین مى‏خوردیم ولى بلند می شدیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این ویژگى قوم ایرانى است که زمین خوردن زیاد داشته اما بلند شدن هم زیاد داشت. مشابه آن چیزى که در عهد مغول داشتیم. ولى چند دهه بیش‏تر طول نمی کشد که دوباره خیزش علمى اتفاق مى‏افتد. تا پایان صفویه و حتى اوایل قاجاریه اگر شرایط خارجى محقق می شد هنوز امکان به پا خیزى برایمان فراهم بود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سنت‏ها در حوزه‏ هاى مختلف عقلى و علوم محض و علوم انسانى، انقطاع نبود. اگر چه استمرار هم نبود. گسست داشتیم ولى بین گسست‏هاى موقت‏با دوره‏ى انقطاع خیلى فرق است. گسست‏هاى تاریخى انقطاع نبودند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با تجدید قوا و ساماندهى مختصرى در دوره‏ى صفویه در حوزه‏ى علوم عقلى شاهد زنده‏ترین و کاربردى‏ترین سنت فلسفى هستیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فلسفه‏ى صدرایى فلسفه‏اى است که هنوز نتایج و ذخایرش پنهان است و قابلیت استفاده‏ هاى فراوانى دارد. الان گروهى روى فلسفه صدرا کار می کنند. اگر این فلسفه با نیازها، بحث‏ها و علوم جدید مواجه شود وآن را به سخنگویى واداریم، دستاوردهاى گران‏بهایى خواهد داشت.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در حوزه‏ى هنرهاى مهندسى هم همین‏طور است. یکى از صاحب‏نظران خارجى درباره‏ى این توانایى می گوید: «هیچ قومى در جهان وجود ندارد که مانند ایرانى‏ها با چنین مهارتى نقب بزند و آبیارى تحت الارضى احداث کند. در حوزه‏ى معمارى و سایر فنون نیز وضع همین‏گونه است‏».&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;تا عصر صفویه پرونده‏ى علمى ما بسته نشده بود. اما در دو سه قرن اخیر گرفتار بداقبالى تاریخى شده‏ ایم که از ناحیه‏ى سلطه‏ ى غربى گریبان‏گیر عالم شده است. نمى‏خواهیم بانگاه توهم توطئه، عیب را به گردن دیگران بیندازیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى از بحث‏هاى اجتماعى صحبت می کنیم تک عاملى نیست. در حوزه‏ى بحث‏هاى اجتماعى عوامل مختلف و متعددى دخالت دارند. نمى‏خواهیم سهم هر یک از عوامل را انکار کنیم. زمامداران بى‏لیاقت، مردم کم حمیت و دیگر چیزها.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;اما واقعیت این است که نقش استعمار غربى در دوره‏ى سرمیه‏ دارى تاریخى غرب که همه‏ى جهان را فرا گرفت، بسیار پراهمیت است. به جز تمدن غربى همه گرفتار این حادثه‏ى مؤلمه شدند که فتیله‏ هاى تمدنى‏شان پایین آمد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سرمیه‏ دارى غرب از قرن 16 تا 18 سرمایه دارى تجارى است و از قرن 18 به بعد سرمایه دارى صنعتى است. در گروه سرمایه دارى تجارى یعنى قرن 16 تا 18، هدف انحصار در تجارت و پیدا کردن بازار و سلطه بربازار بود. نتیجه‏ى حرکت‏سرمیه‏ دارى غرب در قرن 16 تا 18 آن است که سرمایه‏ ها به غرب منتقل می شود و مقدمه‏اى براى سرمیه‏ دارى صنعتى می شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى به تاریخ آفریقاى شمالى نگاه شود که چگونه آدم‏ربایى صورت گرفته، از کنار مادر و پدر فرزند ربوده شده، مو بر تن انسان راست می شو، در رمان ریشه‏ ها از یک نویسنده دو رگه سیاه پوست آمریکایى که مى‏خواهد اجدادش را پیدا کند، سندهایى است که نشان مى ‏دهد حرکت‏بردگان از آفریقا به آمریکا با چه وضعى بوده است! انبوهى از جمعیت‏سیاه‏پوستان در این حرکت و طرح استعمارى و انتقال سرمایه‏اى به نام برده به مراکز آمریکایى و... از بین رفته‏اند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کسى مثل مونتسکیو که به عنوان واضع حقوق بشر و حقوق مدرن و... مطرح است، وقتى به مساله‏ى برده‏دارى در قرن 18 و 19 مى‏رسد می گوید: «نباید به برده‏دارى دست زد چون اقتصاد غرب را به هم مى‏ریزد». او مدافع نظام برده‏دارى است;به دلیل این که در تار و پود استعمار سرمیه‏ دارى تجارى اول - دوره سرمایه صنعتى غرب - بردگان نقش قابل توجه‏اى داشته‏اند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در آمریکاى لاتین تمدن‏هاى دیگر به وسیله استعمارگران نابود می شود. این سرزمین‏ها تمدن‏دار بودند. این‏گونه نبوده که غربى‏ها رفته و آنجا را آباد کرده باشند. در قاره‏ى آسیا، ثروت‏هاى آسیا به خصوص هندوستان و جاهاى دیگر به اروپا انتقال یافت.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در مجموع سرمایه دارى تجارى به روش‏هاى مختلف از طریق تاسیس کمپانى‏ها و... در دو قرن امکان مى‏یابد که سرمایه را به غرب منتقل کند و زمینه‏ى دوره‏ى سرمیه‏ دارى صنعتى را شکل دهد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى ما به عنوان ایرانى با غرب ارتباط برقرار کردیم با مجموعه‏اى ارتباط پیدا کردیم که با ما تناسب قدرت نداشت واین بد اقبالى تاریخى ما بود!&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نمى‏خواهم سهم کارگزاران نالایق و... را انکار کنم. اما واقعیت تاریخى آن است که ما گرفتار بد اقبالى شدیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در آن مقطع وقتى با تمدن غربى - از دوره قاجار و صفویه که دوره‏ى ارتباطى متغیر بود و دوره‏ى ارتباط ثابت - ارتباط برقرار کردیم، با غربى روبه ‏رو شدیم مثل امریکاى فعلى که سلطه‏ ى بى‏رقیب داشت و قدرت پیدا کرده بود وکانال ‏هاى متعدد سلطه و اقتدار داشت. از این رو، وقتى که سلطه غرب به ایران آمد، تمام چیزهایى که می توانست‏بین قدرت و دانش ارتباط برقرار کند را نابود کرد و به نقطه‏ ى رسیدیم که بازسازى علمى دشوار بود. تا در دوره صفویه در هر زمین خوردنى به سرعت‏بلند می شدیم، اما از زمان قاجار به بعد این زمین خوردن، بلند شدن ندارد. هر قدر مى‏خواهیم بلند شویم، مى ‏بینیم اوضاع از جاى دیگر خراب است و این‏جاست که گرفتار یک دوره‏ى گسست طولانى علمى می شویم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;حرکت‏هایى مثل تاسیس دارالفنون، دانشگاه و مؤسسات پژوهشى و... انجام می شود، ولى واقعیت این حرکت‏ها - گرچه نمى‏خواهیم محصولات آن را انکار کنیم. طبیعى است که اگر همین هم نمى ‏بود، شرایط بسیار بدترى را داشتیم - آیا در آن حد مؤثر بوده است که بتوانیم بگوییم ایستده‏ ایم. حتى حرکت هم نه. بلکه سرپا ایستده‏ ایم آیا به این نقطه رسیده‏ ایم؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دارالفنون با امید و آمال شکل می گیرد. امیرکبیر یکى از حرکت‏هایش تاسیس دارالفنون است که مجال به او نمى‏رسد و چند روز بعد از افتتاح دارالفنون به قتل مى‏رسد. دارالفنونى که بااین امید و آمال افتتاح می شود. بعد از چند دوره یکى از سیاحان غربى راجع به آن این‏چنین تصویر می کند: «دارالفنون عملا شش ماه باز است، اغلب شاگردان تنبل هستند».&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;این تحلیلى است که این سیاح یا سفیر غربى دارد. از لحاظ مالى هم به شدت ضعیف است‏یعنى مواجب مدرسه عقب مى‏ماند. حقوق استاد دیر داده می شود. دانشجویش خوب اداره نمی شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دارالفنونى که با امید و آرزو و آمال و در بوق و کرنا شکل می گیرد، در اواخر سلطنت ناصرالدین‏شاه چنین شرایطى دارد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دانشگاه تهران که 1312 یا 1313 تاسیس شده است. وضع بهترى در علم آفرینى ندارد نمى‏خواهیم تک ستاره‏ ها، یا برخى خدمات را انکار کنیم، اما به عنوان جمع‏بندى و ره آورد، عرض می کنم دانشگاه تهران وقتى شکل می گیرد، طراح آن دکتر عیسى صدیق است که دانشجوى شیکاگو یا جاى دیگر است که تیمورتاش به عنوان وزیر دربار از او مى‏خواهد طرح دانشگاه را برایش بفرستد. او هم مى‏فرستد. همین صدیق وقتى که دانشگاه تهران راه مى‏افتد و خود او جزو عناصر اصلى تاسیس آن می شود، در کتاب یادگار عمرش این‏طور می گوید: «از استاد خواهش و دعوت شد که کتب مهمى که مربوط به موضوع تدریس آن‏ها باشد، ترجمه کند و براى انتشار آماده سازند».&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;البته این که در آغاز فعالیت چقدر مجبور به ترجمه بودند بحث دیگرى است، ولى این مهم است که جرقه دانشگاه تهران با چنین دستورهایى صادر می شود که شما کتب درسى را ترجمه و عرضه کنید.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;به جاى تولید علم و تولید دانش، نگرش و قالب‏بندى، ترجمه‏اى است که انتقال داده می شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;مسیر حرکت دانشگاه به جاى دانش‏سازى، تربیت معلم است. چیزهایى یاد بگیرند و به نسل بعدى منتقل کنند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;از دارالفنون به بعد صد سال است که در حوزه‏ى علم سرمایه‏گذارى کرده‏ ایم ولو در حد کم، ولى این سرمایه‏گذارى چه جوابى داده است و علل کم بازدهى چه بوده است؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نهادهاى صلب و ساختارهاى غیر منعطف در مجموعه‏ى دانشگاهى ایجاد کرده‏ ایم. این نهادها نه با گذشته آموزشى خودشان که مدارس علمیه و سنت آموزشى مرسوم جهان اسلام باشد، ارتباط داشته‏اند و نه این که خودشان در بین خودشان استمرارى را تعقیب کرده‏ اند. این‏طور نبوده که دانشگاه صنعتى شریف استمرار دانشگاه تهران باشد. هر گاه با یک سرى از محدویت‏ها برخورد کردیم به خاطر ساختار صلب ادارى ساختار دیگرى تاسیس کردیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دانشگاه آزاد هم از لحاظ ساختار شبیه دانشگاه دولتى است و حالا ما مانده‏ ایم چه مرکز علمى دیگرى تاسیس کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ساختارهاى صلب بانیازها و اقتضائات و حرکت راهبردى همخوانى ندارد. ساختارهاى جدیدى هم که تاسیس شد، به سرعت دچار عدم انعطاف شدند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;سیستم آموزش ما هم عملا از سیستم سنتى منقطع و جداست. مانتوانستیم یک گفتگوى مناسب بین سنت‏هاى آموزشى و امروزمان برقرار کنیم که در بحث‏بومى شدن علم قابل بررسى است. این که چرا نتوانستیم گفتگویى بین آموزش سنتى و علوم مدرن در ایران بیافرینیم - تا برسد به بحث همکارى - اختصاص به ارتباط بین آموزش سنتى و مدرن ندارد. در نهاد آموزشى مدرن هم گرفتار ساختارهاى غیر مرتبط شده‏ ایم. دانشگاه تهران، شهید بهشتى و صنعتى شریف هیچ تعریف و ارتباطى بین خودشان برقرار نکرده‏ اند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نکته‏ى دیگرى در خاتمه‏ى عرایضم یادآور می شوم که در جنبش نرم‏افزارى و راهبرد ادارى، گاهى مسائل را با دیدگاه تزیینى و آرایشى دنبال می کنیم. در سال ‏هاى اخیر یکى از مشکلات در کشور این است که علم را تنها یک شیئى تزئینى به حساب مى‏آورند، مشابه این که دلمان مى‏خواهد فوتبال‏مان اول باشد، مى‏خواهیم علم‏مان هم اول باشد. این‏ها تزیینات اجتماعى‏اند، نه نیاز اجتماعى. به علم مانند زینت نگاه می کنیم نه هویت;از این رو، نوع مواجهه - چه در شکل فردى و چه در شکل اجتماعى - به مساله‏ى علم، یک مواجهه‏ى غیراساسى است;چون براى ما به عنوان عناصر هویتى نقشى ندارد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى بحثى مثل نهضت نرم‏افزارى چه در شکل خرد و چه در شکل کلان داریم، نباید واژه‏ ها رؤیا پردازانه و خیال گرایانه باشد. باید اعتقاد داشته باشیم توسعه‏ى علم محور نیاز و مطلوب ما است. توسعه‏اى که ذات وهویت آن از علم نشات گرفته باشد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;در دو دهه‏ى بعد از انقلاب، گفتمان‏ها و استراتژى‏هاى متعدد در حل مسائل اجتماعى داشته‏ایم. این گفتمان‏هاى مختلف و نظرات متعدد با هم قابل جمع نمى ‏باشند. باید اول درباره‏ى کلان قضیه و گفتمانى که مى‏خواهد استراتژى توسعه‏ى علمى شود، تعیین تکلیف کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;گفتمان توسعه‏ى ما چیست؟ به عنوان نمونه گفتمانى که مى‏خواهد به مشکلات روزمره‏ى اجتماعى بپردازد، چه مقدار با گفتمان «توسعه‏ى علم‏» همخوانى دارد؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;گفتمانى که به مشکلات حاد اجتماعى از قبیل بیکارى، اشتغال و غیره مى‏ پردازد، سرمایه‏ى ملى را به حل این تنش اصلى اجتماعى معطوف می کند. اگر در این گفتمان، راهبرد این باشد که نباید صداى مردم درآید، پس سرمایه‏ ها به سمت‏حل بحران‏ها و مسائل و مشکلات روزمره سوق داده می شود;آن‏گاه سهم پژوهش و توسعه در سطح کلان حتى با کشورهاى در مسیر توسعه هم قابل مقایسه نخواهد بود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;دو سال است که وزارت علوم، تحقیقات و فناورى تشکیل شده است. وزارت علوم همان آموزش و پرورش است که عده‏ اى درس مى‏خوانند. سهم علم و توسعه و پژوهش کجا است؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وقتى در فرانسه و ایتالیا وزارت علم و تکنولوژى و در چین کمیسیون دولتى پژوهش وجود دارد که همه‏ى امور را در راستاى پژوهش ساماندهى می کنند، کشور ما در زمینه پشتوانه‏ هاى پژوهش، تحقیق و ساختار علمى چه کرده است؟ این‏ها به خاطر چیست؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ممکن است این گفتمان‏هاى در عرض هم، افکار عام را اقناع کند ولى کسانى که آگاهى دارند، مى ‏دانند که این‏ها با همدیگر قابل جمع نیستند و به یک سیاست واحد تبدیل نمی شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;مهم‏ترین مساله اجتماعى این است که باید به اجماع همگانى در استراتژى علم و توسعه برسیم. آیا واقعا مساله‏ى اصلى این ست‏یا نیست؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;امروزه علم مدرن یک پدیده‏ى اتفاقى نیست. شاید پانصد سال قبل نظریه‏سازى پدیده‏ اى اتفاقى بود مثل داستان نیوتن، ولى امروز علم پدیده‏ اى برنامه‏ریزى شده است. علم امروز فردى نیست جمعى است. در قرون میانى ملاصدرا حق داشت و می توانست در انزوا در کهک به یک نظریه دست‏یابد، ولى امروز علم پدیده‏ اى جمعى و گران است. قبلا یک محقق چند کتاب را مطالعه و بررسى می کرد و به یک نظریه دست مى‏یافت، ولى امروز علم پدیده‏ اى است که هم در علوم طبیعى و محض و هم در علوم انسانى و فلسفى، پشتوانه لازم دارد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;امروز دنیا وارد دوره‏ى ابر علم‏ها شده است. یک کشور به تنهایى نمی تواند برخى حوزه‏ ها را در نوردد. در این شرایط باید به سمت زیر ساخت‏ها و از زیر ساخت‏ها به ساختارها و از ساختارها به سمت ره‏ هاى عملیاتى حرکت کنیم. اگر پیش‏برد علم مطرح است چه امکاناتى مى‏خواهد و ره‏ هاى وقوع آن کدام است؟&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;توسعه‏ى علمى را بر چه مبنایى مى‏خواهیم قرار دهیم؟ آیا قبول کرده‏ ایم گفتمان توسعه‏ى علم محور داشته باشیم؟ اگر قبول کرده‏ ایم اقتضائات، ملزومات و پیامدهاى آن چیست؟ ان شاء الله این بحث‏ها مقدمه‏اى شود براى بحث‏هاى خاص‏تر و تخصصى ‏تر که سخت‏به آن محتاجیم!&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;پى ‏نوشت‏ها:&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1. این مقاله، برگرفته از سخنرانى حجت‏ الاسلام صالحى درباره‏ى نهضت تولید علم است که تقدیم خوانندگان گرامى می شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2. همین جا عرض کنم که جریان‏هاى اصلاحگر جهان عرب در صد سال اخیر در دو فضاى اصلى حرکت می کنند. برخى نگه‏ ها اعتزالى هستند و تفکر معتزله را احیا می کنند. و برخى با نگه‏ هاى سطحى گرایانه اهل حدیث هستند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;نکته: محدودیت عقلگرایى افول علمى ایران جهان اسلام نامه‏ ى رهبر معظم انقلاب رابطه‏ ى قدرت دانش نظامیه ‏ها&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;منبع: ماهنامه پیام حوزه، شماره 37&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Tue, 8 Dec 2009 12:00:37 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=85</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/09/17/post-85/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>الامام‌ الخمینی‌ و الدفاع‌ عن‌ کیان‌ الدین‌</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/08/27/post-84/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;ورد فی‌ المسألة‌ العاشرة‌ الخاصة‌ بموانع‌ الارث‌ فی‌ کتاب‌ المواریث‌ من‌ (تحریر الوسیلة‌ / ج‌2) للامام‌ الخمینی‌ الراحل‌ ان‌: &amp;quot;المرتد هو من‌ خرج‌ عن‌ الاسلام‌ واختار الکفر وهو بموجب‌ هذه‌ المسألة‌ على‌ قسمین‌ فطری‌ وملّی‌. &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;والاول‌ من‌ کان‌ احد ابویه‌ مسلماً حال‌ انعقاد نطفته‌ ثم‌ اظهر الاسلام‌ بعد بلوغه‌ ثم‌ خرج‌ عنه&amp;quot;‌.... وفی‌ تعریف‌ المرتد الفطری‌ قالت‌ (زبدة‌ الاحکام‌) انه‌ من‌ یولد من‌ أب‌ أو أم‌ او ابوین‌ مسلمین‌ ویکون‌ مسلماً ثم‌ یکفر. &lt;br /&gt;الکاتب‌ الکشمیری‌ الاصل‌ البریطانی‌ الجنسیة‌ مارس‌ عملیة‌ الارتداد عن‌ دینه‌ الاسلامی‌ وانتقل‌ الى‌ حالة‌ الالحاد، وکانت‌ الروایة‌ التی‌ ألّفها ونشرها باسم‌ &amp;quot;الایات‌ الشیطانیة‌&amp;quot; هی‌ العنوان‌ الابرز لارتداده‌، ذلک‌ انه‌ ضمّنها بصراحة‌ کبیرة‌ افکاراً وتعبیرات‌ ـ لم‌ ینکرها ولم‌ یتراجع‌ عنها لاحقاً، تحمل‌ معانی‌ الارتداد والالحاد. &lt;br /&gt;الامام‌ الخمینی‌ (رض‌) تعرض‌ لمعالجة‌ مصداق‌ من‌ المصادیق‌ التی‌ ورد ذکرها فی‌ المسألة‌ الشرعیة‌ المتقدمة‌ وذلک‌ فی‌ معالجته‌ لقضیة‌ سلمان‌ رشدی‌ وکما هو معلوم‌ فان‌ الامام‌ الراحل‌ قاد مشروعاً متقدماً لتأشیر مصادیق‌ المسائل‌ الفقهیة‌ الرئیسیة‌ وتطبیق‌ القواعد الدینیة‌ فی‌ شؤون‌ الحیاة‌ العامة‌. وبمعنی‌ آخر فانه‌ سعی‌ الى‌ نقل‌ المسائل‌ الفقهیة‌ الى‌ مفردات‌ یومیة‌ حیویة‌ من‌ اجل‌ ان‌ تتاح‌ لها فرصة‌ التطبیق‌ من‌ ناحیة‌، ومن‌ اجل‌ نقل‌ الواقع‌ المتخلف‌ الى‌ واقع‌ تنطبق‌ علیه ‌ـ ما امکن‌ ـ مواصفات‌ المجتمع‌ المسلم‌ الذی‌ تحدد معالمه‌ الشریعة‌ الاسلامیة‌. &lt;br /&gt;ان‌ کثیراً من‌ احکام‌ الرسالة‌ العملیة‌ والمتبنیات‌ الفقهیة‌ الاخرى‌ للامام‌ الراحل‌ وجد طریقه‌ الى‌ التطبیق‌، وبعضه‌ لم‌ یثر أیة‌ ملاحظات‌ خاصة‌، ربما لانه‌ کان‌ مع‌ تطبیقاته‌ تکراراً لاحکام‌ وتطبیقات‌ مرعیة‌ سابقاً. غیر ان‌ مصداق‌ الارتداد بالاضافة‌ الى‌ ندرة‌ الالتفات‌ الیه‌ فی‌ المجتمع‌ الاسلامی‌ فانه‌ مصداق‌ لایمکن‌ الحکم‌ به‌ بسهولة‌ لدقته‌ وخطورة‌ النتائج‌ التی‌ تترتب‌ علیه‌. &lt;br /&gt;وعلى‌ الصعید العملی‌ فان‌ مصداق‌ الارتداد فی‌ مسألة‌ سلمان‌ رشدی‌ قد اثار جدلاً واسعاً وتحدیات‌ وردود افعال‌ مختلفة‌ مما یتطلب‌ التوقف‌ والتأمل‌. &lt;br /&gt;&amp;nbsp;خلاصة‌ القضیة‌ ان‌ سلمان‌ رشدی‌، وهو کاتب‌ روایات‌ وقصص‌ قصیرة‌، بریطانی‌ الجنسیة‌ ذو اصل‌ مسلم‌ من‌ کشمیر، ولد مسلماً من‌ ابوین‌ مسلمین‌ فی‌ مدینة‌ بومبای‌ الهندیة‌ ودرس‌ فی‌ مدارسها التبشیریة‌ ثم‌ سافر الى‌ بریطانیا حیث‌ واصل‌ هناک‌ وهو فی‌ سن‌ الثالثة‌ عشر دراسته‌، واخیراً انهی‌ دراسته‌ الجامعیة‌ فی‌ الادب‌ فی‌ جامعة‌ کمبردج‌. ألّف‌ هذا الکاتب‌ القصصی‌ روایة‌ الا´یات‌ الشیطانیة‌ التی‌ تعرض‌ فیها بشکل‌ سافر ومشین‌ لحیاة‌ الرسول‌ الاکرم‌ (ص‌) واستهان‌ بنصوص‌ القرآن‌ الکریم‌ واحکام‌ الشریعة‌. &lt;br /&gt;&amp;nbsp;التکییف‌ الاولی‌ لهذا العمل‌ یتلخص‌ فی‌ انه‌ تراجع‌ عن‌ العقیدة‌ الاسلامیة‌ التی‌ یفترض‌ فی‌ سلمان‌ رشدی‌ انه‌ ولد علیها واعتنقها، وذلک‌ فی‌ المصطلح‌ الشرعی‌ ارتداد عن‌ الدین‌ الاسلامی‌. &lt;br /&gt;والواقع‌ ان‌ هذا الکاتب‌ المرتد لم‌ یعبر فی‌ روایته‌ سیئة‌ الصیت‌ عن‌ خیالات‌ ادیب‌ وقتیة‌ کتلک‌ التی‌ ینجرّ الیها الشاعر فی‌ لحظات‌ سحر معینة‌ وانما کان‌ یعبر فیها عن‌ توجه‌ عقیدی‌ تحول‌ بموجبه‌ عن‌ الدین‌ الذی‌ یحمله‌ وهو الاسلام‌. وهذا امر تؤکده‌ کتابات‌ وتصریحات‌ رشدی‌ الاخری‌، ومنها رسالة‌ بعث‌ بها الى‌ راجیف‌ غاندی‌ رئیس‌ وزراء الهند السابق‌ حیث‌ صرح‌ بأنه‌ (ملحد). &lt;br /&gt;واذا لم‌ نکن‌ هنا فی‌ مقام‌ بیان‌ الموقف‌ الفقهی‌ وشرح‌ کیفیة‌ الاستدلال‌ المؤدیة‌ الى‌ اعتبار سلمان‌ رشدی‌ مرتداً لان‌ ذلک‌ لیس‌ من‌ صمیم‌ اختصاصنا فاننا نکتفی‌ بالاشارة‌ الى‌ ان‌ الامام‌ الخمینی‌ الراحل‌ (رض‌) قد فحص‌ الحالة‌ هذه‌ ووجد انها مصداق‌ للارتداد الفطری‌ واصدر حکمه‌ القاضی‌ بإعدام‌ سلمان‌ رشدی‌ وناشری‌ کتابه‌ «الا´یات‌ الشیطانیة‌» العارفین‌ بمحتواه‌. &lt;br /&gt;لقد مر حتی‌ الان‌ على‌ هذا الحکم‌ حوالی‌ احدی‌ عشرة‌ سنة‌، اذ کان‌ قد صدر فی‌ السابع‌ من‌ رجب‌ عام‌ 1409 ومازالت‌ المناقشات‌ الدائرة‌ حوله‌ على‌ مستویات‌ مختلفة‌ حارة‌ متجددة‌. فماهی‌ الابعاد التی‌ جعلت‌ من‌ قرار الامام‌ الراحل‌ قراراً تاریخیاً له‌ کل‌ هذه‌ الاهمیة‌؟ &lt;br /&gt;القرار بین‌ الدین‌ والسیاسة‌ &lt;br /&gt;هل‌ کان‌ قرار الحکم‌ باعدام‌ سلمان‌ رشدی‌ وناشری‌ کتابه‌ حکماً فقهیاً ام‌ سیاسیاً؟ &lt;br /&gt;لعل‌ هذا التساؤل‌ هو اول‌ وأهم‌ التساؤلات‌ التی‌ اثارها القرار. &lt;br /&gt;والحق‌ اننا اذا نظرنا الى‌ القرار من‌ زاویة‌ منطوقه‌ وجدناه‌ حکماً شرعیاً فی‌ المقام‌ الاول‌، ذلک‌ ان‌ لفظ‌ الحکم‌ بالاعدام‌ انما یختص‌ بالصیاغات‌ القانونیة‌ لا السیاسیة‌ وان‌ السبب‌ الذی‌ اورده‌ الامام‌ الراحل‌ (رض‌) فی‌ حکمه‌ کمبرر لهذا الحکم‌ هو ان‌ الکتاب‌ المشؤوم‌ موضوع‌ البحث‌ قد &amp;quot;اعد وطبع‌ ونشر بهدف‌ الاساءة‌ الى‌ الاسلام‌ والنبی‌ والقرآن‌&amp;quot; تلک‌ الاساءة‌ التی‌ بلغت‌ مبلغ‌ الارتداد عن‌ الدین‌ الذی‌ یحمله‌ المؤلف‌، ومعلوم‌ ان‌ القتل‌ هو حکم‌ المرتد فی‌ هذه‌ الحالة‌. &lt;br /&gt;یؤید هذا الذی‌ نذهب‌ الیه‌ ان‌ الحکم‌ المذکور قد حصل‌ على‌ تعضید خاص‌ من‌ قبل‌ الفقهاء المسلمین‌ على‌ اختلاف‌ مذاهبهم‌، وقد اشاروا فی‌ تاییدهم‌ للحکم‌ الى‌ انه‌ یعبر عن‌ الموقف‌ الشرعی‌ الاسلامی‌ من‌ واقعة‌ الارتداد الفطری‌. وفی‌ هذه‌ المناسبة‌ نشیر الى‌ ان‌ قائد الثورة‌ الاسلامیة‌ باعتباره‌ (اماماً) قد مارس‌ دور القاضی‌ بما له‌ من‌ صلاحیات‌ (الامام‌) الشرعیة‌ لا الدستوریة‌ حیث‌ ان‌ دستور الجمهوریة‌ الاسلامیة‌ لا ینص‌ على‌ صلاحیة‌ قضائیة‌ کهذه‌ لولی‌ &lt;br /&gt;الامر، وان‌ کانت‌ المادة‌ السابعة‌ والخمسون‌ قد نصت‌ على‌ ان‌ سلطات‌ الدولة‌ الثلاث‌ انما تمارس‌ باشراف‌ ولی‌ الامر المطلق‌ وامام‌ الامة‌، والمادة‌ السابعة‌ والخمسون‌ بعد المائة‌ قد نصت‌ على‌ ان‌ رئیس‌ السلطة‌ القضائیة‌ یعیّن‌ من‌ قبل‌ القائد. &lt;br /&gt;غیر ان‌ ما تقدم‌ لا یتعارض‌ مع‌ القول‌ ان‌ الامام‌ الراحل‌ (رض‌) وهو یصدر حکمه‌ الشرعی‌ على‌ المرتد سلمان‌ رشدی‌ قد درس‌ المسألة‌ فی‌ ابعادها المختلفة‌ بما فی‌ ذلک‌ البعد السیاسی‌ سواء ما تعلق‌ منه‌ زمنیاً بمرحلة‌ ما قبل‌ القرار او ما بعده‌، وبعبارة‌ اخری‌ فاننا نری‌ ان‌ الامام‌ (رض‌) قد درس‌ البواعث‌ السیاسیة‌ لصدور کتاب‌ الا´یات‌ الشیطانیة‌ کما درس‌ الاثار السیاسیة‌ المترتبة‌ على‌ قرار الحکم‌ الذی‌ یرید اصداره‌، و ذلک‌ قبل‌ ان‌ یصدر فعلاً. &lt;br /&gt;ان‌ الضجة‌ التی‌ اثارها الغرب‌، ومازال‌ یتابعها باشکال‌ مختلفة‌، حول‌ حکم‌ الامام‌ على‌ المرتد سلمان‌ رشدی‌ لم‌ تکن‌ غائبة‌ عن‌ توقعات‌ الامام‌، ولذلک‌ فانه‌ لم‌ یفاجأ بها عندما وقعت‌، وتعامل‌ معها بطریقته‌ المعهودة‌ التی‌ تتلخص‌ بالثبات‌ على‌ المبدأ وعدم‌ التراجع‌. ولعل‌ الاهم‌ من‌ ذلک‌ انه‌ درس‌ ظروف‌ نشر الکتاب‌ المشؤوم‌، وشخّص‌ العوامل‌ السیاسیة‌ الکامنة‌ وراءه‌، مما اعطى‌ لقرار حکمه‌ قوة‌ مضافة‌ ولموقفه‌ اللاحق‌ من‌ رددود الفعل‌ الغربیة‌ صلابة‌ واصراراً. وقد اشار منطوق‌ الحکم‌ الى‌ واحد من‌ دواعی‌ الطلب‌ من‌ المسلمین‌ اعدام‌ المرتد سلمان‌ رشدی‌ وهو ان‌ &amp;quot;لا یتجرأ احد على‌ التعرض‌ بالاهانة‌ لمقدسات‌ المسلمین‌&amp;quot; واعتبر الامام‌&amp;nbsp; (رض‌) هذه‌ المسألة‌ من‌ الاهمیة‌ بحیث‌ ان‌ الذی‌ یقتل‌ فی‌ سبیلها سیکون‌ شهیداً. &lt;br /&gt;حساب‌ الارباح‌ والخسائر &lt;br /&gt;بعد المدة‌ التی‌ مرت‌ حتی‌ الان‌ على‌ صدور حکم‌ الامام‌ الراحل‌ باعدام‌ المرتد سلمان‌ رشدی‌، ومن‌ خلال‌ دراسة‌ الوقائع‌ اللاحقة‌ المتعلقة‌ به‌ هل‌ یمکن‌ وضع‌ جدول‌ بالارباح‌ والخسائر التی‌ نتجت‌ عن‌ القرار؟ وهل‌ یمکن‌ تقییم‌ القرار من‌ خلال‌ هذا الجدول‌؟&amp;nbsp; &lt;br /&gt;الاجابة‌ الاولیة‌ تقول‌ بان‌ الحکم‌ الذی‌ صدر مادام‌ حکماً شرعیاً فان‌ حساب‌ الارباح‌ والخسائر یصبح‌ حساباً غیر ذی‌ بال‌ ذلک‌ ان‌ مایهم‌ المؤمن‌ هو تطبیق‌ الاحکام‌ الشرعیة‌ مهما کانت‌ تکالیفها، وانه‌ لسعید ان‌ یوفق‌ الى‌ مثل‌ ذلک‌ التطبیق‌ اذا کانت‌ التکالیف‌ باهضة‌. وهنا ینبغی‌ الاشارة‌ الى‌ ان‌ الامام‌ الراحل‌ (رض‌) وهو یتوقع‌، ثم‌ یلاحظ‌ الخطوات‌ التی‌ مارستها اطراف‌ دولیة‌ معینة‌ لاسیما فی‌ الغرب‌ للضغط‌ على‌ ایران‌ و ارغامها على‌ التراجع‌ عن‌ القرار موضوع‌ البحث‌، قد اکد على‌ ان‌ تلک‌ الضغوط‌ لایمکن‌ ان‌ تنتج‌ شیئاً مما یرمون‌ الیه‌، وفی‌ بیان‌ له‌ حول‌ ذلک‌ قال‌ الامام‌ (رض‌) &amp;quot;لعل‌ الاستکبار الغربی‌ قد توهم‌ اننا سنتخاذل‌ بمجرد التلویح‌ باسم‌ السوق‌ المشترکة‌ والمحاصرة‌ الاقتصادیة‌ ونغض‌ النظر عن‌ تنفیذ حکم‌ ربنا العظیم‌&amp;quot; وهکذا &lt;br /&gt;فان‌ قرار سحب‌ السفراء الاوربیین‌ من‌ طهران‌ والتهدیدات‌ المختلفة‌ الاخری‌ لم‌ تنتج‌ شیئاً&amp;nbsp; یذکر فی‌ هذا السبیل‌. &lt;br /&gt;غیر ان‌ الذی‌ ینبغی‌ ذکره‌ ایضاً ان‌ هناک‌ حساباً خاصاً للارباح‌ والخسائر یتضمنه‌ کل‌ حکم‌ شرعی‌ قبل‌ صدوره‌. وبکلمة‌ اخری‌ فان‌ الاحکام‌ الشرعیة‌، وبالتحدید ما یبینه‌ کتاب‌ القضاء من‌ حدود وقصاص‌ و تعزیرات‌، تتضمن‌ بذاتها مصالح‌ معینة‌ محسوبة‌ مقدماً. ومن‌ هذه‌ الزاویة‌ فان‌ العقوبات‌ الوضعیة‌ لاتختلف‌ کثیراً فی‌ المبررات‌ التی‌ تعتمدها عن‌ العقوبات‌ الاسلامیة‌، ذلک‌ ان‌ فلسفة‌ العقوبة‌ تقوم‌ فی‌ الاساس‌ على‌ منع‌ تکرار الجریمة‌ وان‌ اختلفت‌ اشکالها وتقدیراتها بحسب‌ الاحوال‌ والقوانین‌، واذا کانت‌ المدارس‌ العقابیة‌ قد انتهت‌ الى‌ وجوب‌ عدم‌ تضمین‌ العقوبة‌ مشاعر انتقامیة‌ فان‌ الاسلام‌ منذ نزل‌ نادی‌ بکرامة‌ الانسان‌ واخذ هذا الشعار بنظر الاعتبار فی‌ کافة‌ تشریعاته‌ ولم‌ تتعد حالات‌ الاعدام‌ المقررة‌ فی‌ العقوبات‌ الاسلامیة‌ الجرائم‌ الاکثر شدة‌ وضرراً، وهی‌ جرائم‌ معدودة‌. &lt;br /&gt;وبالتالی‌ فان‌ حساب‌ الارباح‌ والخسائر مأخوذ بنظر الاعتبار فی‌ اساس‌ تعیین‌ العقوبات‌ الاسلامیة‌، بل‌ و فی‌ سائر الاحکام‌ الاسلامیة‌ الاخری‌. &lt;br /&gt;وأما حساب‌ الارباح‌ والخسائر الذی‌ یعنون‌ به‌ النتائج‌ المادیة‌ من‌ اقتصادیة‌ وسیاسیة‌ وغیرها مما ترتب‌ على‌ حکم‌ الامام‌ على‌ المرتد سلمان‌ رشدی‌ فانه‌ بعد التمحیص‌ یدل‌ على‌ رحجان‌ کفة‌ الارباح‌ فی‌ الجانب‌ الاسلامی‌ وذلک‌ لما حصلت‌ علیه‌ الدولة‌ الاسلامیة‌ من‌ دعم‌ وتایید من‌ المسلمین‌ والمستضعفین‌ فی‌ انحاء العالم‌ من‌ خلال‌ کون‌ القرار التزاماً بالمبدأیة‌ الاسلامیة‌، وکذلک‌ ما حصلت‌ علیه‌ من‌ نتائج‌ عملیة‌ على‌ صعید علاقاتها بالدول‌ التی‌ هددتها وطلبت‌ الیها التراجع‌ عن‌ حکم‌ الاعدام‌ الصادر بحق‌ المرتد المذکور، وهذا ما یتضح‌ من‌ مقارنة‌ مواقف‌ تلک‌ الدول‌ فی‌ وقت‌ صدور القرار ثم‌ صدور تهدیداتها، وبین‌ مواقفها الان‌ وما اشّرته‌ مسیرة‌ تلک‌ الدول‌ من‌ تنازل‌ امام‌ الاصرار الاسلامی‌ على‌ التعامل‌ نداً لند. &lt;br /&gt;واما اذا تذکرنا هدفیة‌ صدور الکتاب‌ وانه‌ کان‌ یمثل‌ مؤامرة‌ واضحة‌ على‌ الاسلام‌ والصحوة‌ الاسلامیة‌ فان‌ الاصرار على‌ الحکم‌ الصادر بشأنه‌ یأتی‌ فی‌ محله‌، لان‌ مؤامرة‌ من‌ هذا القبیل‌ کان‌ لابد لها من‌ ان‌ تواجه‌ مواجهة‌ جادة‌ ثابتة‌. ویذکر ان‌ الصحوة‌ التی‌ خلقها الحکم‌ باعدام‌ المرتد رشدی‌ لدی‌ الدول‌ الاسلامیة‌ قد اصبحت‌ قیداً وطوقاً حقیقیاً یقید کل‌ اولئک‌ الذین‌ کانوا یفکرون‌ باصدارات‌ شیطانیة‌ مماثلة‌، وحصلت‌ حالات‌ محاسبة‌ لکتاب‌ آخرین‌ فی‌ دول‌ اسلامیة‌ معینة‌ على‌ اثر ما حدث‌ لسلمان‌ رشدی‌. &lt;br /&gt;أوجه‌ اخرى‌ للحساب‌ &lt;br /&gt;ان‌ قرار الحکم‌ موضوع‌ البحث‌ رغم‌ انه‌ لم‌ ینفذ بعد الا انه‌ استوفی‌ عدداً من‌ اغراضه‌ وذلک‌ مفهوم‌ للذین‌ یتأملون‌ فی‌ اوجه‌ الحساب‌ الاخری‌ التی‌ نذکر منها: &lt;br /&gt;1ـ ان‌ هناک‌ عملیات‌ ارتداد مشابهة‌ کانت‌ تنتظر من‌ یوقف‌ تاثیراتها ویبادر الى‌ وضع‌ النقاط‌ على‌ الحروف‌ بشأنها، وتلک‌ مهمة‌ قام‌ بها قرار الامام‌ الجری‌ء، اذ کان‌ من‌ نوع‌ الافعال‌ المبادرة‌ التی‌ تصنع‌ الاحداث‌ ولا تلهث‌ خلفها. &lt;br /&gt;2ـ ان‌ حکم‌ الامام‌ کان‌ بمثابة‌ فعل‌ تعبوی‌ للامة‌ داخل‌ ایران‌ وخارجها خلق‌ صحوة‌ ثقافیة‌ اسلامیة‌ فی‌ مواجهة‌ التغریب‌ والتشریق‌ والالحاد بشکل‌ خاص‌، وهکذا فقد کان‌ جزءاً من‌ عملیة‌ تحصین‌ للامة‌ امام‌ الاخطار المحدقة‌ ومنها عملیات‌ الانتحار العقائدی‌ المتمثل‌ بالارتداد. &lt;br /&gt;3ـ لقد کان‌ حکم‌ الامام‌ رسالة‌ الى‌ کل‌ من‌ ینوی‌ شراً بهذه‌ الامة‌ ثقافیاً وعقائدیاً، وبالتالی‌ فقد کان‌ جزءاً من‌ عملیة‌ ادارة‌ الصراع‌ مع‌ الاعداء المتربصین‌ والذی‌ یتخذ اوجهاً متعددة‌ سیاسیة‌ وثقافیة‌ وعسکریة‌... الخ‌. &lt;br /&gt;4ـ ان‌ حکم‌&amp;nbsp; الامام‌ کان‌ بیاناً لنموذج‌ من‌ نماذج‌ الاحکام‌ الشرعیة‌ ذات‌ الابعاد الحیاتیة‌ الیومیة‌ التی‌ تهمّ المواطن‌ المسلم‌ ولم‌ یکن‌ نوعاً من‌ (الترف‌ القضائی‌) الذی‌ یدبّج‌ النظریات‌ والصیاغات‌ فی‌ مسألة‌ یندر ان‌ یبتلی‌ بها احد. وبالتالی‌ فان‌ الفقه‌ استطاع‌ ان‌ یقدم‌ للحیاة‌ الیومیة‌ للمواطن‌ نموذجاً لما یمکن‌ ان‌ یلعب‌ من‌ دور اجتماعی‌. &lt;br /&gt;5ـ ان‌ حکم‌ الامام‌ کان‌ نقلة‌ موضوعیة‌ کبیرة‌ لامکانیات‌ الفعل‌ الاسلامی‌ الذی‌ یعتمد المبدأیة‌ کقاعدة‌ ومسار وهدف‌، وقد کان‌ بهذا بمثابة‌ هجوم‌ واسع‌ النطاق‌ للدفاع‌ عن‌ النفس‌ وهو مام‌ یسمی‌ بالدفاع‌ باسلوب‌ الهجوم‌، بالرغم‌ من‌ معرفتنا بان‌ الذی‌ شن‌ الهجوم‌ حقیقة‌ هو صاحب‌ کتاب‌ الا´یات‌ الشیطانیة‌ وناشروه‌. اما هجوم‌ الامام‌ للدفاع‌ عن‌ النفس‌ فکان‌ یعتبر هجوماً کما اشرنا وذلک‌ نسبة‌ الى‌ الحالة‌ التی‌ کان‌ یعیشها العالم‌ الاسلامی‌ فی‌ اطار الهجومات‌ الثقافیة‌ التی‌ تشن‌ علیه‌ بشراسة‌ ولؤم‌ فی‌ ساحات‌ خالیة‌ من‌ المقاومة‌ المطلوبة‌&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 22:06:48 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=84</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/08/27/post-84/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title> Who is Imam Mahdi</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/08/26/post-83/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;Hakeemah Khatoon, the aunt of Imam Hassan al-Askari (a.s.) narrates the incident of Imam Mahdi’s (a.t.f.s.) birth as follows: “One day, I went to Imam Hassan al-Askari (a.s.). He (a.s.) requested me, ‘Aunt, Stay with us tonight because my successor will appear.’ I asked, ‘From whom?&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot; style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;’ He (a.s.) answered, ‘Narjis’. I reasoned, ‘But I don’t see any signs of pregnancy in her!’ He retorted, ‘Her likeness is of the mother of Hazrat Moosa (a.s.) who did not have any signs of motherhood till the actual hour of delivery.’&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;I and Narjis slept in one room. At midnight, I became busy in performing the midnight prayers. I said to myself, ‘Dawn is near but whatever Imam Askari (a.s.) had said has not yet come to pass.’ Suddenly from the next room, Imam Askari (a.s.) called out, ‘Aunt! Don’t be in haste.’ Being ashamed (of my thought), I returned to my room. Narjis came forward to receive me, restless and shivering. I held her close to my chest and recited Surah Tauheed, Surah Qadr and Ayat al-Kursi for her. As I was reciting the above verses, the child in the womb was reading along with me. At that very moment, the room shone with light. The sight of Allah’s newborn representative in prostration towards the Holy Kaba delighted me. I picked him up in my arms. Imam Hassan al-Askari (a.s.) called out, ‘Bring my son to me.’ &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot; style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&lt;hr /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&amp;nbsp;I took the infant to his father. He put his tongue in his mouth and laying him in his lap, he ordered, ‘Son, talk, by the permission of Allah.’ At once, the infant began reciting,&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;‘I seek refuge in Allah, the All-Hearing, the All-Seeing from the accursed Shaitan. In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful. And We intend to oblige those who have been rendered weak in the land and that We will make them the Imams and We will make them the heirs. And We will establish them in the earth and We showed Firaon and Haamaan and their armies from them what they were warned. And blessings of Allah be upon Muhammad al-Mustafa, Ali al-Murtaza, Fatema al-Zahra, al-Hassan, al-Hussain, Ali Ibn Husain, Muhammad Ibn Ali, Jafar Ibn Muhammad, Moosa Ibn Jafar, Ali Ibn Moosa, Muhammad Ibn Ali, Ali Ibn Muhammad and, my father Hasan Ibn Ali. &lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&lt;hr /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot; style=&quot;DIRECTION: ltr&quot;&gt;Hakeemah says, ‘We were surrounded by green birds’. Imam Hassan al-Askari (a.s.) looked at one of them and cried, ‘Take care of him (the new infant) till Allah grants him permission. Allah will take His affair to completion.’ I enquired, ‘Who is this bird and who are the other birds that are accompanying him?’ He (a.s.) replied, ‘He is Jibraeel and the others are the angels of divine mercy.’ Thereafter, he (a.s.) said, ‘Aunt! Kindly return the child to his mother so that she becomes happy and joyous. Know that Allah’s Promise is true but most of the people know not.’&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;I returned the child to his mother. He was very clean, pure and unblemished. On his right shoulder, it was inscribed.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;s.) For details, one can refer to the 51st volume of Behaar al-Anwaar and other related books on the subject.&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 03:36:40 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=83</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/08/26/post-83/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>أحمد شاه مسعود</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/07/24/post-82/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وحدها افغانستان من دون کل العالم کانت مشغولة طیلة الاسبوع الماضی عما جرى فی 11 سبتمبر (ایلول) 2001، بحدث آخر اهتزت له، ووقع قبل یومین من ذلک التاریخ فی ذات العام المنصرم، وهو مقتل القائد احمد شاه مسعود فی التاسع من سبتمبر، على ید اثنین من الشبان العرب، &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;وهما مَنْ جندهما تنظیم «القاعدة» فی الأغلب لارتکاب الجریمة لصالح حرکة طالبان بعدما ظل مسعود یقود الحرب ضدها بصلابة وعناد طیلة خمس سنوات، الأمر الذی یسوغ لنا ان نقول ان قتل الرجل کان بمثابة «الهزة الأرضیة» التی وقعت فی افغانستان، وسبقت «الزلزال» الذی وقع فی نیویورک.حتى أکون دقیقا، فان مناسبة مرور عام على اغتیال القائد مسعود لم تکن شاغلا لکل افغانستان، وإنما کانت الحکومة والاعلام ومناطق التاجیک الشمالیة هی أکثر من انشغل باحیاء الذکرى، بینما اختلف الامر نسبیا فی مناطق البشتون فی النصف الجنوبی من افغانستان، والاوزبک فی جزء آخر من الشمال، إذ ظلت الحکومة والتلفزیون والاذاعة والصحف الیومیة تتحدث فی الموضوع طول الوقت، وتعبر عن الحزن والأسى بکل السبل، وکانت مناطق التاجیک ترفع الاعلام السوداء فی کل مکان، وتنظم مجالس العزاء وتذرف الدموع على القائد الشهید، الذی غطت صوره جدران المبانی وواجهات المحلات، فی حین ان صدى المناسبة کان أکثر تواضعا فی قندهار وجلال اباد ومزار شریف على سبیل المثال، وهی من معاقل البشتون والاوزبک، وبطبیعة الحال فان ذلک لم یمنع ممثلی کل الفئات والاعراف الافغانیة من المشارکة فی الاحتفالات الرسمیة التی اقامتها الدولة، وعلى رأسها الاحتفال الحاشد الذی اقیم بملعب العاصمة کابل فی التاسع من سبتمبر، الذی اصبح عطلة رسمیة، واعتبر فی التقویم الافغانی «یوم الشهید».&lt;br /&gt;حضرت فی کابل مؤتمرا دولیا اقیم فی المناسبة اشترکت فیه وفود وشخصیات من تسع دول، وتحدث فی افتتاحه ممثلو الاعراف الرئیسیة فی افغانستان، کما القیت فی جلساته التی استمرت یومین کلمات الوفود والشخصیات المدعوة، التی سلط بعضها الضوء على شخصیة القائد الشهید، فی حین رکز البعض الآخر على مشروعه وفکره. فی الیوم الثالث شهد الجمیع الحفل الکبیر الذی اقیم بالملعب وارید له ان یعکس أجماع الأمة الافغانیة على احیاء ذکرى الرجل، وقد تصدرت الملعب صورة مسعود، التی وضعت الى جوارها صورة لمؤسس الدولة الافغانیة قبل 250 عاما احمد خان الابدالی (احمد شاه بابا). أما الیوم الرابع فقد خصص لزیارة قبر الشهید الذی یبعد عن العاصمة بحوالی 100 کیلومتر، وقد اقیم فوق أحد جبال وادی «بنشیر» الذی یعتبرونه «مقبرة الغزاة» السوفییت فی نقطة وسط بین مقر قیادته الذی اقیم فوق قمة اعلى، وقریة «خانیس» التی تمتد على سفح الوادی بمحاذاة وادی بنشیر.&lt;br /&gt;وقتذاک تحولت العاصمة کابل ومناطق الشمال التاجیکیة على الأقل الى سرادق کبیر للعزاء، وقد ذکرتنی مراسم وطقوس احیاء الذکرى، التی کان بکاء الکثیرین قاسما مشترکا فیها، بأجواء الحزن البالغ التی تخیم على مجتمعات الشیعة فی ذکرى مقتل الامام الحسین بکربلاء. ومن مصادفات الاقدار ان یکون یوم مقتل الشهید مسعود فی التاسع من سبتمبر، بینما التاسع من محرم هو الیوم الذی انتهى فیه الاعداد لقتل الامام الحسین، ونفذت الجریمة فی الیوم العاشر.&lt;br /&gt;غاب العرب عن المؤتمر، إذ باستثناء اثنین جاءا یمثلان المؤتمر الشعبی الحاکم فی السودان کنت العربی الثالث، ولم تکن هناک أیة مشارکات عربیة أخرى، فی حین کان الحضور الآسیوی والأوروبی والامیرکی قویا وواضحا. کان أکبر الوفد من جمهوریة تاجکستان المجاورة، وجاء الوفد الایرانی فی المرتبة الثانیة، والفرنسی فی المرتبة الثالثة، وکان عدد أعضاء کل وفد یتراوح بین 10 و15 شخصا، وقد لوحظ ان الوفد الفرنسی ضمنه اعضاء فی البرلمان ومثقفون وصحفیون. أما الباقون فکانوا من الهند والیابان وایطالیا والمانیا وانجلترا والولایات المتحدة...إلخ.&lt;br /&gt;وسواء کان الغیاب الذی أعنیه ناشئا عن تردد وتخوف من الجانب العربی، أو حتى تقاعس واهمال من الجانب الافغانی، فالمشاهد ان العرب الذین رووا بدمائهم أرض افغانستان، وبعضهم حارب یوما ما مع احمد شاه مسعود، قبل ان یصطفوا الى جانب حرکة طالبان، اختفوا لیس فقط من المؤتمر، وإنما من المسرح الافغانی عامة، وتلک قصة طویلة ومحزنة، لست فی مقام تحریرها الآن.&lt;br /&gt;غیر أن أکثر ما یهمنی فی هذه المناسبة هو مراجعة مشهد الخصومة، الذی انتهى بتلک النهایة المأساویة والمخجلة، ولا ارید بهذه المراجعة سوى ان تستخلص دروس التجربة وعبرتها، لان ذلک القائد الفذ، الذی ظل یوصف طیلة سنوات الجهاد ضد السوفییت بأنه «أسد بنشیر» شوهت صورته فیما بعد، وتم تجریح بطولته وکرامته واعتقاده، حتى استحل البعض دمه، وبعثوا إلیه بمن قتله غدرا، فی جریمة نکراء، أحسب ان کثیرین سیحاسبون علیها أمام الله، سواء ممن حرضوا القتلة، أو اولئک الذین والوهم وأیدوهم، وحتى اولئک الذین سکتوا عن الفتنة حتى استفحلت وأدت الى وقوع کارثة فی نهایة المطاف.&lt;br /&gt;ما أرید أن أقوله اننا أخطأنا فی حق احمد شاه مسعود، وظلمناه وبقسوة لم تکن مبررة، واننا مدینون له بالاعتذار عن الخطأ فی حقه، کما اننا ینبغی ألا نتردد فی اعلان البراءة ممن قتلوه فاعلین کانوا أم محرضین، واعتبار الجمیع مجرمین فی حق الدین قبل الدنیا.&lt;br /&gt;أدری ان احمد شاه مسعود کان له خصوم من الافغان (قلب الدین حکمتیار زعیم «الحزب الاسلامی» فی مقدمتهم، وله کتاب طبع فی ایران بعنوان «مؤامرة مکتومة» (کرس معظمه لتشویه مسعود وتصفیة الحساب معه) وکان زعماء حرکة طالبان بدورهم من خصومه الذین ناصبوه العداء، ورفضوا التفاهم معه. غیر ان الخطأ الجسیم الذی ارتکبه العرب فی افغانستان انهم بعد الانسحاب السوفییتی، وبعد انتهاء المرحلة الجهادیة ورطوا أنفسهم فی السیاسات والصراعات الداخلیة الافغانیة، التی کانت أبعد ما تکون عن الجهاد، واصطفوا الى جانب حکمتیار تارة، والى جانب طالبان فی طور آخر، فلوثوا جهادهم وأهالوا التراب على صفحته المجیدة، وانتهوا الى تلک النهایة البائسة التی تعرف.&lt;br /&gt;ان «أسد بنشیر» حوله خصومه الى موال للشیوعیین وحلیف للشیعة وعمیل للغرب بالمعنى الاخلاقی فضلا عن السیاسی، وکانت هذه أکاذیب استهدفت اغتیال مسعود معنویا والتمهید لتصفیته جسدیا، ولاحقا تبین ان اتصالاته بالسوفییت کانت من قبیل تسکین جبهة للترکیز على جبهة أخرى، کما تبین ان الرجل کان یتطلع بعد تحریر افغانستان الى تخلیص الجمهوریات الاسلامیة فی وسط آسیا من الهیمنة السوفییتیة. وکان قد أجرى اتصالات مع ممثلی الحرکة الوطنیة والاسلامیة فی تاجکستان، کما ساعد الاوزبک والشیشان. أما الشیعة فاذا کان التحالف معهم تهمه، فان خصمه حکمتیار الذی شنع علیه لهذا السبب، انتهى متحالفا مع الشیعة ضد مسعود. وفیما یخص سلوکه وأخلاقه فیکفی ان یشهد لصالحه فی ذلک شیخ المجاهدین الشهید عبد الله عزام وزعیم الاتحاد الاسلامی الشیخ عبد رب الرسول سیاف، وقد اشادا بخلقه واستقامته والتزامه بالفرائض الدینیة والطاعات، أما مزایاه الشخصیة وقدراته العسکریة والاستراتیجیة الفذة، فلم یختلف علیها أحد.&lt;br /&gt;ان الذین حاربوه کانوا من ذلک النموذج الذی ادانه الحدیث النبوی الشریف واعتبر ان من علاماته انه «اذا خاصم فجر»، ومن أسف ان الصورة التی رسمت لاحمد شاه مسعود عممت على العالم العربی، وأثرت على صورة الرجل فی الادراک العام، حتى شاع بین بعض شرائح المسلمین ان مسعود حین حارب طالبان فإنما حارب دولة الاسلام، وهذا لم یکن صحیحا على الاطلاق، لان الرجل الذی لم یکن ینام إلا متوضئا کما وقف محاربا ضد التطرف اللادینی فی الجهاد ضد السوفییت، فانه حارب التطرف الدینی فی نموذج طالبان، وهو ما قلته فی کلمتی الى المؤتمر، وذهبت الى ان القائد الشهید کان یدافع عن أمل أهل الوسط فی الساحة الاسلامیة، ممن یحلمون بأن تقام فی بلادهم یوما ما الدولة الاسلامیة الدیمقراطیة، التی تبنى على دعائم من کتاب الله وسنة رسوله، ویتطلع فی الوقت ذاته الى قیام مجتمع العدل والمساواة والحریة والدیمقراطیة.&lt;br /&gt;علماؤنا خدعوا بدورهم وانطلت علیهم الأکذوبة، وهم الذین لم یکونوا بعیدین یوما ما عن مسیرة الجهاد الافغانی، وانما توجهت جهودهم للمصالحة والتوفیق بین فصائل المجاهدین الذین کثیرا ما دبت الخلافات بینهم، غیر انه حین اختلف احمد شاه مسعود مع زعماء طالبان، ورغم انه کان معه فی «التحالف» الشیخان ربانی وسیاف، فان اولئک العلماء التزموا الصمت ووقفوا متفرجین بعیدا عن المسرح، ولم یستجیبوا حتى للنداء القرآنی الذی یدعو الى الصلح بین طوائف المسلمین، إذا ما دب الخلاف والشقاق بینهم.&lt;br /&gt;لقد سُرق الوعی الاسلامی فی لحظة ما کان ینبغی ان یغیب فیها، وکان لذلک التغییب ثمنه الفادح الذی دفعه الجهاد والمجاهدون فی افغانستان، وقد آن لنا ان نعترف بالخطأ وان نعتذر عنه، لکن یبقى السؤال، کم یا ترى ظلمنا من الناس من جراء تصدیقنا لأولئک النفر من المسلمین، الذین اذا خاصموا فجروا؟ ۱&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1. الشرق الأوسط، لندن، 16/09/2002. &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;فهمی هویدی&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 20:24:58 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=82</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/07/24/post-82/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>نگاهى به اندیشه هاى جان میر شایمر</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/06/28/post-81/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;وى در سال 1947 در بروکلبن متولد شد و تا 8 سالگى در همان جا ساکن بود تا اینکه به همراه خانواده‌اش به یکى از مناطق&amp;nbsp;اطراف نیویورک به نام وست چستر کانترى (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;West chester country&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) رفت. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;در 17 سالگى در ارتش آمریکا ثبت نام کرد و یک سال بعد به دانشگاه افسرى آمریکا در وست پوینت(&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;st point&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) پیوست و تا سال 1970 در آنجا مشغول به تحصیل شد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بعد از فارغ التحصیلى پنج سال به‌عنوان افسر نیروى هوایى خدمت کرد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;هنگامى که در نیروى هوایى حضور داشت همزمان در رشته روابط بین‌الملل مشغول به تحصیل شد و تا سال 1974 در دانشگاه کالیفرنیاى جنوبى مشغول به تحصیل شد. در سال 1981 از دانشگاه کرنل(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;cornell&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) موفق به دریافت مدرک دکترى در رشته روابط بین‌الملل گردید. از سال 1978-79 در موسسه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Brookings&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; در واشنگتن مشغول به فعالیت تحقیقاتى بود. از سال 1980 تا 1982 دوره‌اى تخصصى و فوق دکترى را در مرکز امور بین‌الملل دانشگاه هاروارد طى کرد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;از سال 1982به عضویت دانشگاه شیکاگو در مى‌آید و در بخش علوم سیاسى به‌عنوان استاد به فعالیت و تدریس مى‌پردازد. در سال 1987 به رتبه استاد ؟؟ دست مى‌یابد و از سال 1989 تا 1992مسئولیت بخش علوم سیاسى دانشگاه شیکاگو را به عهده مى‌گیرد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;میرشایمر در زمینه‌هاى متعددى داراى فعالیت‌هاى علمى مناسبى مى‌باشد. در حوزه امنیت ملى داراى نوشته‌ها ومقالاتى است. در زمینه تئورى‌هاى روابط بین‌الملل خصوصا نئورئالیسم به تحقیق ومکالمه پرداخته و انتقاداتى را به این نحله فکرى دارد او جزء رئالیسم‌هاى تهاجمی(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;offen sive realism&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) استاد مکاتب کلاسیک رنئورا درحوزه ایجاد امنیت ناکارآمد مى‌داند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در سال 2006 شایمر و استفان دالت و چندى دیگر از اساتید دانشگاه کتابى را به صورت کارگروهى در ارتباط با قدرت اسرائیل در شکل دادن به سیاست خارجى آمریکا به چاپ رساندند. آنها معتقد هستند لابى صهیونیسم یک ائتلاف آزاد از افراد گروه‌هاى قدرتمند است که سیاست آمریکا در یک مسیر اسرائیلى (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Isreal-pro&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) هدایت مى‌کنند. انتشار این کتاب باعث در گرفتن بحث‌هاى فراوانى در سطح دنیا بین مخالفان و موافقانش گردید و قابل ذکر است که درسال 2006 بارها تجدید چاپ شده و به‌عنوان پرفروش‌ترین کتاب معرفى شده است.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;(واقع‌گرایى تهاجمی)&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;offensive realism&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;bestseller&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;او از پیشگامان انشعاب تئورى‌هاى کلاسیک رئالیستى به رئالیسم تهاجمى است. واقع‌گرى تهاجمى ساختارى است که برخلاف نظریات کلاسیک مورگنتا رقابت‌هاى امنیتى میان قدرت‌هاى بزرگ را در محیط آنارشیک بین‌الملل بر طبق طبیعت بشر نمى‌داند. بر اساس تئورى‌هاى واقع‌گرایى تهاجمى دولت به یک میزان خاص از قدرت قانع و راضى نیستند بلکه براى کسب امنیت حقیقى همیشه به دنبال افزایش قدرت خود بوده و قصد دارند تبدیل به یک هژمونى قدرتمند شوند. او در کتاب (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;The Tragedy of great power&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) این گونه بیان مى‌دارد: براى حفظ امنیت امروز و فرداى کشور چه میزان از قدرت کافى است؟ قدرت‌هاى بزرگ دریافته‌اند که بهترین راه براى بیمه کردن امنیتشان رسیدن به هژمونى است. تنها دولتى‌هایى که با یک روش نامناسب مدیریت مى‌شوند ممکن است فرصت تبدیل شدن به یک هژمونى را در سیستم بین‌المللى از دست بدهند زیرا آن دولت‌ها تصور مى‌کنند که قدرت کافى براى ماندن و بقا را در سیستم بین‌المللى دارا هستند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بر اساس عقیده‌ میرشایمر: یک قدرت بزرگ که ازیک توان قابل ملاحظه‌اى سود و بهره مى‌برد باید در قبال سایر رقبا بسیار تهاجمى عمل کند چرا که در فضاى موجود سایر رقبا همین کار را انجام مى‌دهند. وى نظریه ملح دموکراتیک را رد مى‌کند و معتقد است دموکراسى وخصوصا لیبرال دموکراسى نمى‌تواند از بروز جنگ جلوگیرى کند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;او معتقد است که یک دولت نمى‌تواند تبدیل به یک هژمونى جهانى شود. به عقیده وى دولت‌ها به دنبال تبدیل شدن به یک هژمون منطقه‌اى هستند او این نکته را هم اضافه مى‌کند دولت‌هاى قدرتمند از این که دیگر دولت‌ها تبدیل به هژمون منطقه‌اى شوند جلوگیرى مى‌کنند وسعى مى‌کنند درامور دیگر مداخله کنند. دولت‌هایى مانند آمریکا تنها باید مانند موج شکن‌هاى ساحل واسکله براى بالانس اوضاع مداخله کننده (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;offshore balancer&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) آن هم زمانى که قدرت‌هاى بزرگ دیگر نمى‌توانند از برخاستن یک هژمون دیگر جلوگیرى کنند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;او از سیاست آمریکا در قبال چین به شدت انتقاد مى‌کند به اعتقاد وى درست است که امروزه چین حالت یک دولت نظامى را ندارد لکن با توجه به تجارت آمریکا با چین و نتیجتا کمک به اقتصاد این کشور در سال‌هاى آ‌ینده چین تبدیل به یک هژمون قدرتمند منطقه‌اى مى‌شود، امنیت آمریکا را تهدید خواهد کرد. به عقیده وى همسایگان چین از افزایش قدرت چین نگران هستند و نشانه این نگرانى همانا افزایش پیمان‌هاى آنها با آمریکاست و آنها قصد دارند از آمریکا در قبال چین به‌عنوان تعدیل کننده قدرت استفاده کنند تا چین آینده آنان را تهدید نکند.&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Conventional Deterrence &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;او دراین کتاب بیان مى‌دارد اینکه کدام کشور، چه کسى تصمیم مى‌گیرد جنگ را شروع کند بستگى دارد به برآیند به دست آ‌مده و نتیجه حاصله از درگیرى نظامى.اگر احتمال پیروزى بالا باشد و هزینه جنگ پایین باشد موانع جنگ از بین خواهد رفت و در غیر این صورت یعنى اگر موفقیت و پیروزى غیر متحمل باشد و یا هزینه زیادى از جانب جنگ تحمیل شود موانع نبرد کماکان موجود است و نبرد رخ نخواهد داد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;او سه استراتژى جنگى را معرفى مى‌کند:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;1- جنگ سایشى و فرسایشی (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;attrition-of-war&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) در این استراتژى احتمال موفقیت بسیار کم است و جنگ داراى هزینه‌اى بالا است.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;2- هدف محدود (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;oims-ited&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) در این نوع استراتژى هدف مشخص و محدود است خطر ریسک کمى دارد و هزینه پایینى را تحمیل مى‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;3- استراتژى حمله رعد آسا (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;blitzkrieng&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) این نوع استراتژى شکست سریع و حتمى دشمن را به دنبال دارد وهزینه کمى را تحمیل خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;او معتقد است در میدان‌هاى جنگ‌هاى مدرن و امروزى شکست و یا پیروزى به این بستگى دارد که دولت مهاجم تا چه میزان بتواند استراتژى حمله رعدآسا را اجرا کند. در این استراتژى ازماشین‌ها و تانک‌هاى با سرعت استفاده مى‌شود تا نفوذ و ضربه‌اى عمیق به عقبه دشمن وارد کند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;استراتژى‌هاى دیگر ناکارآمد است چرا که آنها بسیار پرهزینه هستند و احتمال موفقیت نیز پایین است و اهداف و منافع کمى را پوشش خواهد داد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;حال اگر کشورى توانمندى بهره‌گیرى از استراتژى نبرد رعدآسا را داشته باشد نبرد رخ خواهد داد چرا که منافع به دست آمده به مراتب از هزینه و تلفات جنگ بیشتر است وریسک و خطر شروع جنگ پایین است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;گسترش سلاح‌هاى اتمى &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Nuclear proliferation&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;او در سال 90 مقاله جنجال آمیزى به نام بازگشت به آینده (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Back of the future&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) منتشر کرد. او در این مقاله عنوان مى‌دارد که در ادامه جنگ سرد اروپا به محیط چند قطبى اوایل قرن بیستم برخواهد گشت ونهایتا احتمال رخ دادن نبردى دیگر دراین منطقه افزایش مى‌یابد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;در مقاله مذکور و در مقاله‌اى دیگر در سال 93 وى آمریکا را توصیه مى‌کند تا براى جلوگیرى از جنگ در اروپا، آلمان واوکراین را به گسترش سلاح‌هاى اتمی(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Nuclear arsenal&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;) تشویق کند. خصوصا این که در این دو کشور شاهد افزایش ناسیونالیسم افراطى هستیم. او احتمال وقوع جنگ را در اروپا جدى مى‌داند درصورتى که آلمان براى تسخیر اروپا کمى بیشتر تلاش کند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;او در سال هاى 98و 2000 در مقاله‌اى در نیویورک تایمز از تلاش هند در به دست آوردن سلاح اتمى دفاع کرد. در دفاع از عقیده خود این گونه بیان مى‌دارد که هند دلایل استراتژیک خوبى براى داشتن سلاح اتمى دارد خصوصا در مقابل چین و پاکستان داشتن سلاح هسته‌اى ثبات منطقه را تامین مى‌کند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;(جنگ عراق 1991)&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Iraq war&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;او در سال 91 در مقاله‌اى پیش‌بینى کرده بود آمریکا بسیار سریع به پیروزى خواهد رسید و کمتر از هزار تلفات خواهد داشت ومى‌تواند به راحتى ارتش عراق را از کویت بیرون کند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;وى به دلایلى اشاره مى‌کند که پیروزى آمریکا را کامل روشن مى‌کند این دلایل عبارتنداز:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;1- ارتش عراق یک ارتش جهان سومى است و توانایى و آمادگى لازم جهت جابه‌جایى سریع در صحنه نبرد را ندارد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;2- ارتش آمریکا هم مجهز‌تر است و هم آبادتر.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;3- توپخانه‌ آ‌مریکا بسیار سریع‌تر و مهجز‌تر از عراق است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;4- نیروى هوایى آمریکا آزادانه‌ مى‌تواند نیروى زمینى عراق را مورد حمله قرار دهد چرا که نیروى هوایى عراق ضعیف است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;5- نیروهاى عراقى رنجور و خسته هستند و به دلیل نبردهاى متعدد ضعیف شده‌اند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;همه این پیش‌بینى‌هاى وى در مورد پیروزى سریع آمریکا درست از آب درآمد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;جنگ عراق &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Iraq war 2002&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;میر شایمر یکى از مخالفین جدى جنگ عراق است. وى در سال 2002 جزء 30 نفر اندیشمندى بود که طى نامه‌اى در نیویورک تایمز مخالفت خود را با حمله به عراق و نابودى صدام به بوش اعلام کردند. او معتقد است که حمله به عراق بهانه‌اى است تا افکار عمومى را از جریان قدس منحرف کند جریانى که به عقیده وى تهدید بزرگى است براى امنیت ملى آمریکا. او بر این باور است که جنگ و حمله به عراق لازم نبود چرا که آمریکا مى‌توانست اوضاع عراق را به مانند گذشته اداره کند حکومت صدام را نگه دارد همان گونه که بعد از جنگ خلیج یک دهه حکومت او را حفظ کرده واز طریق حکومت او منافع آمریکا را تامین کند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;او پیش‌بینى کرده است که آ‌مریکا مدت‌ها درعراق خواهد ماند و باید تا چند سال عراق را در اشغال خود داشته باشد.&lt;/font&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot; size=&quot;1&quot;&gt;منبع: روزنامه - رسالت&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;</description>
					<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 01:00:56 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=81</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/06/28/post-81/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>نقد علم گرایی در حوزه دین</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/06/24/post-80/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot; &quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اساسا بسیارند دانش پژوهانی که مدت ها یک درس را میخوانند ولی هیچگاه به گوهر و کنه آن راه نمیابند و هر گز در ذهن خویش نمی کاوند که آن علم برطرف کننده کدام نیاز و پاسخگوی کدام مجهول و گره گشای کدام معضل &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;است ؟!&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;&lt;/font&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;و عجیب تر آن که برخی از این روشن فکران ما در رشته های مختلف پزشکی ، مهندسی و ... تخصص لازم را کسب مینمایند ولی برای علوم دینی چنان تخصصی را لازم نمی شمرند و هنگامی که&lt;span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;بعضا استاد مربوطه در دانشگاه مقدسات دینی و گفتار پیامبران را زیر سوال می برد ، این دانشجویان هستند که او را تصدیق میکنند و او رادر این استهزاء و سخره گویی با او همکاری میکنند زیرا می بینند&lt;span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;که آن استاد برای اثبات قانون فیزیک معادلات دقیقی به کار می برد ، از این روی به وی اعتماد کرده و گفتار او را در هر مورد گرچه خارج از رشته تخصصی او باشد ، سند می پندارند ، با این که در حقیقت استاد بیچاره نه تنها حقیقتی را بیان نکرده بلکه به پستی گراییده و فرسنگ ها از حقیقت دور افتاده و تنها توانایی او و به اصطلاح بینش علمی&lt;span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;استاد همان دانستن همان محدود فرضیاتی است که دانش حقیقی نبوده و همواره دستخوش تغییر و جرخ و تعدیل میشود و تا هنگامی به قوت خود بافی است که از عهده تفسیر پدیده های مورد نظر خود برآید . این ها را گفتم تا بدانیم و باور کنیم در جایی که شعائر &lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;فردی یک مسلمان نیز احتیاج به کسب قوه اجتهاد دارد ( در غیر این صورت نیاز به تقلید است) به طریق اولی&lt;span&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;نظریه پردازی در حوزه دین کالایی است که نمیتوان آن را در دکان هر سروش تباهی یافت ....&lt;/font&gt;&lt;/span&gt; </description>
					<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 18:40:12 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=80</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/06/24/post-80/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>گر به هوا پری مگسی باشی !</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/06/20/post-79/</link>
					<description>این اراده خداوند است که اهل اسلام می بایست بر اهل فتنه پیروز شوند و الزاما این سیطره در استراژی های سیاسی و نظامی ملاحظه نمی شود بلکه تحقیقات مدرن اسلامی در چارچوب پاسخ به نیاز عصر حاضر می تواند الگوی تازه ای در جهان سیاست و اقتصاد و اجتماع پدید آورد ....&lt;p&gt;&lt;hr /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;با این اوصاف وضع فعلی پژوهش های اسلامی چیزی را نشان نمی دهد که حاکی از برداشتن گام های بلند در جهت تحقق هدف مذکور باشد در حالی که این قلمرو ، توانایی و قابلیت آن را دارد که با پوشش خود بتواند از آنچه در اعماق هستی میگذرد ، {بیش از آنچه از راه های پیش افتاده مطلع میشویم} ، آگاهمان سازد.&lt;br /&gt;با مقدمه فوق به نظر می رسد علت فقدان تحقیقات کارشناسانه اسلامی در حاشیه قرار گرفتن اسلام نسبت به موضوعاتی است که حضور اسلام در آنها فقط جنبه خبری دارد ، از این روی کارشناسانی که حوزه تحقیق آنها در اسلام معاصر است ، لازم نیست تنها بر مفاهیمی تکیه کنند که ضرورتا در جهان اسلام می گذرد زیرا بخش بزرگی از زندگی بشر نه محدود به متون است و نه منحصر در اشخاص و نه در ساختار خشک فعلی که باعث آمده تا کلمه&lt;a href=&quot;http://bayan.parsiblog.com/Archive13974.htm&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#6699cc&quot;&gt;&lt;strong&gt;اسلام&lt;/strong&gt; &lt;/font&gt;&lt;/a&gt;برای ما فهرست طویلی از &lt;a href=&quot;http://www.sid.ir/Fa/VEWSSID/J_pdf/68213842310.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#6699cc&quot;&gt;الفاظ و اصطلاحات&lt;/font&gt;&lt;/a&gt; را فراهم آورد که باید بکوشیم از آن سر دربیاوریم.....در صورتی که احکام و شئون اسلامی&amp;nbsp; مختص به مسلمین نیست بلکه قابل ارائه به آحاد بشریت بدون در نظر گرفتن اندیشه و رای و مرزهای جغرافیایی است ، به عنوان مثال&amp;nbsp; از پژوهشگری که در آکسفورد یا بستون در مورد بیماری خاصی مثل ایدز تحقیق میکند ، انتظار می رود بر اساس معیارها و فرمول ها و قرار دادهای طب امروز که توسط همگنانش شکل گرفته ، تبعیت نماید در حالی که پژوهشگر مسلمان با استناد به حدیث &lt;strong&gt;لکل داء دواء&lt;/strong&gt; در می یابد که حتما برای این بیماری درمانی وجود دارد و در مرحله بعد با استناد به آیه شریفه&amp;nbsp; &lt;strong&gt;وَالتِّینِ وَالزَّیتُونِ&lt;/strong&gt; (و التزام به این امر که خداوند متعال حکیم است و شخص حکیم به شیء پست سوگند یاد نمیکند) می تواند تحقیق خود را از خواص درمانی این دو میوه ( انجیر و زیتون ) شروع نماید ؛ اما گویی یک توافق عمومی است که قلمرو دین را تنها در حوزه احکام فردی منحصر نموده ایم به گونه ای که اسلام را سپر بلای هر الگویی که دوست نداریم در جهان پدید آید، کرده ایم .&lt;br /&gt;بی شک در جهان امروز تردید و شبهه و اندیشه هایی که درباره اسلام داریم زمانی مرتفع خواهد شد که انسان مسلمان Homo islamicus&amp;nbsp;برچسب هایی را که رسوبات کهنه و خصومت زا را به همراه دارد ( مثل ترک ، عرب و عجم و...) کنار بگذارد و به بنیاد گرایی اسلامی از نوع مدرن آن به عنوان تنها راه نجات بشریت بازگشت نماید.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;به دیگر سخن : تردیدی نیست که به مریخ رفتن از ضروریات ترقی و تعالی بشر امروز است ولی به شرط آن که محرک&amp;nbsp; خیر و خوبی در آن باشد و الا حرف همان است که عارف محبوب خودمان خواجه عبد الله انصاری قرن ها پیش از این گفته که : &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;u&gt;&lt;a style=&quot;COLOR: rgb(0,0,204)&quot; href=&quot;http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%D9%85%DA%AF%D8%B3&quot;&gt;گر به هوا پری مگسی باشی ....&lt;/a&gt;&lt;/u&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 06:53:13 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=79</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/06/20/post-79/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>کتاب خاطرات عزت شاهی</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/05/10/post-78/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;کتاب حاضر، مجموعه از خاطرات عزت‌شاهی؛ مبارز است که توانست در جریان رویارویی قهرآمیز با رژیم شاه از زیر ضربات مهلک ساواک و شکنجه‌های روحی دوران بازجویی و زندان جان نه چندان سالم &amp;nbsp;«اما زنده» به در برد و خود را به پیروزی انقلاب اسلامی برساند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&amp;nbsp;او اگر چه چند صباحی خود از برنامه‌‌ریزان و مجریان نظام نوپای انقلابی جمهوری اسلامی بود، اما خیلی زود از این گذرگاه عبور کرد و فقط به نظاره وقایع سالهای بعد و آثار و تبعات آن نشست. چرایی این دوری و درگیر شدن با موج انقلابی قبل و پس از انقلاب اسلامی را می‌توان در گفتگوها و خاطرات شیوای وی یافت. با کنار رفتن گرد و غبار از خاطرات عزت‌شاهی درمی‌یابیم که یاد گفته‌های او خاطره صرف و یا فقط حکایات تلخ و شیرین و شرح سردی و گرمی و تصویر شادی و غم زندگی نیست، بلکه تاریخ دو دهه مبارزه با رژیم شاه و سرگذشت جریانهای سیاسی قهرآمیز و گروههای مبارز مسلح و قصه آدمهایی که با هر مرام، عقیده و مسلکی، روزی، روزگاری برای رسیدن به آرمانهای همیشگی بشری، همچون عدالت، قسط، مساوات و جامعة خالی از تبعیض قیام کردند و برای آن خون دادند و خون ریختند. عزت‌شاهی با بیان خاطراتش بی‌هیچ واهمه و تعارفی بسیاری از جریانها و شخصیتهای مطرح سیاسی تاریخ معاصر را به چالش کشیده است. &lt;br /&gt;خاطرات و تحلیل او به دور از هر پسند این و آنانی که بی‌ملاحظه نسبت به منافع و مضارهای شخصیتی، جناحی، حزبی و فقط به زعم او برای ایفای وظیفه در قبال تاریخ بیان شده است. وی در خاطراتش بسیاری از گروهها و سازمانهای مبارز و برانداز دهه چهل و پنجاه را به چالش کشیده و نقد و بررسی آن جریانها پرداخته است.&lt;br /&gt;تدوین کننده کتاب برای مستندسازی کتاب در منابع و مآخذ متنوع از قبیل منابع مکتوب الکترونیکی و منابع شفاهی به تحقیق و جستجو پرداخته و حدود سه هزار سند، اخبار، گزارشهای حوادث مربوط به گروهها و مبارزان ضد شاهی قبل از انقلاب و پس از انقلاب، شرح زندگی شخصیتهای مطرح قبل و پس از انقلاب را واکاویده و با عزت‌شاهی در میان گذاشته است. حاصل آن است که پیش روی شماست. ویژگی ممیزه این خاطرات نسبت به خاطرات تک‌نگاری شده دیگر، در تاریخ شفاهی بودن آن است. چرا که برای تعریض و تأیید گفتار شفاهی نقبی به اظهارات و گفتار شفاهی شخصیتهای مطرح د رخاطرات وی زده است. کاظمی این افراد را از نقاط دور و نزدیک در فرایند سخت و دشوار یافته و به پای مصاحبه در خصوص موضوعات تحقیق نشانده است تا حقیقت تاریخی دور از شایبة این و آن عیان گردد. کاظمی در فرایند شکل‌گیری کتاب تلاش کرده تا جای ممکن برای شخصیت و نقش‌آفرینان خاطرات عزت‌شاهی و حوادث و رخدادهای دوران مبارزات وی سند و مدرک ارائه دهد و حقیقت تاریخی را بازسازی نماید تا چیزی پنهان نماند. وی در شرح احوال و در صورت امکان مشخصات ظاهری ایشان اشاره کند، تا خواننده با داده‌ها و اطلاعات بیشتری داوری نمایند. زیبایی کتاب علاوه بر پرکشش بودن حوادث خاطراتی، اسناد کاربردی و عکسهای درج شده در پایان کتاب است که برای هر عکسی شرحی منطبق از متن خاطرات و پی‌نوشتها آورده شده است.&lt;br /&gt;نثر روان و منسجم کاظمی که گفتار و کلام عزت‌شاهی را ضمن لحن و لهجه وی به زیبایی آراسته است به شیفتگی خوانندگان برای ادامه خواندن کتاب کمک می‌کند. مطالعه کتاب برای محققین، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان به تاریخ سیاست و ادبیات، خالی از لطف نیست.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://horman-unity.com/wp-content/uploads/2009/03/ezatshahi.rar&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img align=&quot;absMiddle&quot; src=&quot;http://img.piqlet.com/downlofpf.png&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Sat, 1 Aug 2009 22:57:30 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=78</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/05/10/post-78/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/04/27/post-75/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;افسوس که در عرصه فرهنگ مجبوریم قلم را بر کاغذی بچرخانیم که در انتظار نقدی بی نقاب بر اندیشه تئوریسین تساهل و تسامح است ، زیرا هرگز باور نمی کردیم که موسوی مدافع دین و انقلاب با گردش بیست ساله چرخ زمان به سمت اندیشه ای بچرخد که آن تفکر در زیر چتر تساهل و تسامح ، حقیقت دین و آرمان ملت ایران و ارزش های الهی را زیر سوال ببرد ...&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;م&lt;hr /&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;و بر مدافعان اسلام ناب محمدی بخندد و خط خود را از خط امامت و ولایت جدا کند . البته عده ای این چرخش را بر باور تقدیر رقم میزنند و ما آن را بر کژاندیشی بار میکنیم.. به هر حال بازی در این عرصه تا به آنجا پیش رفته که ایشان علنا با الگوگیری مدل های انقلاب مخملی در هندوراس و گرجستان و اکراین در پی به دست آوردن قدرت در کشور بود که این مقایسه یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی ایشان بود....برای درک این اشتباه و روشن تر شدن اذهان خواننده گرامی و به دست آوردن تحلیل تکنیکال از روند حوادث ماضی و آتی کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی را مرور می کنیم ، بی شک الگو ها و روش های پیشنهادی نویسنده (جین شارپ) بی شباهت به حوادث اخیر کشور نیست ، در قسمتی از کتاب میخوانیم : در حدود دویست روش از اقدامات غیرخشونت آمیز شناخته شده و مطمئنا روش های بسیار دیگری وجود دارند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;این روش ها تحت سه دسته اصلی طبقه بندی شد ه اند : اعتراض و ترغیب، عدم همکاری و تهاجم . روش های اعتراض وترغیب اکثرا تظاهرات نمادین هستند که شامل رژه ها، راه پیمایی ها و شب زنده داری ها می شود...&lt;br /&gt;مطمئنا با مطالعه کتاب هیچ گونه تردیدی باقی نمی ماند که دشمنان خارجی و داخلی در یک برنامه مدون و از پیش تعیین شده به دنبال نفی نظام دینی و بازگشت حاکمیت غیر مذهبی برای کشور بودند که این طرح علاوه بر بهره گیری از قدرت استکبار جهانی و اهریمنان داخلی نیازمند افراد فریب خورده بود که در لباس خودی و با نام و اعتبار دانشجو و جوان و ...بود که البته این امر محقق نشد چرا که تخریبگران حکومت دینی قدرت رهبری و مردم را در طرح های مدون خود در نظر نگرفته بودند ...با اعتراف به این شکست سیاسی است که ابراهیم یزدی سرکرده گروهک نهضت به اصطلاح آزادی اعلام میکند : تنها راه معقول ، مطمئن و مفید و عملی برای بهبود اوضاع ، مبارزه سیاسی با هدف تغییرات تدریجی و آرام است .... که این امر صورت نخواهد گرفت ان شاء الله زیرا این وعده حتمی خداوند متعال است که &lt;font color=&quot;#000066&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://moslemin.persianblog.ir/post/159/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;strong&gt;فان حزب الله هم الغالبون&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;در خاتمه شما خواننده گرامی را به مطالعه متن کامل کتاب ( ممنوع الانتشار ) از دیکتاتوری تا دموکراسی دعوت میکنم ، باشد که در سایه کسب این داده ها به محاسبه صحیح روندی از وضعیت فعلی و تحلیل حوادث آینده کشور و نقش خود به عنوان یک ایرانی مسلمان دست پیدا کنیم .&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.ned.org/mena/fa/pdfdocs/BedoneMarz_From_dictatorship_to_democracy.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img.piqlet.com/downlofpf.png&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 07:30:16 GMT</pubDate>
          <comments></comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/04/27/post-75/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>در خانه ات یهودی‌ و خارج از خانه انسان باش</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/04/19/post-74/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: 'Arial','sans-serif'&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در این مقاله درصددیم تا به بررسی مقوله امنیت اجتماعی، به عنوان یکی از ابعاد امنیت در جامعه رژیم صهیونیستی با رویکردی جامعه شناختی بپردازیم.&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Arial&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;در این تلقی، امنیت به معنای وجود وفاق و انسجام اجتماعی در نظر گرفته شده که خود زمینه ساز شکل گیری پدیده «ملت» و «هویت ملی» به معنای واقعی آن و گذار از فرایندهای مربوط به ملت سازی است.&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Arial&quot; size=&quot;3&quot;&gt;بدیهی است که شکاف های اجتماعی – فرهنگی در شکل فعال و زنده خود همواره به عنوان یکی از موانع اصلی وفاق و انسجام اجتماعی عمل می کند و این مسئله طبعاً در روند شکل گیری هویت واحد و منسجم ملی اختلال ایجاد خواهد نمود.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;Arial&quot; size=&quot;3&quot;&gt;ین پژوهش ضمن بررسی جامعه رژیم صهیونیستی به عنوان مورد مطالعاتی، وضعیت خاص و منحصر به فرد این جامعه و شکاف های اجتماعی – فرهنگی عمده موجود در آن، که منجر به ایجاد بحران در راه شکل گیری هویت واحد ملی و فرایند ملت سازی شده را مورد بحث و واکاوی قرار داده است. نویسنده شکاف های اجتماعی – فرهنگی درونی جامعه رژیم صهیونیستی را تهدیدی اساسی برای مقوله امنیت اجتماعی و نهایتاً در سطح کلان تر امنیت ملی فرض نموده است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a title=&quot;دانلود&quot; href=&quot;http://upload.iranblog.com/6/1247074928.zip&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img align=&quot;baseline&quot; alt=&quot;download&quot; src=&quot;http://img.piqlet.com/downlofpf.png&quot; border=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 00:58:32 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=74</comments>
          <author>دانیال</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/04/19/post-74/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>کتاب امام علی صدای عدالت انسانی</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/04/15/post-73/</link>
					<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span&gt;جرج جرداق حدود سال ۱۹۲۶ میلادی در جدیده مرجعیون واقع در جنوب لبنان در یک خانواده مسیحی چشم به جهان گشود. پدر و مادرش منتسب به یک قبیله یمنی بادیه نشین بودند و نسبت به مسائل فرهنگی، علمی و ادبی و آموزش اهتمام خاصی داشتند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;hr /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&amp;nbsp;آنان به حضرت علی (ع) بسیار ارادت می‏ورزیدند و بر سر درب خانه خود، سنگی را نصب کرده بودند، که روی آن جمله لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار حک شده بود. برادر بزرگش به نام فواد جرداق شاعر و زبان شناس بزرگ لبنان بود، که تالیفات زیادی دارد...&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جرج جرداق دوره ابتدایی را در شهر خود به پایان رسانید، سپس به بیروت که یکی از مراکز مهم آموزش عربی محسوب می‏شد، عزیمت نمود. او با نبوغ ذاتی، علاقه و شوق به کسب علم و تلاش شبانه روزی، پیشرفت فوق‏العاده‏ای در تحصیل داشت.&lt;br /&gt;از دوازده سالگی با تشویق برادر بزرگش به مطالعه نهج البلاغه پرداخت و بخش‏های زیادی از این کتاب را حفظ کرد. جرج جرداق در سنین کودکی همواره با قرآن و نهج البلاغه مانوس بود و مدام آنها را مطالعه می‏کرد….&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بیش از سیزده سال نداشت، که اولین اثر خود را به صورت نمایشنامه‏ای منظوم، در رابطه با آداب دوستی نوشت.در سن هفده سالگی که در دبیرستان تحصیل می‏کرد، کتابی تحت عنوان عن الموسیقی و کتاب دیگری به نام الفیلسوف نوشت و منتشر ساخت. این کتاب‏ها مورد استقبال بسیاری از نویسندگان برجسته عرب، مثل دکتر طه حسین قرار گرفت و به عنوان کتاب درسی برای دانشجویان دوره‏های عالی کشور مصر تعیین شد.&lt;br /&gt;جرج جرداق بعد از پایان تحصیلات، تدریس ادبیات و فلسفه اسلامی را در دانشگاه بیروت بر عهده گرفت و ضمن تدریس به عنوان نویسنده با مطبوعات عربی و هم چنین با رادیو تلویزیون لبنان همکاری داشت. علاوه بر این شعر می‏سرود و اشعارش از حیث زیبایی، وزن و موسیقی ممتاز بود، به طوری که بسیاری از خوانندگان مشهور عرب، اشعار جرج جرداق را برای آوازهای معروف و ماندگار خود بر می‏گزیدند.&lt;br /&gt;جرج جرداق در نویسندگی روش تازه‏ای انتخاب کرد، که از لحاظ ظرافت، تصویرگری، عمق و تاثیرگذاری، شیوه‏ای جدید و تازه بود و به همین دلیل است که بسیاری از آثار این نویسنده توانا، به زبان‏های دیگر ترجمه و منتشر شده است.&lt;br /&gt;این استاد آزاده علاوه بر مقالات علمی و برنامه‏های رادیویی و تلویزیونی، بیش از سی کتاب ارزشمند تالیف کرده است. کتاب‏های جرج جرداق متنوع و در زمینه‏های قصه، تاریخ، هنرهای نمایشی، نقد و بررسی، مفاسد آمریکا و دو مجموعه شعر می‏باشد.&lt;br /&gt;یکی از مهم‏ترین آثار جرج جرداق که آن را در ۲۸ سالگی نوشته کتاب امام علی، صدای عدالت انسانی است، که در سال ۱۹۵۸ میلادی انتشار یافت. این کتاب در پنج جلد تدوین گردیده است و انتشار آن به عنوان یک حادثه عظیم در جهان اندیشه اسلامی، نظر بزرگان شیعه و سنی را به خود جلب نمود.&lt;br /&gt;استاد توفیق ابراهیم درباره این کتاب می‏نویسد:&lt;br /&gt;این کتاب عالی‏ترین شاهکاری است، که به جهان عرب اهداء گردیده و بزرگترین خدمتی است، که به لبنان و میراث عرب شده است.&lt;br /&gt;هنگامی که از جرج جرداق سوال می‏کنند، که انگیزه‏اش از تالیف این کتاب چه بوده؟ وی پاسخ می‏دهد:&lt;br /&gt;من معتقدم که اختلاف زیادی بین اسلام و مسیحیت وجود ندارد، انسانیت، همه ادیان را در یک نقطه جمع می‏کند. همه ادیان در واقع یک دین هستند و اختلاف بین ادیان، در حقیقت ناشی از اختلاف زمانی و شرائط حاکم بر زمان‏های مختلف است. او ادامه می‏دهد:&lt;br /&gt;در دوران کودکی موقعی که از مدرسه خارج می‏شدم، زیر درخت بلوط می‏نشستم و به حفظ کردن سوره‏های قرآن و خطبه‏ها و مواعظ امام علی (ع) می‏پرداختم، با چنین حال و هوایی چگونه می‏توانستم، درباره نهج البلاغه چیزی ننویسم، در حالی که قانون اساسی دل‏انگیز نهج البلاغه، مهم‏ترین متون فلسفی و ادبی عرب را که هر دانشجویی به آن نیاز دارد، در خود جای داده است.&lt;br /&gt;از آغاز تحصیل در مدرسه و دانشگاه، با این موضوع آشنا و مانوس بودم و دریافتم که علیرغم آن چه نویسندگان معروف مانند عفاد و دیگران درباره امام علی (ع) نوشته‏اند، درباره زندگی امام علی (ع) تحقیق برجسته‏ای انجام نگرفته و نویسندگان تنها به اثبات حقانیت او در ولایت و خلافت پرداخته‏اند، لذا این انگیزه در من بوجود آمد که درباره نهج البلاغه فکر کنم و به چیزی که دیگران، از پرداختن به آن باز مانده‏اند، بپردازم و…&lt;br /&gt;بعضی از آثار جرج جرداق، درباره حضرت علی (ع) و نهج البلاغه، که به زبان فارسی ترجمه شده است عبارتند از:&lt;br /&gt;۱ - امام علی (ع) صدای عدالت انسانی، توسط سید هادی خسروشاهی و مرحوم استاد مصطفی زمانی در شش جلد.&lt;br /&gt;۲ - شگفتی‏های نهج البلاغه، توسط فخرالدین حجازی.&lt;br /&gt;این دانشمند متعهد و آزاداندیش، هم اکنون در منطقه شرقی بیروت زندگی می‏کند، منطقه‏ای که به عنوان یک منطقه بسته مسیحی، معبر هیچ مسلمانی نمی‏باشد، شخصیت بزرگی را در دل خویش پرورش داده است، که حقیقت جوئی، همه مرزها را در برابرش فرو ریخته است. جنگ ویرانگر سال‏های اخیر بیروت، این پایگاه فرهنگی و ادب عرب را به ویرانه‏ای مبدل کرده و بیروت شرقی و غربی را با حصاری خونین، از هم جدا ساخته است، اما در وراء همین مظلومیت هایی که بر مسلمانان رفته، چشمه هایی از انصاف و عشق، در دل جرج جرداق‏ها تراویده است، که علی (ع) را چونان خورشیدی می‏بینند، که بر همه انسان‏ها لازم است، از پرتو نور و حرارتش بهره گیرند و گرم شوند.&lt;br /&gt;جرج جرداق درباره امام خمینی (ره) می‏نویسد:&lt;br /&gt;در عظمت شخصیت این بزرگ، هیچ تردیدی ندارم، در واقع ایشان با ویژگی‏های بارز خویش، جهان اسلام و عرب را، با اقدامات آزادی خواهانه و نهضت اسلامی خود، که اینک همه پایتخت‏های جهان اسلام و عرب را درنوردیده، تحت تاثیر قرار داده است.&lt;br /&gt;امام خمینی (ره) نیروی عظیمی در ایجاد خود باوری در انسان‏ها بودند. او اندیشه‏ای آزاد و گسترده داشت، که ملت و امتی را در جهت برقراری حکومت عدل الهی رهنمون ساخت.&lt;br /&gt;امام خمینی (ره) در مدت کوتاهی توانست میراث عظیمی از خاطرات، عواطف، آمادگی‏ها و روحیات انقلابی به یادگار گذارد.&lt;br /&gt;تعدادی دیگر از آثار و داستانهای تاریخی جرج جرداق، عبارتند از:&lt;br /&gt;۱ - ابونواس.&lt;br /&gt;۲ - آوارگان.&lt;br /&gt;۳ - اسطوره عرب.&lt;br /&gt;۴ - داستانها و دختر شیطان.&lt;br /&gt;۵ - درباره شعر ادبی.&lt;br /&gt;۶ - شیطان در پرده.&lt;br /&gt;۷ - صلاح الدین.&lt;br /&gt;۸ - عرب و اسلام.&lt;br /&gt;۹ - فتنه‏های پاریس.&lt;br /&gt;۱۰ - قصیده‏ها و یاران.&lt;br /&gt;۱۱ - قطره‏ها و کاخها.&lt;br /&gt;۱۲ - قلب شیر.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span&gt;دانلود کتاب با&amp;nbsp; فرمت PDF : &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://dl.afdownload.com/ebook/Imam-Ali-Sedaie-Edalat-2.zip&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#9b6200&quot;&gt;علی صدای عدالت انسانی &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span&gt;دانلود کتاب &lt;/span&gt;&lt;span&gt;علی صدای عدالت انسانی برای موبایل :&lt;/span&gt;&lt;a href=&quot;http://dl.afdownload.com/ebook/Imam-Ali-Sedaie-Edalat-2.zip&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font color=&quot;#9b6200&quot;&gt;علی صدای عدالت انسانی&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;</description>
					<pubDate>Mon, 6 Jul 2009 22:53:21 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=73</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/04/15/post-73/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title>250 خاطره منتشر نشده از دکتر احمدی نژاد</title>
					<link>http://www.danyal.ir/1388/04/09/post-72/</link>
					<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: '2  Titr'; COLOR: #002060; FONT-SIZE: 14pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;جناب آقاى دکتر احمدى نژاد! &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: '2  Titr'; COLOR: #002060; FONT-SIZE: 14pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مى دانیم که از خواندن برخى از این نوشته ها اعصابتان به هم مى ریزد.شاید لعن و نفرینمان هم بکنیدکه چرا زندگى خصوصى شما را توى ویترین گذاشتیم تا همه ببینند&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;. اما .....&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;امّا به ما حق بدهید. ما، جوانان&amp;nbsp;ایرانى هدفى جز روشن کردن اذهان عمومى نسبت به کسى که چهار سال رئیس جمهورآنها بوده است، نداشته ایم. تنها جرم ما اگر دادگاهى تشکیل شود و محاکمه شویم، این است و بس! در طى این چهار سال، جسته و گریخته، خاطراتى از کارها و عملکرد شما به گوش مردم رسیده. خوش شانسى ما این بود که صحبتهاى خصوصى پسرتان، علیرضا با چند نفر از دوستانش ضبط شده و در اختیار ما قرار گرفت. این نوار زوایاى پنهان زیادى از شخصیت&amp;nbsp;شما را برایمان شناساند و تشنه ترمان کرد تا در مورد شما بیشتر بدانیم.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;a title=&quot;دانلود کنید&quot; href=&quot;http://www.easyul.com/1246334395/ahmadi%20nejad.zip.dl&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;img border=&quot;0&quot; hspace=&quot;5&quot; alt=&quot;دانلود کنید&quot; vspace=&quot;5&quot; src=&quot;http://img.piqlet.com/downlofpf.png&quot; complete=&quot;true&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
					<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 08:37:11 GMT</pubDate>
          <comments>http://www.danyal.ir/Comments.bs?PostID=72</comments>
          <author>آرزو</author>
          <guid>http://www.danyal.ir/1388/04/09/post-72/</guid>
				</item>
			
    
	</channel>
</rss>
